آمار بازدیدکنندگان سایت

00867008
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
843
4477
5320
82383
129703
867008

آی‌پی شما: 54.162.166.214
امروز: ساعت

از عبارت '' مرور زمان'' بیشتر بدانید

از عبارت '' مرور زمان'' بیشتر بدانید

در حقوق مدنی و آیین دادرسی نسب به جلوگیری در تضییع حقوق یک قاعده «مرور زمان» متداول و مراعا بود و معمولا فعالان در بخش حقوقی از عبارت مشمول مرور زمان نمی شود استفاده می کنند. سرکار خانم الهام حبیبی تحت عنوان '' بررسی قاعده « مرور زمان » در حقوق ایران '' در مورد چگونگی این قاعده توضیحات مبسوط تری دارد.

در هر حال در موارد مشمول تعقیب مجرم موقوف نمی شود، زیرا اگر رسیدگی به اتهامات متهمان مشمول این قاعده متوقف شود و آنها به جزای تعیین شده در قانون، مجازات نشوند موجبات تجری فراهم می شود !

تصرف من غیر حق در منابع طبیعی نیز مشمول قاعده مرور زمان است، اما تصرف من غیر حق فقط دارای شاخص تاریخ است « یعنی ۲۷/۱۰/۱۳۴۱ » قبل و یا بعد از این تاریخ منوط به تصریح قانون است، چنانچه قانونگذار بعدها در اصلاح سال ۱۳۴۸ حسب موارد تا این تاریخ را در ماده ۳۴ قانون آورده است و در قانون تعیین تکلیف اراضی اختلافی ۱۳۶۷ و اصلاح ماده ۳۴ در سال ۷۴ این تاریخ را حسب موارد به « تا تاریح ۱۶/۱۲/۱۳۶۵» منوط کرده و راجع به نحوه رسیدگی مقرراتی دارد.

اما جنگلبانان یک قاعده دیگر نانوشته ای را به اجرا می گذاشت، فقط تو ارزش مالت را می دانی ! قیمتش را مرتب بالا نبر و تو ویترین نگذار ! تا بتونی به دیگران بدی ! این قانون نانوشته در یک کلام پر محتوی می گفت، ارفاق ! که می داد به تناسب بدون دریافت بها، می داد بی منت اما با توقع ارائه خدمت حفاظت !

از قاعده مرور زمان فقط می توان در یک دهه یک رد پا پیدا کرد ! زیرا ده دهه های بعد شرایط متفاوت می شود و می گویند جنگلبان های بی رحم درخت گردو و گلابی دهساله را بریدند ! قاضی نمی دانست، درخت یعنی چه ! شما که می دانستید ! این درخت و آن درخت چه تفاوتی با هم دارند ! و...

روزهای سنوات اولیه خدمت و خلع ید و رفع تصرف را از یاد نمی برم و زمین هاییکه چند بار مکرر حکم قاضی به اجرا گذاشته شد، اما آن زمین ها در دست متصرفان من غیر حق هست و نیست آنچه که باید به عنوان یک قاعده باشد. جنگلبان را از جنگل و دور ور درخت دور نکنید و به خود و نسل آینده خیانت نکنید !

تخریب و تصرف من غیر حق اراضی ملی جرمی است که مشمول مرور زمان نمی شود، اما من دیده ام که اثر این جرم در مرور زمان حل می شود !

 

حسرت به دلی دیدم، حسرت به دلت ماند !

حسرت به دلی دیدم، حسرت به دلت ماند !

میراث ناملموس هر عصر و دوره ای تولید می شود. چند روز قبل گفتم، یک ضمیر ناخود آگاهی در حفاظت از آثار میراثی می کوشد و گفتم اگر کسی در مورد برق گرفتگی یک فرد بی اختیار واکنش نشان دهد و بگوید؛ بر پدر اختراع کننده ات ... شما بلا فاصله واکنش نشان می دهید و گویید این همه خدمات برق  ! چرا به ادیسون ناسزا می گویید و حتماً واکنش خواهید داشت و این تجلی حفاظت از میراث معنوی و ناملموس است.

سرمایه انسانی کشور ما نیز میراث ناملموس متعدد و متنوع در خود دارد و حفظ این میراث بر همه مردم فرض و لازم است و قدردانی از تولید کنندگان این میراث، حتی عامل پیشگیری از فرار مغزی تلقی می شود و برآورد توقعات و انتظارات اندک سرمایه انسانی، حفاظت از میراث ناملموس را متبلور می کند.

امروز مطلب حسرت واپسین معمار بلوار کشاورز خواندم و شما هم بخوانید و خوب است که بخوانیم و بدانیم چگونه در مرور زمان، میراث ناملموس من غیر حق تصرف می شود و آثار معنوی آن مخدوش می گردد و بسیاری از آحاد جامعه که در اکثریت هستند، واکنشی ندارند و اندک افرادیکه واکنش منفی دارند، تأثیر گذار نیستند و مجری در تاراج و تصرف میراث فرهنگی توفق ظاهری دارد و اما خود می داند که میراث معنوی ناملموس، قابل تصرف نیست و میراث مظروف نیست که در ظرفی بگنجد و محبوس شود. میراث فرهنگی ظرف است و سینرژی ظرفیت های درونی آن، هر پوسته محبوس کننده ای را می شکند.

بسیار تأسف آور است که با این فرهنگ غنی ملی و دینی، حکم حاکمیتی در عین تعارض با فرهنگ ملی و دینی به اجرا گذاشته می شود. در حالیکه همه به دنبال تحقق هدف توسعه پایدار و مدیریت پایدار هستند و با اعتقاد می گویند میراث فرهنگی حقوق عمومی و ملی است و تصرف میراث فرهنگی مشمول مرور زمان نمی شود، اما با قصور حفاظت از اثار معنوی بلوار کشاور برخورد نکردند و هنوز در تعلل این اثر در معرض خدشه و خسارت است.

تجلی ! همدلی !

تجلی ! همدلی !

در تجلی همدلی این ملت واژه ها کم می آورند ! مردمی که از لحاظ مکانی از هم دورند، اما از لحاظ همدلی به هم نزدیک ! نزدیکی به معنای عمیق در کنار هم ! به همه کسانیکه به هر شکلی، در کنار مردم حادثه دیده بودند، کمتر یا بیشتر ! باید گفت ؛ ممنون و سپاسگزارم !

اما آنگاه که مقامات از روند بازسازی گفته اند و انتظار تا مدتیکه برای ما سخت است ! برای آسیب دیدگان سخت تر ! باید در کنارشان باشیم و همدلی را به همبستگی ملی تبدیل کنیم، تا خانه ها ساخته شود و آبادی و آبادانی به کرمانشاه برگردد.

چوب فریاد می زند که مصالح ساختمانی ایمن تر است !

چوب فریاد می زند که مصالح ساختمانی ایمن تر است !

 

باقیمانده ای از یک بنا در زلزله ازگله کرمانشاه فریاد می زند، مصالح ساختمانی چوبی که طبیعت آن را تولید کرده است، مقاومت بیشتری در برابر پدیده قهری و طبیعی مانند زلزله دارند.

مهرورزی مسکن مهر کم و بیش به همه مردم نشان داده است که با رفتار پوپولیستی ژورنالیستی فیمنستی نمی توان به حفاظت پایدار جنگل رسید، جنگلبانی یک فعالیت اجتماعی حاکمیتی است و حفاظت پایدار جنگل در مدیریت حرفه ای جنگلبانی مستتر و از طریق تهیه و اجرای طرح های دانش بنیان جنگلداری امکان پذیر است.

توقف بهره برداری چوبی در جنگل های طبیعی آدرس نادرست و تعطیلی طرح های جنگلداری که به رها کردن مدیریت جنگل ها منتهی می شود، اقدامی غیر علمی و اجرایی است. اما توقف بهره برداری تجاری در نوار باریکه ناحیه رویشی هیرکانی و همچنین رفع نقایص و تغییر رویکرد در مدیریت نیز بسیار با اهمیت است و تهیه یک نقشه راه انتقال بدون اختلال مدیریت جنگل، نیز الزامی است که در مدیریت علمی عملی جنگلداری، نگهداری جنگل با اصل استمرار تولید برجسته و نمایان شود و مردم مشاهده کنند که هدف بهره برداری چوبی نیست، بهره برداری چوبی پیامد اقدامات احیایی و اصلاحی و پرورشی در جنگل است.

در هر حال مقاومت مصالح پایه چوبی در برابر زلزله همیشه مقاوم تر از دیگر مصالح از خود کارکرد نشان داده و امنیت ایجاد کرده است و اگر در گذشته با بهره برداری سنتی به نگهداری جنگل توجه نشد. اکنون لازم است که به تکلیف توسعه جنگل خود بپردازند و بهره برداری چوبی و اجتناب ناپذیر جامعه را با رعایت اصل استمرار تولید در چارچوب طرح جنگلداری در جنگل های دست کاشت دنبال کنند.

    

توسعه روستایی بدون محوریت منابع طبیعی ناپایدار است !

توسعه روستایی بدون محوریت منابع طبیعی ناپایدار است !

این استنباط بسیار نادرست و غیر واقع است که بگویند اگر توسعه روستایی با محوریت منابع طبیعی به اجرا در آید، بهره برداری مضاعف شده و تهدیدات تشدید می یابد.

توسعه با هر محوری که به اجرا در آید، فقط مصرف کننده عرصه و اعیان در منابع طبیعی است و چنین توسعه مصرف گرای در منابع طبیعی، هرگز به پایداری دست نمی یابد.

تصور کنید اگر تحت توسعه اکوتوریسم و محوریت صنعت گردشگری بخواهند برنامه توسعه روستایی را بنویسند، یا بخواهند به توسعه صنعتی توجه کنند و یا توسعه را با محوریت کشاورزی بنویسند، ممکن است واحدهای روستایی را با درآمد جدید مواجه کنند، اما با افزایش جمعیت - افزایش تراکم - افزایش پسماند و ساخت و ساز مجاز تا ساخت و ساز ناموزون و یا حتی غیر مجاز به یک واحد روستایی تحمیل خواهند کرد، بنابراین تحمیل ناپایداری دور از ذهن نیست !.

برنامه توسعه روستایی اگر با محوریت منابع طبیعی نوشته شود، لاجرم باید میزان بهره برداری در منابع طبیعی تحت اصلاح نظام بهره برداری ساماندهی کند،. بدین ترتیب برنامه توسعه روستایی لاجرم برای احیا و توسعه و اصلاح منابع طبیعی، بسط خواهد یافت و چنین برنامه ای در صورتیکه به درستی به اجرا در آید و به درستی نظارت شود، در ارزیابی و پایش دوره ای کارنامه موفقی را نشان می دهد و پایداری را متبلور می کند.

 

ابعاد هدف کلی «اصلاح» در جنگل ها !

ابعاد هدف کلی «اصلاح» در جنگل ها !

بعضی ها که هنوز جایگاه مشخص و با ثباتی در تشکیلات سازمان جنگل ها ندارند، راجع به قاچاق چوب اظهار نظر می کنند و می گویند ! با بهره برداری مخالف هستند، چون قاچاق چوب در جنگل ها به حد بحران رسید. آنها نمی دانند، به میزان تقاضای موجود در بازار، احتمالا قاچاق چوب خواهند داشت ! چون عرضه با نقصان مواجه شده است !

جنگلبان ها با آنها بگویند؛ بازار هیچگاه منتظر موافقت او و امثال او نمی ماند، آنها مادامیکه فقر و رکود اقتصادی جامعه را درک نکنند، بحران ادامه دارد به مرور زمان عمیق تر و به فاجعه تبدیل می شود.

فهم واژه اصلاح که یکی از هدف های کلی مندرج در ماده ۲ قانون است می تواند در ابعاد مختلفی که در این شارپ بسط داده شد، هدف های راهبردی و سیاست اجرایی در برنامه جنگل داشته باشد.

اما غیر حرفه ای شدن مدیریت جنگل در دوره اجرایی قانون برنامه چهارم و پنجم، این شرایط اسف بار را برای جنگل به وجود آورد که به جای اصلاحات جزئی و لازم در اصلاح ساختار مدیریت حفاظتی و نظارتی جنگل، پروسه و فرایند اصلاح ساختار جنگل و توده های جنگلی و اصلاح نظام در مالکیت و بهره برداری سنتی، که یک هدف قانونی مستتر در متن طرح جنگلداری بود، با توقف بهره برداری چوبی به تعطیلی طرح جنگلداری منتهی و کلا رها شود. بی تردید امر بر بعضی ها مشتبه کلا شده است، که جایگاه متولی را مخدوش و به جای او اظهار نظر می کنند.

 

چرا تا نا کجا آباد می رویم ؟

چرا تا نا کجا آباد می رویم ؟

با ادغام و انتزاع وزارتخانه ها تا کنون به کجار رسیدیم که من بعد برسیم ! به جای ایجاد هزینه تراشی خسارت بار ملی، باید دل مشغولی های در اتاق های فکرها را برای رفع رکود اقتصادی کشور متمرکز کنند.

این همه وظایف نامتجانس با قوانین مختلف، با تنوع حاکمیتی تا تصدیگری محض با ساختار دولتی محض تا شرکت دولتی ! یکی متولی عرصه و اعیان و دیگری متولی مواهب طبیعی و دیگر کارکردهای منابع طبیعی !

چگونه باید به یک اجماع نظر یا درک مشترک رسید ؟ یکپارچگی مدیریت، تجمیع شکلی دستگاه های اجرایی مختلف در کنار هم نیست، بلکه هم اراده شدن برای دور شدن از افتراق نظر و رسیدن به اجماع نظر برای ارائه خدمت ارزان – آسان – متنوع – متعدد به مخدومان است !

می روی و گریه می آید ❊❊❊ اندکی بنشین که باران بگذرد

رجحان حفاظت فنی فیزیکی طرح جنگلداری !

رجحان حفاظت فنی فیزیکی طرح جنگلداری !

 

فعالیت دانش بنیان جنگلبانان در قالب تهیه و طرح جنگلداری، به دلایل مختلف بر حفاظت فیزیکی ترجیح دارد و با  ادبیات رایج حکمرانی خوب، توسعه مدیریت از طریق تنظیم گری تشریح می شود. بدین ترتیب برونسپاری امور تصدیگری در قالب تنظیم گری توجیه و حتی تسهیل می یابد و ناظرین قویتری می توانند، به کار گرفته شوند و امور حاکمیتی تحت استانداردهای را به صورت علمی نظارت کنند.

جنگلبانان از ابتدای ملی شدن جنگل ها به چنین رویکردی، عملکرد خوبی را به جا گذاشتند، هر چند که در دو دهه اخیر، جنبه دانش بنیان بودن این فعالیت با افول قابل ملاحظه ای مواجه بوده است، اما در هر حال دارایی های تولید شده غیر زیستی مانند جاده و ساختمان و دارایی های زیستی تولید شده در فعالیت هایی مانند سطوح احیا و بازسازی شده و پرورش جنگل و... در مقایسه حجم کل برداشت سه دهه اخیر، نشان از موفقیت در خور توجهی دارد.

اگر چه گاندی منجی و رهبر هند دومین کشور آسیا و قدرت نوین اقتصادی این روزها به درستی گفته است که ؛

"جهل" نرم ترين بالشی است كه بشر می تواند سر خود را بگذارد و آرام بخوابد.

بالاخره روزی خواهد آمد که نگهداری مجری طرح جهت استفاده از ظرفیت های اجرایی مزیت باشد و از خاتمه قرارداد با مجریان طرح های جنگلداری مذمت و نکوهش شود.

 

اصلاح نظام بهره برداری در جنگل ها !

اصلاح نظام بهره برداری در جنگل ها !

 تکلیف قانونی اصلاح در زمره اهداف کلی قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل ها و مراتع محسوب می شود، هر چند که اصلاح جنگل ها در فاز اصلاح ساختار و پرورش توده و بهداشت جنگل، خود محتاج فعالیت گسترده ایست، اما به طور واضح از حیث اجتماعی  اقتصادی جنگلبانان باید در ملی کردن جنگل ها برای اصلاح نظام مالکیت و اصلاح نظام بهره برداری اهمیت بیشتری قائل می شدند.

همانطور که در یادداشت های متعدد اشاره کردم، یک وجه تمایز بهره برداری از جنگل های خارج از طرح و داخل طرح، تأمین نیاز اجتناب ناپذیر جامعه از یک امکان برداشت از جنگل است.

این وجه تمایز در طرح های جنگلداری با بهره برداری ۵۰۰ هزار مترمکعبی در حدود یک هفتم حجم بهره برداری از جنگل های خارج از طرح برای مصرف سوخت هیزم و غیر یعنی ۳،۵ میلیون متر مکعبی است

این وجه تمایز زمانی برجسته می شود که بدانیم در جنگل های مناطق چهارگانه و خارج از طرح های جنگلداری به مساحت کمتر از ۹۰۰ هزار هکتار برای مصرف سوخت هیزم و غیر معادل ۳،۵ میلیون مترمکعبی بهره برداری می شود و در طرح های جنگلداری به مساحت ۱۰۵۰۰۰۰ هکتار و پارک های جنگلی، حجمی در حدود ۵۰۰ هزار مترمکعب یعنی معادل یک هفتم حجم بهره برداری خارج از طرح ها بهره برداری می شد.

تردید به فرایند اصلاح بهره برداری از جنگل ها با چنین وجه تمایزی خیانت آشکار به تحقق هدف حفاظت و بقای جنگل ها تلقی می شود و آحاد جامعه به محض وقوف به واقعیت ها ! قطعاً از این خیانت نخواهد گذشت !

این شاپ به شما کمک می کند تا فرایند اصلاح نظام بهره برداری را از نگاه قانون بهتر ملاحظه و به جزئیات آن واقف شوید. ضمناً در شاپ به لحاظ عدم توسعه طرح های مرتعی به عبارت طبق طرح اکتفا کردم.

از بهینه سازی تا اجرای نادرست قانون استراحت جنگل !

از بهینه سازی تا اجرای نادرست قانون استراحت جنگل !

نماینده سازمان در جلسات مرتبط با مصوبه بهینه سازی مدیریت جنگل، بعدها در دولت یازدهم گاهی موافق با ماده ۶ و گاهی مخالف با ماده ۶ ! اظهار نظر می کرد. اما به هر حال در اجرای مصوبه دولت، قرار بود بهینه سازی شود و بر اساس شاخص ها و نشانگرها طرح مدیریت منابع جنگلی تهیه گردد.

می توان از اعتلاف دانشگاه ها و تحقیقات و انجمن ها با شورایعالی تا بروز اختلاف نظر تدریجی گفت ! یا به اختلاف نظر بین معاون امور جنگل و رئیس و اعضای شورایعالی در تفکیک وظایف سازمانی، تا عدم گسیختگی سازمانی و ناتوانی در مدیریت اشاره یا صرف نظر کرد!

همچنین می توان شاهد برخی تصمیم و وقایع بود، اما نمی توان مجری برخی دستورات با تبعات غیر علمی و اجرایی ماندگار در صفحات تاریخ شد. به ایما و اشاره باید گذشت و قضاوت را به تاریخ سپرد !

اساتیدی که اکنون درس سیاست جنگل را در دانشگاه ها تدریس می کند، باید از خود ابتکار عمل و ذوق نشان دهند و سرفصلی با عنوان بحث انتقال تا اختلال را به درس یک واحدی کلاسیک تبدیل کنند، واقعاً ارزش دارد، دانشجویان آینده بدانند چه اتفاقی در این مقطع زمانی افتاد. در همین یکی دو روز همین افراد مدعی به عضو شورا ایراد گرفتند، اما خودشان نوشتند #برش پناهی ! آنها هر چه بگویند و بنویسند درست است، ولی آنچه که در مقام نقد و تحلیل و دفاع از عملکرد طرح جنگلداری نوشته می شود، نادرست جلوه می دهند !

رعایت الگوی کشت قانون دارد !

رعایت الگوی کشت قانون دارد !

رعایت الگوی کشت نیاز به قانون ندارد، اراده ملی برای اجرای آن وجود ندارد.  اگر توسعه زراعت و باغداری با رعایت الگوی کشت انجام می شد، کشور با گلوله های سیبی که با استفاده از آب حاصل از حفر ۴۸۰۰۰ حلقه چاه در حوضه آبخیز دریاچه ارومیه تولید شد، مواجه نبود و ذخایر آب زیر زمینی را نمی بلعید و دریاچه ارومیه را نمی خشکاند.

قطره قطره آبی که از اعماق زمين بيرون آورده اند، برخلاف قانون طبیعت مصرف کرده اند و همه می بینند که آبادانی ایجاد نکرد، اما اکنون تبعات خشکیدکی دریاچه ارومیه یک خسارت ملی است و دریاچه محیایی را موات کرد و سیب های تولید شده به گلوله ای پادرختی تبدیل گردید، اما محصولی صادراتی نشد !

توسعه زراعی و باغی اگر بر خلاف الگوی کشت باشد، مصداق اجرای طرح بدون منظور کردن خسارت وارده به منابع طبیعی در محاسبات اقتصادي هزینه های طرح است.

 

حاشیه مهم تر از متن !

برخی از مطالب همایش بین المللی آب مجازی که به همت اتاق ایران برگزار شد، نشان دهنده این نکته است که با توجه به کاهش منابع آب، می توان با توجه به واردات آب مجازی به واردات محصولات کشاورزی ترجیح داد.

http://iana.ir/fa/news/49898/%DB%B3%DB%B5

گاهی نگارنده یک مطلب در مورد اهمیت مصرف آب و تنوع تولید، اهمیت تولید ملی را در برابر آب مجازی مشتبه می کند. قطعاً مشکل پیچیده آب مجازی را باید تحت هدف مهم امنیت غذایی قرار داد و البته می توان با تبعیت از الگوی کشت به رفع مشکل پیچیده آب مجازی نیز اقدام و فعالیت بخش را اقتصادی توجیه نمود.

عکس نگاشته حاشیه مهمتر از متن را در اینجا ببینید

حفاظت از اراضی زراعی و باغی تدبیر می خواهد.

 تجارتی با ضرر از پیش تعیین شده !

 

تجارت زمین با ضرر از پیش تعیین شده است. فروش زمین برای زارعین یک اقدام مزیت دار نیست، یک اقدام اجتناب ناپذیر است. اگر متولی بخش کشاورزی بتواند، تولی گری خود را به نحوی بسط دهد که نگهداری اراضی و باغات برای زارعین و باغداران اقتصادی باشد، آنها ریشه و اصالت خود را نمی فروشند.

 

 

 

 

 

 

بسط دادن اقتصاد ملی

 

بسط دادن اقتصاد ملی

بخش مهمی از توسعه اقتصادی مرهون توجه به  ظرفیت های اجتماعی است که کمتر عملیاتی می شود و مد نظر برنامه ریزان قرار می گیرد. به طور واضح فعالیت های مختلف در خارج از محدوده شهرها، سال ها با یک گسیختگی منتزع از همدیگر جریان یافت و به دلیل غیر هم جهت بودن، ناپایداری اقتصادی را به واحدهای اجتماعی تحمیل نمود.

آنچه اکنون می بینیم نگرانی از بروز تهدید در جامعه نیست ! متأسفانه نگرانی جامعه از تشدید تهدیدات است ! و یکی از تشدید کننده های تهدیدات موجود در جامعه، ضعف مدیریت در بخش های مختلف است که قادر به استفاده از توان و سرمایه بخش غیر دولتی نیست. این ناتوانی ته مانده پایداری اجتماعی را تهدید می کند.

 

پر بحث ترين عناوين

كاربران آنلاين

ما 105 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم