آمار بازدیدکنندگان سایت

01118066
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
3993
6229
35394
80531
125574
1118066

آی‌پی شما: 54.91.16.95
امروز: ساعت

دری به سوی پرتگاه اضمحلال مدیریت مناطق چهارگانه !

در دو دهه گذشته در حوزه محیط زیست کشور اتفاقات متعددی افتاد، هر یک از این اتفاقات در نوع خود برای محیط زیست کشور یک تراژدی است.

 

دری به سوی پرتگاه اضمحلال مدیریت مناطق چهارگانه !

 

در دو دهه گذشته در حوزه محیط زیست کشور اتفاقات متعددی افتاد، هر یک از این اتفاقات در نوع خود برای محیط زیست کشور یک تراژدی است.

خدمات سمن ها در تنویر افکار عمومی و مطالبه محیط زیست سالم از مسئولین پوشیده نیست، اما واقعاً باید چشم ها را شست و جور دیگری نگاه کرد. به نظر می رسد حفظ محیط زیست دور از مباحث سیاسی روز به رویکرد تدبیر و عبور از احساس نیاز دارد و باید یک دوره مدیریت را در سایه اعتدال، با ملاحظات اقتصاد درونزا طی کند، یقیناً رفتار تفریطی نیز نتیجه مشابه رفتار افراطی را خواهد داشت. 

از این وقایع مهم موافقت با واگذاری مناطق چهارگانه برای بهره برداری های گردشگری، کشتن و پنهان کردن پلنگ ایرانی! و اکنون کشتن توله خرس و کلاً مدیریت باغ وحش ها که به زعم انسان و حیوان، برای حیوانات در حکم زندان در آمده است، به طور محسوس و ملموس این نکته قابل دریافت است، که سایه کمبود تا نبود منابع مالی اعتباری در انجام وظایف متفاوت محیط زیستی در مدیریت های منابع مختلف کشور به اندازه سنگین شده است، که کارکنان نه تنها قادر به ارائه خدمات مطلوب در حوزه کاری خود نیستند، بلکه قادر به استمرار امور معیشتی خود نیستند !

چه خوب یکی از آنها اعلام نمود واقعاً دوره آموزشی زنده گیری ندارند و حفاظت و حمایت در اینگونه موارد الله بختکی است، چرا تبعات و تأثیر کمبود و یا نبود اعتبارات را بر سر فرزندان حافظ حیات می کوبیم ؟ آیا دیواری کوتاه تر از آنها نیست ؟

اتفاقات متعدد حادث شده در دو دهه گذشته در حوزه محیط زیست کشور، ناشی از دانش بنیان نبودن و اقتصادی نبودن فعالیت و مدیریت است، ضعف مدیریت معلول این علت است.

چندی قبل آقای عباس محمدی یکی از فعالان در بخش محیط زیست که تلاش قابل تحسینی در رابطه با حفاظت از میانکاله دارند در مطلبی با عنوان  " چرا احیای یوز و گوزن زرد و ببر و پلنگ در ایران موفق نبوده اند؟ " به وضعیت های مختلف در کشورهای متفاوت پرداخته بودند و من به ایشان نوشتم که کشورهای دیگه در شرایط ما نیستند و ما هم در شرایط آنها نیستیم و لذا این نوع مقایسه ها برای ما ساز و کار برون رفت نمی سازد، باید فشار سازمان های مردم نهاد معطوف به تهیه طرح و تصویب طرح و  اجرای طرح شود.

چرا باید مدیریت زیستگاه ها به سمت اصلاح و رفع مشکل نرود که اینگونه کاسه دلسوزی برای  حمایت از محافظان محکوم و یا مصدوم در حوزه محیط زیستداشته باشیم و یا برای کمک به خرید حق ارتفاق  در یک منطقه حفاظت شده و یا عناوین دیگر دارای تعارض، منابع مالی نباشد.

در هر حال من به رویه استمداد طلبی و جمع آوری خیریه اعتقاد ندارم و این نوع رفتار را  توجه به معلول می دانم و در حل و رفع علت مشکل مفید نمی بینم. ایشان در پاسخ اشاره نمودند می خواستند     ببینند، اشکال کار مدیریت مناطق چهارگانه در کجا است، که حتی در زمینه  احیا یا معرفی دوباره گونه ها، حتی از عربستان و عمان هم عقب تر هستیم...؟!

ایشان به دو کشور ثروتمند اشاره کرده اند که در مدیریت این نوع منابع حیاتی مشکل مالی ندارند و برایشان مهم نیست، یک محصول را با چه هزینه ای تولید می کنند.

حتی برخی کشورهای اروپایی و یا کشور چین اساسا برای این نوع مدیریت ها مشکلی ندارند، چون حاکمیت قانون و رعایت استانداردها در این کشورها مخدوش نمی شود و به همین جهت می توانند از تعداد بازدیدگنندگان استفاده کنند و چرخه مالی مورد نیاز را تأمین کنند و مانند ایران نیست که هر کسی از هر گوشه پارک بتواند وارد شود و موانع هر چه هست یا به زور و یا به تزویر بردارد و برای مسئول یک پارک مشخص نباشد، ظرفیت بازدید کنندگان تکمیل گردیده است.

از شما چه پنهان !

ما هم در این کشور قانون داریم ! قانون اخذ ورودیه از بازدید کنندگان موزه‌های تخصصی مصوب 1388، قانون جاری این کشور است، اما قادر به اجرای صحیح آن نیستم و به عنوان عضو یک سمن، قادر به کمک در اجرای قانون نیستم و یا قادر به بیان درست مطالبات نیستیم و یا قادر به ارتقاء استانداردها و یا حک و اصلاح آنها نیستیم !

چرا به جای اخذ ورودیه درست و ورود منطبق بر ضوابط و بهره برداری منطبق بر ظرفیت و تعیین ظرفیت منطبق با توان اکولوژیکی، با ابراز احساساتمان حرف می زنیم و از دیالوگ یک سوء مدیریت، یک بحران و فاجعه کشتن توله خرس سوژه می سازیم !

از ماست که بر ماست !

خیلی واضح و مشخص است که نتوانند مدیریت زیست بومی بنویسند و یا اگر نوشته می شود دانش بنیان نباشد و اقتصاد نداشته باشد !

حرف های متخصیصین مختلف در کشور یکی نیست و هر یک صفحه ای از ایک کتاب است و اگر آن کتاب بخواهد به حیطه اجرا در آید، فقط یک شاهین دارد و آن شاهین به همه آحاد می گوید چقدر درآمد دارید ؟ و شما می فرمایید x تومان و بعد به شما می گوید لطفاٌ x تومان هزینه بنویسید و هزینه کنید و این عبارت کلیدی بنیان مدیریت پایدار و بهینه شده شماست !

لطفاً بخشنامه بودجه سال 97 را بخوانید، از محل درآمد نفتی هیچ هزینه ای در بودجه سال 97 پیش بینی نمی شود و این نکته به معنای حقیقی، شعور غایی همان شعار است که نباید حقوق نسل های آینده را غارت کنیم !

بودجه سال 97 اقتصاد درونزا بدون اتکا به درآمد نفتی است و اگر این گام درست برداشته شود، یک گام به جلو در راستای اقتصاد بدون درآمد نفتی خواهد بود، لطفاً برای استمرار حیات در وابستگی اقتصادی مناطق چهارگانه را به سمت پرتگاه سقوط ببندید !

این واقعیت را همه آحاد جامعه بپذیرید ادامه راه وابستگی اقتصادی به نفت یعنی؛ از چاه نفت درآمد کسب کردن و در چاله درختکاری ریختن و به محیط زیست توجه کردن ! عاقبتش سقوط است.

پر بحث ترين عناوين

كاربران آنلاين

ما 78 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم