آمار بازدیدکنندگان سایت

01350075
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
1237
3355
12359
60122
106919
1350075

آی‌پی شما: 54.80.115.140
امروز: ساعت

تأثیر توهم در عدم اطمینان به سرمایه گذاری بخش غیر دولتی در کشور !

 

باید بتوانیم میراثدار باشیم ! چقدر سخت است که کشور برای کنترل فرار مغزها وقت و اعتبار هزینه شود و برای جلب و تکریم مغزها و یا حفاظت از سرمایه انسانی، برنامه ای نبیند

 

تأثیر توهم در عدم اطمینان به سرمایه گذاری بخش غیر دولتی در کشور !

باید بتوانیم میراثدار باشیم ! چقدر سخت است که کشور برای کنترل فرار مغزها وقت و اعتبار هزینه شود و برای جلب و تکریم مغزها و یا حفاظت از سرمایه انسانی، برنامه ای نبیند و عقده گشایی ناشی از بیکاری آنها در کف خیابان ها جستجو گردد و مباحث اقتصادی به عنوان مسئله اول کشور با پندار و گمان برخی به مسئله دست چندمی تبدیل شود.

هنوز هم می توان به سهولت به سمت تحرک اقتصادی رفت، یعنی هنوز سخت نیست. مرحله سخت راهبری ایجاد امید به تحرک اقتصادی، در واقع شرایطی است که هیچ یک از آحاد جامعه نتواند هیچ حرفی را از هیچ کس گوش دهد. در این اعتراضات همه جناح ها اذعان کردند که ریشه اعتراضات نا مشخص و غیر قابل انتساب به جناح بندی سیاسی اجتماعی و به طور مشخص حتی فقط اقتصادی نیست.

من به طور واضح در بسیاری از فعالیت های مرتبط با بنگاه های اقتصادی مرتبط با بخش کشاورزی و منابع طبیعی و گردشگری و معدن، یک شرایط حسرت خواری را غالب بر امور اجرایی می بینم ! وضعیت را می شود به گونه ای تفسیر کرد که مردم و نظام متأثر از تهدید زیستی رفتار فرار به جلو از خود بروز داه است. این رفتار مصداق ضرب المثل «یارو از ترس مرگ خودکشی کرد» است.

مسبب آنچه که منجر به حسرت خواری و بروز رفتار فرار رو به جلو شد، توسعه نگرش ژورنالیستی فینیستی مبتنی بر هیجان و احساس در جامعه است.

هر کسی در حوزه مأموریت و حرفه و تخصصش به بخشی از اقتصاد راکد و اقتصاد بیمار و اقتصاد مقاومتی درونزا نظاره می کند، آنچه من دیدم و مخالفت کردم و نتوانستم نظر پوپولیستی ایده پردازان تنفس جنگل را بپذیرم، به هم خوردن شرایط و مزیت اقتصاد جنگل در طرح جنگلداری و تبعات بد ناشی از اختلال در روند اجرای طرح بود و همچنین نتوانستم آنها را متقاعد کنم که تنفس اشتباه است و بدین وصف ناچاراً‌ به دلیل تنهایی در تفکر و اجرا مجبور به رفتن شدم و حالا می بینم ! همان شد که گفته بودم یا نوشته بودم.

دولت واقعاً نتوانست ۸۰ میلیارد تومان به اجرای قانون تنفس اختصاص دهد، اجرای قانون تنفس نیز با ابلاغ خاتمه قرارداد، کمی بیش از اقدام شجاعانه، یک حرکت انتحاری بود. درد این است که جز ناظرین بخش اجرای مدیریت جنگل، کس دیگری نمی داند « پرداخت حقوق ماهانه حدود یک میلیون تومانی یک کارمند بی ثبات از لحاظ شرایط استخدامی که پنج ماه معوق می ماند» یعنی چه !

در حالیکه جنگل کشور توانایی ایجاد فرصت شغلی ۳۰ هزار نفری دانش آموختگان را داشته باشد و یا در بخش مراتع کشور توانایی ایجاد فرصت شغلی ۲۰ هزار نفری، بدون نیاز به اعتبار دولتی دارد و شائبه ضعف نظارت را رفع و سطح حفاظت منابع جنگلی و مرتعی را ارتقا می دهد، توجه کردن به ایده های پوپولیستی و همنوا کردن ژورنالیست ها و فمینست هاییکه از تهدید زیستی در کشور ملتهب شده اند، برای مقامات جامعه که نقش راهبری و مدیریت کلان کشور را دارند، بسیار تأمل بر انگیز است.

وقتی برای بهینه سازی مدیریت ۱۴میلیون هکتار از جنگل های کشور، می توان برای سی میلیون نفر دانش آموخته فرصت شغلی بدون نیاز به اعتبار دولتی تعریف نمود، چرا و چگونه چند کوتوله مدعی به حفظ و صیانت از جنگل می توانند، جنگلداری را با ایده تنفس جنگل به سُخره بگیرند ؟.

آیا آنها در این سه ساله اخیر جز تُف کردن به خدمات پنجاه ساله جنگلبانان و ایجاد اختلال در روند طرح های جنگلداری، هدیه و ارمغان دیگری آوردند، با برگزاری این همه جلسات و مدعوین متنوع و متعدد، دست یافته آی هم برای ارائه طرح جایگزین نداشتند ! داشتند ؟

هنوز دیر نشده است که بگویند، ایجاد اعتماد برای رفع بی ثباتی و ترس از عدم اطمینان در راستای استفاده از توان و سرمایه بخش غیر دولتی غیر ممکن است، حسرت خواران دانسته یا ندانسته، یک دیوار بی اعتمادی در پیش روی سرمایه گذاری سرمایه گذاران و کارآفرینان ایجاد کرده اند و مقامات کشور باید آستین همت بالا زنند و این دیوار توهم را که قطعا بر سر این مردم شایسته خدمت آوار می شود، هر چه با دقت و با سرعت بردارند، در قاموس میراثداری انقلاب این تنها فرصت ممکن را نباید از دست داد.

كاربران آنلاين

ما 62 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم