آمار بازدیدکنندگان سایت

01734253
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
14
1118
2149
4684
96
1734253

آی‌پی شما: 54.164.198.240
امروز: ساعت

جنگلداری و تطابق فرهنگ چوپانی با مدیریت جنگل

قطع نظر از سنت حسنه چوپانی که نبی مکرم اسلام نیز به مانند برخی انبیاء الهی، این شغل را تا زمان بعثت تجربه کرده اند، اما راز و رمزها و دانش و تدبیر و سیاست این شغل می تواند برای انسان در مدیریت سایر امور اجرایی الگوی مناسبی قلمداد شود.

 

 

 

جنگلداری و  تطابق فرهنگ چوپانی با مدیریت جنگل

 

قطع نظر از سنت حسنه چوپانی که نبی مکرم اسلام نیز به مانند برخی انبیاء الهی، این شغل را تا زمان بعثت تجربه کرده اند، اما راز و رمزها و دانش و تدبیر و سیاست این شغل می تواند برای انسان در مدیریت سایر امور اجرایی الگوی مناسبی قلمداد شود.

مدیریت زمان و سازماندهی و هدایت و رهبری گله و امانتداری و جلب رضایت صاحب گله و مدیریت بحران و پرورش و کنترل و نظارت عوامل اجرایی همکار که مبانی مدیریت چوپانی هستند، باید برایمان اقناع بیاورد تا بر مبناي مدیریت چوپاني، مقتصد بوده و ملهم از طبیعت دام و بستر طبیعی مدیریت خود را بسط دهیم و تأمل داشته باشیم که چوپان علاوه بر اینکه در هر مرحله از فعالیت، کارایی را با اثر بخشی ممزوج می نمود و اجتناب ناپذیر خود را به رعایت مبانی ملزم می دید، او کارمزد بود و مسئولیت بی وقفه شبانه روز داشت.

جنگل و مرتع و تنهایی، دام و سگ و مدیریت چرا ، مدیریت خطر در برابر انواع مخاطرات از ناحیه عوامل زنده و غیر زنده طبیعی و برنامه ريزي بلند مدت متکی به توان فکری و جسمانی خودش و شجاعت و جسارت  و ابتکار عمل و خلاقیت که ملهم از طبیعت، درس های فراوانی با خود دارد که وقت جهت هواشناسی پیش بینی بلند مدت و جمع اوری آذوقه زمستانه و یا پیش بینی کم آبی و تمهیدات کوچ   را می توان نام برد.

جنگلبانان مستخدمینی وقت مزد بودند و باید می توانستند این ضعف عدم حضور فیزیکی خود را در حضور فیزیکی و نظارت بر بهره برداری عرفی عرصه و اعیان منابع طبیعی جبران و از منابع به مطلوبی حفاظت می کردند. اگر چه آنها می توانستند از ظرفیت مخبر محلی برای کسب اخبار محلی در اختیار داشته باشند، ولی از این قاعده اصطکاک دار و اختلاف آمیز کمتر استفاده قرار می گرفت.

آنها به در اختیار قرار دادن یک محدوده از عرصه جنگل یا مرتع به بهره برداران، از ظرفیت خود کنترلی، دیگر کنترلی را نیز به نیابت به اجرا می گذاشتند و دام گردانی دیگر دامداران در یک محدوده عرفی و یا قطع غیر مجاز درخت و... با برد اجرایی در زمان و مساحت و راه تردد و محل نگاهداری و یا محل مصرف یک مدیریت وقت مزدی را به یک مدیریت کارمزدی ارتقا دادند.

جنگلبانان در جنگلداری به تدریج با قاعده در اختیار گذاشتن جنگل به مجری طرح، توانستند در پُر کردن شکاف زمانی ساعت کار وقت مزدان و فعالان کارمزد، توانایی های خود را در نظارت به نمایش بگذارند. برای من بسیار عجیب است که بشنوم نظارت بر اجرای طرح ضعیف است. ممکن است بتوانیم شنیدن ناظر ضعیف فلان طرح را تحمل کنیم و بگوییم درست، اما نظارت سیستمیک و چند لایه و همگراست.

قانون مدیریت خدمات کشوری به برنامه ریزی مبتنی بر عملکرد اهمیت داده است. اگر این قانون درست اجرا شود، روش جبران خدمت وقت مزدی از کشور رخت بر بسته و روش جبران خدمت کارمزدی در نظام اداری حاکم می شود.

جنگلداری عصاره اعمال سیاست جنگل بود و اگر چه نیاز به روزآمد کردن برخی آموزه ها و توجه دادن به حفظ برخی منافع ذینفعان و ارتقاء سطح تهیه و تصویب طرح جنگلداری داشت و دنبال کردن ایده تنفس جز بر هم زدن یک مدیریت علمی عملی نتیجه دیگری نداشت.

كاربران آنلاين

ما 16 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم