ریشه های بحران سیل در دل دولت هاست یا در دل جنگل ها !

لطفاً صورت مسئله جدیدی ننویسید، سیل اتفاقی دارای سابقه و پیشینه در کره زمین است ! 

 

 

ریشه های بحران سیل در دل دولت هاست یا در دل جنگل ها !

لطفاً صورت مسئله جدیدی ننویسید، سیل اتفاقی دارای سابقه و پیشینه در کره زمین است ! یکی از بلایای طبیعی شناخته شده در جهان است. اما باید آگاه باشیم، بحران سیل اتفاق بی سابقه ای در کشور نیست، اما کمتر اتفاق افتاده تا خطر سیل به بحران تبدیل شود ! و باید به ذهن بسپاریم که بحران سیل ۹۸ توام با بحران زایی در مدیریت بحران سیل بود.

اگر آحاد جامعه با درک درست خود به توانایی مدیریت ستاد بحران تردید دارند ! و با شنیدن گزارش تلفنی یک فرمانده نظامی دچار شوک شدند، که هیچ عنصر دولتی در پلدختر نیست ! به این معناست که مدیریت ها در دولت به هر دلیل به قدری ناتوان است که در مواقع خطر، بحران زایی می کند.

سال های مدیدی است که افکار عمومی نسبت به سد سازی و بند سازی و تخریب جنگل ها حساسیت نشان داده است، اما در عین مخالفت ها با وصف اینکه تا کنون بیش از ۷۰۰ هزار میلیارد تومان برای سد سازی در کشور هزینه شده است، کماکان ارقام بودجه سالانه سد سازی کشور، چند هزار میلیارد تومانی است.

شرایط به گونه ایست که حقابه کشاورزان در اراضی کشاورزی را سلب می کنند و به بخش هایی مانند صنعت که اتفاقاً از رانت دولتی استفاده می کند، اختصاص داده می هند. سد می سازند ! اما برای احداث کانال های انحرافی بخش کشاورزی و زهکشی و لایروبی بستر و حریم رودخانه ها، یا بودجه کافی اختصاص نمی دهند و یا به بخش های از ساختار تشکیلاتی خود می سپارند که توان عملیاتی محدودتری دارند !

عوامل متعددی از جمله رقابت ها حتی در دل دولت ها برای حمایت از شرکت ها وجود دارد که نظارت ها برای رعایت استانداردها به شدت منکسر می شود و توانایی ها در ارزیابی ها بشدت به سمتی سوق داده می شود، تا بالاخره با اتخاذ تصمیمی، رانتی به بخشی اعطا شود ! گویی اینکه در این بین کسی دلش به حال مردم نسوخت !

آن طرف تر جایی دور از چشم که هر از گاه سیلی در جامعه  سرازیر شود، یعنی در قلب جنگل ها همه نوع سرمایه گذاری تعطیل شده است ! نه دولت بودجه ای برای احیا توسعه اختصاص می دهد و نه برای ساماندهی کنترل عوامل تخریب سرمایه گذاری می کند ! گویی که جنگل باید با قانون جنگل مدیریت شود و با ادعای بوم شناسی بگویند؛  شریان های آسیب رسان طبیعت !

آدم هاییکه به دنبال تسویه حساب با زید و امر هستند ! در عین الزام به سرمایه گذاری در دل جنگل ها جهت کنترل عوامل تخریب، چشمشان را بر واقعیت های موجود جنگل می بندند، اما در عین حال انتظار معجزه دارند که جنگل چشمش کور ! باید ۳۱۵ میلیمتر ریزش جوی در مدت ۲۴ ساعت جذب می کرد.

این بار مسئولیت اجتماعی متخصصین است که با آگاهی بخشی نوع نگرش جامعه به حل مسئله را برای مردم تغییر دهند و مطالبه از دولت مسئولانه تر و دقیق تر دنبال شود.

مردم عزیز « با ۳۵ سال سابقه کار » ما آدم لب گور محسوب می شویم ! این معیار و شاخص را از این حقیر به یادگار داشته باشید ! پرداخت حقوق کارکنان حفاظتی جنگل برایتان معیار و پرداخت به موقع - پرداخت مکفی و پاداش خدمتِ تعطیل کاری و غیره... برایتان شاخص اندازه گیری توجه دولت به جنگل باشد.

مردم عزیز !  جنگل متولی ندارد ! یعنی مدیر جنگل را ترور کرده اند ! اکنون همه نوع عملیات های لازم در دل جنگل ها به دلیل فقدان بودجه متوقف است و آنچه که به مقوله تخریب جنگل و قاچاق چوب سرعت داده است،

رها شدن مدیریت جنگل ها به امان خدا است و دولت هیچ کاری در دل جنگل انجام نمی دهد !‌ یعنی هر عنصر دولتی هر چه در رابطه با احیا و توسعه و کنترل عوامل تخریب جنگل بگوید دروغی محض است !

زیرا جنگل بودجه ای ندارد ! سدسازی و بندسازی دارای طول عمر محدود در دل دولت ارجح تر از جنگل های دارای طول عمر نامحدود و تجدیدپذیر است و بودجه چند هزار برابری دارد.

جایگاه جنگل در دل دولت پست و ذلیل است ! یعنی آگاه باشیم که پدیده تخریب از دل دولت شروع و در دل جنگل ختم می شود ! این مسئولیت خطیر متخصصین آگاه جامعه است که نشان دهند، برای خشکاندن ریشه عوامل تخریب جنگل در دل دولت تا چه حدی مصمم هستند !