آمار بازدیدکنندگان سایت

01820755
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
920
1342
5043
18956
18176
1820755

آی‌پی شما: 107.23.176.162
امروز: ساعت

حمایت وزارت جهاد کشاورزی از توسعه زراعت چوب از ایده تا واقعیت – ۵

مقامات کشور که در مورد واردات چوب، اساسا با آدرس نادرست کاهش تعرفه واردات تصمیم گرفته اند و همانطور که گفته شد تعرفه از سال های قبل صفر بوده است.

 

حمایت وزارت جهاد کشاورزی از توسعه زراعت چوب از ایده تا واقعیت – ۵

مقامات کشور که در مورد واردات چوب، اساسا با آدرس نادرست کاهش تعرفه واردات تصمیم گرفته اند و همانطور که گفته شد تعرفه از سال های قبل صفر بوده است.

ابزار کاهش تعرفه واردات بر روند تأمین نیاز صنایع چوب داخلی هیچ تأثیری نداشت، زیرا نوع چوب مورد نیاز و چگونگی اعمال مقررات فرایند قرنطینه ای، مانع اصلی در روند واردات چوب مورد نیاز صنایع کشور بود.

برای مدیریت صنایع چوب کشور کسانی تصمیم گرفته اند که نه علل استقرار صنایع چوب و کاغذ در شمال کشور را می شناختند و نه نوع نیاز و چگونگی تأمین آن از منابع داخلی را می شناختند و نه تحمیل هزینه پوست کنی از مبدا و امکان ایجاد شرایط کم هزینه اعمال قرنطینه و اقتصاد این فعالیت را می شناختند !

تأمل بر جدول تولید محصول سال های ۸۳ تا ۹۲ حاصل از طرح های جنگلداری نشان می دهد ۶۲ درصد از مستحصلات در اقطار پایین یعنی هیزمی بوده اند و ۳۴ درصد از مستحصلات گرده بینه، در حدود ده درصد درجه یک و دو و بقیه درجه ۳ و خارج از درجه یعنی هیزمی در اقطار بالا بوده است.

همان مستحصلاتی که از سال اجرایی ۹۶ – ۹۵ در کف جنگل های محدوده طرح جنگلداری رها شد و باقی ماند و اکنون برای جنگل بهداشت جنگل و تشدید حریق تهدید تلقی می شود، همان تنه های درختان معیوب، همان درختان خشک و افت زده ، همان درختان طوفان زده، عمدتا هیزمی خرده چوب صنایع چوب و کاغذ و ام دی اف و... را تأمین می کرد.

در سال ۹۴ با بحران منع صادرات چوب مواجه شدم و گفتم موافق اعمال ممنوعیت چوب صنوبر نیستم و هر چه تلاش کردم نشد و بدون نظر معاون امور جنگل منع ممنوعیت صادرات را اعمال و ابلاغ کردند و پس سه ماه متوجه شدند که چوب در مرکز تولید استان های غربی کشور روی دست تولید کننده مانده است و اثر این ریسک بر روی روند توسعه زراعت چوب سایه سنگینی انداخته است.

از جمله موانع توسعه زراعت چوب در ایران دوره بهره برداری و درآمد سالانه است که با برداشت محصول باید بازده اقتصادی این فعالیت مشخص شود. دوره بهره برداری و عامل سریع الرشد بودن در این فعالیت دو مؤلفه با اهمیت هستند که با بازده اقتصادی ارتباط دارند و فعالین در این بخش می دانند که با کاشت گونه های سریع الرشد شناخته شده در ایران، تا چه حدی می توانند و ممکن است، دوره بهره برداری را کوتاه کنند.

جنگلداری کلاسیک در برنامه اجرایی طرح ها نمی توانست برای زراعت چوب هدفگذاری کند. زیرا کل اراضی تحت اجرای طرح جنگلداری، اراضی ملی شده و جنگلی بود ! أساسا طرح جنگلداری برای اراضی زراعی دیم محاط در جنگل در صورت وجود درامد مناسب در طرح، برنامه خرید و تملک اراضی و توسعه جنگل پیش بینی می کرد، از این رو هیچ تمهیدی برای برنامه ریزی بهبود زراعی در اراضی محاط محدوده طرح جنگلداری نداشت !

البته این نکته را نمی توان به عنوان ضعف جنگلداری کلاسیک بیان نمود، زیرا جنگلداری کلاسیک ناقص و با یک هدف اجرا شد و مشکلاتی بود و جنگلبان ها نتوانستند سایر اهداف جنگلداری کلاسیک را به اجرا درآورند.

این نکته ضعف و نارسایی عارضی بر جنگلداری کلاسیک بود، اگر جنگلبان ها موفق می شدند جنگلداری با اهداف متنوع را به اجرا در آورند، قطعا برای چنین هدفی که مالکین زمین محاط، اگر علاقمند به حفظ مالکیت خود باشند، ایجاد جنگل با مالکیت خصوصی را برنامه ریزی می کرد.

ایکاش می دانستیم که چه بر سر جنگل های کشور آمد !

ایکاش می دانستیم که در طول دهه گذشته با تصمیمات فوق العاده احساسی چه بر سر جنگل آورده ایم !

ایکاش می توانستند فروپاشی نظام نظارتی را درک کنند و عجولانه و احساسی به جای استراحت جنگل به توقف بهره برداری نمی رسیدند !

چرا باید عبارت زراعت چوب را در کشور مشتبه کنند ؟ زارع گیلانی ۵ تا ۷ سال به قطر برداشت و بهره برداری چوبی می رسد ! از این رو باید گفت به سطوح درختگاری ها در جنگل های گیلان توجه کنند ! درختکاری را با زراعت چوب مشتبه نکنند ! درختکاری را با جنگلکاری مشتبه نکنند ! درختکاری های گیلان با هدف برداشت چوب کاشته نشد، با هدف احیای جنگل یعنی ایجاد جنگل کاشته شد و از این رو درختکاری حتی با جنگلکاری قابل تمایز می شود.

در کشوریکه مقامات آن قادر به تصمیم گیری و پاسخگویی قطع درخت دست کاشت در محاوط و باغ ها نیستند، چرا باید از زراعت چوب حرف بزنند ؟

چرا از عبارت های نامتجانس در فعالیت های مرتبط با جنگلداری و مدیریت جنگل استفاده کنند ؟

شنیده ام یکی از مسئولین حتی از عبارت عملیات بیولوژیکی به جای احیا و توسعه جنگل استفاده کرده است. عملیات بیولوژیکی به مجموعه عملیات کنترل سیلاب در حریم و حاشیه دره های فصلی اطلاق می شد، چرا به خاطر تخصیص چند میلیارد تومان صدقه اعتباری از اعتبارات ویژه صندوق توسعه ملی که برای آبخیزداری تصویب شد، عبارت «احیای جنگل» یا «توسعه جنگل» باید مخدوش و مشتبه گردد ! 

در اقلیم ایران با وجود خشکسالی های اخیر امر زراعت چوب در زمین های پایین دست شهرها قابل آبیاری با آب نامتعارف توجیه اقتصادی دارد و در دیگر اراضی امکان پذیر است، اما هرگز توجیه اقتصادی نخواهد داشت !

به ظرفیت های پراکنده کاشت و نگهداری درخت و بهره برداری آن در محاوط مسکونی تآمل کنید که اگر هر خانوار روستایی ایرانی ۲۰ درخت قابل بهره برداری داشته باشد و هر درخت ۵۰ کیلو چوب داشته باشد، علاوه بر ظرفیت های تولید چوب موجود، می توان برای بیش از ۶ میلیون تن چوب قابل استحصال برای بخش صنایع چوب و کاغذ برنامه ریزی کرد .

اقتصاد مقاومتی شناسایی کار است، قطعا حفاظت از جنگل با ایده تنفس و توقف بهره برداری و تابوی قطع درخت در محاوط، هرگز قابل دستیابی نیست.

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 23 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم