آمار بازدیدکنندگان سایت

01734285
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
46
1118
2181
4716
96
1734285

آی‌پی شما: 54.164.198.240
امروز: ساعت

ایده نادرست تنفس جنگل، اجرای نادرست و برداشت نادرست.

ایده نادرستی در مورد طرح های جنگلداری مطرح شد، زیرا طرح های و پروژه های مختلفی در کشور با ایرادات مختلفی در حال اجراست و در این میان بعضی به دنبال تعطیل کردن طرح های جنگلداری و بزرک کردن مشکلات برای جنگل نوحه خوانی می کنند.

 

 

ایده نادرست تنفس جنگل،  اجرای نادرست و برداشت نادرست.

ایده نادرستی در مورد طرح های جنگلداری مطرح شد، زیرا طرح ها و پروژه های مختلفی در کشور با ایرادات مختلفی در حال اجراست و در این میان بعضی به دنبال تعطیل کردن طرح های جنگلداری و بزرک کردن مشکلات برای جنگل نوحه خوانی می کنند.

قانون جاری کشور باید اجرا شود و مجری قانون نیز مشخص است و ناظر و مفسر قانون نیز مشخص هستند و نیازی به پرداختن به امور بدیهی نیست.

برخی برداشت نادرستی از طرح موسوم به تنفس دارند و اساسا بر مبنای ایده طرح تنفس برداشت های شخصی خودشان را که دایر بر تعطیلی طرح های جنگلداری بود اظهار نظر و اجرا می کنند.

هر گونه بهره‌برداری چوبی از درختان جنگل های کشور از ابتدای سال چهارم اجرای قانون برنامه ممنوع شده است و در این مدت زمان صرفاً در چهارچوب قوانین و مقررات از درختان شکسته، افتاده و ریشه‌کن باید بهره برداری شود  و در تبصره یک جزء دو دقیقاً با عبارت تا پیش از تصویب طرح جایگزین مسئله روشن شده است که مهلت تهیه و تصویب طرح جایگزین همین مدت دو سه ساله است و تبصره دو از جزء دو مشخص کرده است که برداشت درختان جنگلی برای طرح های عمرانی - بهره‌برداری از درختکاری و جنگلکاری‌های دست‌کاشت به‌ منظور زراعت چوب متوقف نشده است، بنابراین توقف بهره برداری و تعطیلی طرح که در ایده تنفس مطرح بوده است در قانون موسوم به استراحت جنگل نیامده و اعتبار این دو خواسته مختوم شده است.

با این وصف که در هیچ یک از سه جزء و تبصره های بند ف ماده ۳۸ توقف بهره برداری نیامده است، چرا برخی با استفاده از ادبیات سخیف و مداخله گرانه در امور اجرایی، تشخیص و مجوز سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور را مخدوش می کنند؟

اگر قرار بر این باشد که سازمان در امور اجرایی خود مجاز نباشد و برای هرکاری هر روز از ایده پردازن مشاوره بگیرد و یا مشاوره آنها را ملحوظ نظر قرار دهد، ما نیز این استنباط را خواهیم داشت که این سازمان منفعل عمل می کند و در مدیریت جنگل مستقل نیست !

با باقی ماندن درختان شکسته افتاده، بهداشت جنگل تهدید شده و به کانون آفت و امراض تبدیل شده است، با وصف نابودی گونه شمشاد و ناتوانی در شناخت مبارزه با این آفت چگونه می گویند در جنگل آفت نیست، یکی از آفت های مشخص در جنگل، آفت اظهار نظرات غیر قابل اجرای مدیریت غیر حرفه ایست.

مفهوم غیر قابل اجرا بودن این است که مبتنی بر بهانه ها، واقعیت های جامعه را نبینیم که نمی توانند اعتبار دولتی ۱۰۴۵۰ میلیارد تومانی تکلیفات قانونی دولت و مورد نیاز سازمان را برای بهینه سازی و توسعه مدیریت جنگل تأمین کنند تا در نتیجه آن عملکرد دولت به طور واضح ارتقاء سطح حفاظت و سطح حمایت و سطح نظارت بر بهره برداری های جنگل را بیان کند، به همین دلیل بود که می گفتم ایده فاقد پژوهش و غیر قابل اجرا و اختلال در روند اجرایی طرح های جنگلداری است !

استفاده از عبارت '' یعنی مسئولان سازمان جنگل‌ها نمی‌دانند که آفت چیست؟ عجیب است. ! هر چند که به من مربوط نمی شود، اما توهین آمیز و مداخله گرانه و نشان از عصبانیت است و عصبانیت نشانه شکست مجموعه ایده ها و رویاهاییکه هر چند مصداق سعی و خطا بوده، اما اکنون یقین پیدا کرده اند که دستیابی به آن غیر ممکن شده است.

ایده نادرستی در مورد طرح های جنگلداری توسط کسانی مطرح شد، که با جنگلبانان شمال مشکل داشتند و در پی تسویه حساب با این جنگلبانان بودند و برایشان مهم نبود که چه بر سر جنگل می آید، منافعی داشتند و دارند و در پی تأمین منافع خودشان هستند!

آنها هیچگاه در جایگاه اجرایی بخش جنگل شمال کار اجرایی نکرده بودند، اما آنها از تنهایی جنگلبانان شمال و احساسات جنگل دوستی سمن ها، استفاده کردند و نیات خود را پیش بردند و اکنون آنچه که کاشتند، باید بدون عصبانیت درو کنند.

در نهاد جامعه در نهاد جنگل،هر چه کاشتیم ، لاجرم باید بدرویم ! این قانون طبیعت است.

كاربران آنلاين

ما 33 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم