آمار بازدیدکنندگان سایت

01820821
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
986
1342
5109
19022
18176
1820821

آی‌پی شما: 107.23.176.162
امروز: ساعت

چه ساده رها سازی جنگل بین بهینه سازی و استراحت جنگل نشست !

در واپسین روزهای هفته منابع طبیعی سال ۹۷ با این دلنوشته واقعا برای خودم می نویسم، بی تردید یک دوره انتقال برای بهینه سازی مدیریت جنگل لازم بود ! 

 

 

چه ساده رها سازی جنگل بین بهینه سازی و استراحت جنگل نشست !

در واپسین روزهای هفته منابع طبیعی سال ۹۷ با این دلنوشته واقعا برای خودم می نویسم، بی تردید یک دوره انتقال برای بهینه سازی مدیریت جنگل لازم بود ! این دوره انتقال می توانست با حذف مجموع عوامل تخریب و تعارض، با ادامه اجرای طرح های متداول مانند؛ طرح خروج دام - طرح جایگزینی سوخت مناسب - طرح کاداستر - طرح بنچ مارک - طرح توسعه جنگل - طرح احیای جنگل، با اقتصاد درونزای جنگل، بدون قطع درخت بهره برداری متداول حتی تا حد پنج تا هشت برابر برداشت سال ۹۵ یعنی چهار میلیون مترمکعب از کف جنگل بهره برداری کند.

این نوع تخریب با عنوان اجرای استراحت جنگل در سال ۷۴ با عنوان پذیرش شیوه نزدیک به طبیعت اتفاق افتاد ! در آن مقطع زمانی پس از آنکه سازمان و موسسه تحقیقات، نظر دانشکده منابع طبیعی کرج را در خصوص پیشنهاد شیوه اجرایی نزدیک به طبیعت پذیرفتند، باید دستور تجدید نظر یا بازنگری صادر می کردند.

اما شورایعالی جنگل در خواب سنگین غفلت سازمان خفته بود و اجرای همان طرح ها با همان روش و البته فقط با تغییر عنوان شیوه اجرایی ! ولی با تغییر برش «عمدتا تک گزینی ساده یا گروهی» ادامه یافت ! 

در آن مقطع زمانی عملاً شقوق کتابچه طرح جنگلداری و شقوق اجرای طرح با تغییر شیوه و برش اجرایی با کاهش برداشت از هم پاشید و با بهم خوردگی برنامه زمانی مکانی مواجه شد، ادامه اجرای چنین طرح هایی بر خلاف قانون بود. اما تاوان اشتباهات و کوتاهی های فاجعه آمیز دو دهه گذشته را نه پیشنهاد دهندگان می پذیرند و نه مراجع مسئول !

در دهه ۹۰ شانتاژ خبری احساس جنگل دوستی در فضای جامعه به ابزار کارآمدی تبدیل شد، عقلانیت بر فرایند انتقال حاکم نبود، نتیجه این غفلت نیز رها سازی شد.

در دهه هفتاد با چه رویکر مثبتی توسعه تعاونی ها و مشارکت ذینفعان دنبال شد. اما در همان دهه به دلیل عدم مدیریت صحیحی برای یک دوره انتقال، مجریان طرح های خصوصی و تعاونی ها با شکست مواجه شدند، شکست آنها شکست جنگل بود، دیوار طرح جنگلداری امام زاده ابراهیم با بهترین جنگل، آواری ویرانگر شد و جنگل و اعضاد تعاونی را تخریب کرد.

دور از انتظار نبود فاصله و شکاف بین بهینه سازی تا استراحت جنگل را، رها سازی پر کند !

اقدام خود به خودی جامعه در هر زمینه ای مخصوصا در بخش مسکن همیشه جلوتر از اقدام دولتی در رابطه با ایجاد زیر ساخت های شهری بود و طبیعی است که انتظارت جامعه بسیار جلوتر باشد و هدفگذاری ها در برنامه توسعه بسیار عقب تر باشد.

متخصصین منابع طبیعی و تشکل های مردم نهاد در حفظ و احیا و توسعه جنگل، نسبت به اقدام دولتی بالاست ! طبیعی است که دولت نتواند همگام مردم باشد، اتفاقا گام جلوترِ مردم ! فید بک مثبت است و دولت ها نیز درک درستی در این زمینه داشتند و دارند و برونسپاری را از همین رو در دستور کار دادند.

بنابراین برخی اتفاقات و وقایع ناشی از اجرای قانون استراحت جنگل در سال ۹۶ مانند اختلال در تأمین بودجه افزایش قاچاق باقتضای طبیعت کار در محیط پیچیده و مرموز جنگل، بسیار طبیعی بود و اعلام فروپاشی نظام نظارتی در جنگل نیز گمانه زنی نبود، زیرا در بازار عرضه چوب کاهش می یافت و طبیعتا تقاضای موجود باید با قیمت بالاتری خرید و تأمین می شد. نکته با اهمیت تر بحث این بود که واردات چوب مورد تقاضای صنعت خرده چوب و کاغذسازی، به دلایل مختلف امکان نداشت.

بدین ترتیب به دلیل اینکه پس از توقف بهره برداری برای صنایع چوب کشور کالای جایگزین وجود نداشت، دو گزینه زیر روی میز بخش صنعت قرار گرفت؛

- تعطیلی کارخانه ها که به هر حال با مشکلات متعددی مواجه بود

- تأمین چوب به هر طریق با قیمت روز از سراسر کشور !

پیش بینی این واقعیت غیر قابل کتمان، یعنی معکوس شدن پدیده محمولات چوبی از خارج از شمال به شمال کشور و همچنین تشدید قاچاق چوب به دلایل متعدد بسیار طبیعی بود ! بنابراین تشخیص فروپاشی برای کسی که توانایی تعیین -تشریح و هدایتِ نظارت سیستمیک بر محمولات جنگلی کشور را داشت، یک پیش بینی بسیار بدیهی بود.

انتظار مقامات کشور از معاون وقت جنگل در مورد کاهش بهره برداری و پذیرفتن بودجه دولتی بسیار بی مورد بود، زیرا عملکرد دستگاه های اجرایی و دولت و مجلس در اجرای برنامه صیانت، به قدری برای او شفاف بود که هرگز نباید برای حفظ و بقای جنگل، حرف را بپذیرد و برنامه را کنار بگذارد و به آنها اعتماد کند و به وعده اختصاص بودجه دولتی دلخوش شود و بودجه دولتی را بر اقتصاد درونزای جنگل رجحان دهد.

هر از گاهی که دَرِ مدیریت علمی عملی جنگل کشور روی پاشنه تخصصی و حرفه ای قرار گرفت، چربی اقتصاد درونزای جنگل نیز به نفع احیا و اصلاح جنگل رقم خورد ! و هر از گاهی که این مدیریت سیاسی و پای متخصصین غیر مرتبط در این محیط مرموز و پیچیده باز می شد، تنها جنگل و جنگل بان صدمه دید !

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 20 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم