آمار بازدیدکنندگان سایت

01520570
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
115
2219
4828
36077
50755
1520570

آی‌پی شما: 54.196.38.114
امروز: ساعت

من از چنین داوری برای عملکرد جنگلداری متعجب نیستم !

نتیجه داوری ناعادلانه و از روی عدم اشرافیت به موضوع در مورد جنگلداری و اقتصاد درونزای جنگل توسطمعدودی افرادی در کشور، حتی مقامات کشوری و شخصیت های علمی را به اشتباه انداخت

 

 

من از چنین داوری برای عملکرد جنگلداری متعجب نیستم !

نتیجه داوری ناعادلانه و از روی عدم اشرافیت به موضوع در مورد جنگلداری و اقتصاد درونزای جنگل توسط  معدود افرادی در کشور، حتی مقامات کشوری و شخصیت های علمی را به اشتباه انداخت و اکنون جنگل ها در وضعیت متأثر از توقف بهره برداری به تعطیلی طرح های جنگلداری رسید و با از هم گسیختگی مدیریتی ناشی از کمبود منابع مالی اعتباری و کمبود نیروی انسانی در ایفای تکلیف مختلف قانونی مواجه شد، به نحویکه به دلیل فقدان دانش قادر به ارائه طرح جایگزین برای طرح های متوقف شده نیستند !

گاهی در عین عدم وقوف به عملکرد اجرایی جنگلداران در فضای مجازی کلمات و عباراتی نوشته می شود و ما برای حفاظت از اراده حفاظتی نیروهای موجود مجبور به واکنش می شویم، تا از اراده حفاظتی و انگیزه های معنوی که در این روزها به دلیل عدم امنیت شغلی، ضعیف و متزلزل است صیانت شود.

در یک پاراگراف از پست یک دانش آموخته در گروه همراهان، در ارتباط با طرح های جنگلداری مطالبی بیان شده و من لازم دیدم در مورد بیان سراسر موهن و بی اساس ایشان که برخی انواع تخریب را مکرر در این گروه به طرح های جنگلداری نسبت می دهند، این یادداشت را بنویسم !

او می گوید ؛

'' البته من که کوچکترین هستم در این گروه و یک دانش ‌آموخته‌ی ساده‌ و با دانش اندک در رشته جنگلداری هستم، با طرح تنفس جنگل موافق هستم چرا که روندی را که در سی، چهل سال اخیر شاهد بودیم تنها برداشت بی‌رویه و غیرمجاز چوب بوده و تخریب جنگل ها و ویلاسازی توسط مسئولین و اقوام و فرزندانشان و ... در تابستان هم به بهانه‌ی گرما ، آتش زدن عمدی عرصه‌های جنگلی و تبدیل به زمین‌هایی برای تغییر کاربری و یا ساخت هتل و بدست آوردن سود میلیاردی و هزاران هزار ناهنجاری‌هایی که در دل جنگل‌ها متاسفانه تا کنون رخ داده است.

او از روند سی چهل سال اخیر که شاهد برداشت بی‌رویه و غیرمجاز چوب بوده می گوید ؛ ''

سنش که اقتضا نمی کند او قطعاً جوان است و زمان زیادی را باید در کار اجرایی جنگل باشد، تا متوجه مفهوم واژه ها و عبارات متداول در جنگلداری شود، اما در عین حال می نویسد شاهد بوده است، احتمالا ایشان حتی روستایی جنگل نشین هم نیست، تا چه رسد به اینکه شاهد عملیات جنگلداران در جنگلداری باشد !  احتمالا حتی ایشان واحدهای عملی درس جنگلداری – جنگلشناسی – آماربرداری – بهره برداری و... را نیز در جنگل شمال و در طرح جنگلداری طی نکرده باشد !

او از برداشت بی رویه می گوید در حالیکه معنی بی رویه را متوجه نیست ! نمی داند امکان برداشت چیست و رعایت امکان برداشت برای هیات نشانه گذاری الزامی نیست و تکلیف قانونی تحت دانش عملی هیات نشانه گذار، منطبق بر وضع جنگل در برنامه زمانی مکانی است. یعنی نظر هیات نشانه گذار بر تراز مالی طرح و طرح مصوب و قرارداد و مواد قانونی مرتبط، رجحان دارد و قانونگذار رعایت مباحث اقتصادی اجرای طرح جنگلداری یا حقوق مجری را ناشی از قرارداد در ضمن ماده ۸ قانون مزبور ملحوظ کرده است.

او دانش آموخته ایست که استادش حتی به او اجازه نداده و نمی دهد، تا فقط برای یکبار و بر روی یک نمودار برداشت ۳۷ ساله مدیریت جنگل تأمل کند و بیاندیشد ! در مورد آنچه شنیده است، با آنچه که به اجرا درآمده و نظارت شده است، باید از طریق تجزیه و تحلیل اطلاعات قابل استناد موجود از یکدیگر متمایز نماید.

به او باید گفت که استنباط و برداشت اشتباهی دارد؛ زیرا در طول این ۳۷ سال فقط سه چهار سال اول پس از الحاق سازمان جنگل ها به وزارت جهاد سازندگی یعنی سال ۶۹ برادران جهادگر با کار جهادی این نان را در دامان جنگلداری کشور گذاشتند، که اکنون گفته می شود، طرح های جنگلداری نزدیک به دو میلیون مترمکعب برداشت دارند، در حالیکه در واقع از حجم برداشت ۱۹۳۶۱۸۰ مترمکعبی سال اوج یعنی ۷۳ ، حجم برداشت چوب خارج از طرح ها و مخصوصاً ملج خشک و حجم برداشت خارج از جنگل یعنی محاوط و باغی بیش از ۵۰۰ هزار متر مکعب بوده است. اکنون برادران جهادی آن موقع جنگلبان تر از جنگلبانان ادعای جنگلبانی دارند.

او از تخریب جنگل ها و ویلاسازی توسط مسئولین و اقوام و فرزندانشان می گوید ؛

اما او ابتدا باید بداند که ویلاسازی دارای فرایند تجاوز به عرصه جنگل طرح و تغییر کاربری و احداث بنا در محدوده طرح است، جنگلبان ها احتمالا چشم بر این حقایقی که او و استادش می بینند و دیگران قادر به دیدنش نیستند به جنگلبان ها نشان دهد که در اجرای طرح های جنگلداری ویلا سازی شده است ! جنگلبان ها به اقوامشان چنین فرصتی داده اند ؟ اگر نتوانست ثابت کند ! شهامت عذر خواهی داشته باشد ! اساتیدش که بانی ایده استراحت جنگل بوده اند، با وصف اینکه به پول مفت نفت نرسیدند، نفس جنگل را گرفتند، شهامت عذر خواهی را از دست داده اند.

او نسبت ناروایی به جنگلبانان داده است، جنگلبانان عرصه محدوده طرح را مانند پاره تنشان می دانستند و می دانند، این نکته در رفتار آنها نسبت به بررسی تقاضای واگذاری زمین مستتر است. خوب است ادم به خودش زحمت دهد صورت جلسات ناظرین طرح ها را در مورد واگذاری عرصه محاط در طرح جنگلداری را بخواند و اگر توانست به جز موارد مرتبط با روند اجرای طرح، یک صورت جلسه موافق پیدا کند، این نسبت ناروا به جنگلبانان روا دارد !  هتاکی به این شکل همراهی نیست !

او از آتش زدن عمدی عرصه‌های جنگلی و تبدیل به زمین‌هایی برای تغییر کاربری می گوید؛

اما به این دلیل که آماربرداری را در کلاس به صورت تئوری در محوطه دانشکده خوانده و قادر به راستایی آزمایی جنگلبانان نیست ! وگر نه می رفت مساحت طرح های جنگلداری دارای سابقه اجرای مستمر بیش از سی سال اجرا را چک می کرد ! و انگاه می گفت مهندس مساحت فلان طرح  دو یا سه هکتار و یا کمی بیشتر کاهش یافته است !

کسی که توانایی اظهار نظر بر اساس بررسی و تحقیق و پژوهش را ندارد !  وظیفه اش این است، مانند یک فرد عادی جامعه از جنگلبان ها بپرسد و به اظهارات اعتماد کند و یا مانند یک دانشجو برای افزایش دانش خود بپرسد و منبع مرجع بخواهد !

سمباده کشیدن بر روی زخم ناتوانی جنگلبانان که چرا یک مجری طرح فاقد صلاحیت در فلان سال به فلان مدیرکل تحمیل شده است و چرا با یک مسیر شبکه عمومی عمرانی موافقت کرده اند ؟

عدم وقوف به مبحث کنار گذاشتن سیاست جنگل در مدیریت جنگل است و این درس را خوب به او نیاموخته اند و او نمی تواند رجحان دادن سیاست عمومی جامعه بر نظر جنگلبانان و جنگلبان زدایی در جنگل و جنگلداری درست استنباط و تعبیر و تفسیر کند ! بنابراین می توان گفت برخی تنها نام جنگلداری را شنیده اند و امر بر آنها مشتبه شده است که مدیریت علمی عملی جنگلداری را می شناسند !‌

اینگونه اظهار نظر به منزله اذیت کردن محض است که اگر جنگلبانان به هر دلیل از جمله عدم همراهی دولت وقت و یا بدنه دولت، نتوانستند همه سطوح جنگل های شمال را زیر پوشش مدیریت تهیه و اجرای طرح جنگلداری ببرند !‌ روی این پاشنه آشیل جنگلبانی نشانه گیری کنند و نمک بر روی زخم جنگلبانی بپاشند !

پاشنه آشیل جنگلبانی را به رخ جنگلبانان نکشند، نتیجه کارشان این است که نسل تلاشگر و مسئولیت پذیر و فعال فعلی با توجه به انگیزه های مادی تحلیل رفته و عدم دریافت به موقع حقوق و مأموریت و آضافه کاری و جمعه کاری و کفش و چکمه و لباس گرم که دیگر خبری نیست و یادش بخیر !‌ در انجام وظیفه خود تأمل می کنند، زحمات دوستان بازنشسته خود را می بیند که چگونه مورد بی مهری سرکار خانمی با عنوان پری در گروه همراهان شمیم قرار گرفته است.

انگیزه مادی که نیست و انگیزه معنوی را برای ادامه کار نابود نکنید، جنگل بی قرقبان و بی جنگلبان می ماند !



كاربران آنلاين

ما 88 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم