آمار بازدیدکنندگان سایت

01734276
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
37
1118
2172
4707
96
1734276

آی‌پی شما: 54.164.198.240
امروز: ساعت

توقف بهانه سازی ها بر علیه ادامه اجرای طرح جنگلداری ضروری است !

بهره برداری از جنگل به همان نحوه گذشته و تا سال سوم در جزء ها و تبصره های بند ف ماده ۳۸ قید مصرح است

 

 

توقف بهانه سازی ها بر علیه ادامه اجرای طرح جنگلداری ضروری است !

بهره برداری از جنگل به همان نحوه گذشته و تا سال سوم در جزء ها و تبصره های بند ف ماده ۳۸ قید مصرح است، بنابراین توقف بهره برداری و فسخ قرارداد بر خلاف بند ف ماده ۳۸ قانون برنامه و اقدامی غیر قانونی بود !

جنگل به بهینه سازی مدیریت نیاز دارد ! دلسوزان مدیریت جنگل این واقعیت را درک کنند !

بهانه سازی ها در حق نظارت بر اجرای قانون را متوقف کنید ! دیدید و می بینید که آزمون خطای بعضی ها حتی نتیجه اش همان بود که به همان مدعیان مکرر گفته شد !

بهینه سازی یک پویش اجتماعی در مدیریت جنگل بود این پویش به همراه پویش اجتماعی اصلاحات در بعد سیاسی اجتماعی دهه هفتاد شروع شد ! اما بهینه سازی را حتی در آن مقطع زمانی با بهانه سازی تخریب کرده اند و این رفتار در تاریخ جنگلبانی ارزیابی می شود و به نسل آتی نتایج آن انحرافات خواهند گفت.

برای حامیان تنفس جنگل در این مقطع زمانی نیز، خیلی واضح بود که بهانه سازی با بهینه سازی فرق دارد، با این وصف بهینه سازی فراموش شد و می بینند که از طریق بهانه سازی ها به جنگل هیچ خدمتی نشد !

در آن مقطع زمانی پویش بهینه سازی مدیریت جنگل، بجای اجتماع محور کردن تهیه و تصویب و اجرای طرح های جنگلداری، نگرش درآمد بیشتر و تعیین سهم درآمدی جنگل مطرح شده بود. نگرش درآمد بیشتر از محل واگذاری های اجرای طرح جنگلداری نیز بر خلاف سیاست جنگل و نظرات جنگلداران وقت بود. تجربه به جا مانده واگذاری اجرای طرح با ضریب بهره مالکانه «حدود» ۷۹،۲ درصد در جنگل های شهرستان کلاردشت تلخی قرین به زهر بود و هست.

چرا دلسوزان به بقای جنگل های کشور نسبت به این نکته بی توجهند و پویش های اجتماعی در امر بهینه سازی مدیریت جنگل، منحرف از سیاست جنگل و رفع آسیب های شناخته شده در این مدیریت به اجرا گذاشته می شود ؟.

اگر از برآیند نظرات در فضای مجازی جامعه این تصور برجسته می شود که نیاز صنایع چوب و کاغذ کشور کم اهمیت و درجه چندمی است، به این دلیل است که افراد مصمم به اجرای تنفس جنگل ؛

- نه علل استقرار صنایع چوب و کاغذ در شمال کشور را می شناختند و نه نوع نیاز این صنایع و چگونگی تأمین آن از منابع داخلی را !

- نه تعداد فرصت اشتغال پایدار و دائمی و فرصت های شغلی فصلی در ایام فراغت از فعالیت کشاورزی در شمال کشور را و یا فرصت های اشتغال وابسته مانند حمل و نقل را !

- نه ظرفیت تولید چوب در خارج از جنگل را می شناسند و نه به عدم امکان توسعه زراعت چوب در اراضی ملی و جنگلی واقفند !

- نه بر محدودیت های قرنطینه ای واردات چوب وقوف دارند و نه صرفه اقتصادی مرتبط با این مباحث ضروری را ! 

- نه جنگلداری و روش های آن را به عنوان هدف بقای جنگل بر مبنای توجیه اقتصادی مدیریت جنگل می شناسند و نه شیوه های اجرایی جنگلشناسی برای استقرار زادآوری و تجدیدحیات کم هزینه را !

اینکه گفته می شود با این ملاحظه که وابستگی صنایع چوب کشور به مستحصلات جنگلی در حدود ده درصد بوده است و نسبت به درخواست بهره برداری درختان شکسته افتاده و صدور دستور وزیر منتقد هستند !

باید بدانند حتی انشای دستور بر روی درخواست بهره برداری از درختان شکسته افتاده، موافق با بند ف نیست و باید فراتر از این حتی تصریح به لغو دستور سابق الصدور داده می شد.

با وجود فسخ قرارداد با مجریان طرح های جنگلداری، اجرای دستور کنونی وزیر شرایط بسیار غیر منطبق تری با مدیریت بهینه در طرح های جنگلداری و همچنین با مفاد تبصره بند ف ماده ۲۸ خواهد داشت، زیرا با وجودیکه درختان شکسته افتاده که در تمام جنگل های خارج از طرح ها و داخل طرح ها پراکنده هستند و در تبدیل تنه درختان و یا در حمل مستحصلات و یا در بازار مصرف آنها ! ملاحظات فنی غیر قابل اغماضی هست و رعایت آن لازم الاجراست ! این دستور بسیار ناقص و ناکافی است !

بسیار ضرورت دارد که دستور وزیر منطبق با بند ف صادر و تصریح به لغو دستور فسخ قراردادها و توقف بهره برداری زاید بر بند ف گردد، تا ادامه اجرای طرح جنگلداری تا سال سوم قانون برنامه ششم توسعه، فرصت تهیه و ارائه و تصویب طرح جایگزین فراهم شود !

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 37 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم