آمار بازدیدکنندگان سایت

01734279
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
40
1118
2175
4710
96
1734279

آی‌پی شما: 54.164.198.240
امروز: ساعت

اما و اگرها در ضرورت قطع درخت به منظور نیاز به مواد سلولزی !

پیوسته در جامعه با این تصور و تلقی مواجهیم که انسان برای مصارف مختلف خود در بخش صنعت و ساختمان مجبور به قطع درخت می شود

 

 

اما و اگرها در ضرورت قطع درخت به منظور نیاز به مواد سلولزی !

پیوسته در جامعه با این تصور و تلقی مواجهیم که انسان برای مصارف مختلف خود در بخش صنعت و ساختمان مجبور به قطع درخت می شود، اما این یک جنبه از ضرورت قطع درخت، هرگز نمی تواند در بر گیرنده همه جنبه های قطع درخت باشد.

مخصوصا آنکه در پیرامون قطع درخت اگر ضرورت قطع مطرح و در خور توجه است ! بحران های زیست محیطی و ناشی از قطع با رویه یا بی رویه نمی تواند نادیده گرفته شود و اینکه مرجع تشخیص قطع ضروری و یا قطع با رویه و یا قطع بی رویه چه افراد و با چه تخصص هایی و یا چه دستگاه اجرایی است، می تواند به افکار عمومی کمک کند تا خواسته به حق خود را برای آحاد جامعه محق به درستی بیان کند و بخواهد.

بی تردید بحث قطع بی رویه درخت برای استخراج سلولز از چوب درختان در صنعت کاغذسازی و بحث قطع بی رویه در اجرای طرح های عمومی عمرانی و یا قطع بی رویه برای تأمین چوب ساختمانی و یا قطع بی رویه برای چوب سوخت و مخصوصا در سال های اخیر برای تولید ذغال، بیشترین حساسیت عمومی را ایجاد کرده است، گو اینکه این حساسیت ها با مفاهیم مواهب طبیعی یا همان قطع درخت با رویه در نقض غرض آشکاری در جهان خلقت قرار می گیرد !

در هر حال قطع درخت اساسا جنبه های مختلفی چون، اقتضای پرورش درخت دارد که بر حسب این جنبه، درختی که مزاحم رشد و نمو درخت دیگری است، برای رشد و نمو بهینه درختی دیگر باید قطع شود !

در جنبه دیگری به لحاظ اقتصادی باید درخت یا درختانی قطع شوند که بیشتر در بخش زراعی بر حسب مقتضیات اقتصاد کشاورزی باید به آن توجه شود !

در جنبه دیگری دیدگاه فیزیولوژیکی درخت اقتضاء قطع درخت را ایجاب می کند و در جنبه دیگری قطع درخت به واسطه مباحث حفظ جان افراد ضرورت پیدا می کند و همچنین است که قطع درخت برای توسعه برنامه عمومی و عمرانی اجتناب ناپذیر مطرح شده یا بشود !

به موازات ضرورت قطع درخت در کشور می توان به بحث دیگری توجه کرد که جامعه انسانی در فعالیت های مختلف کشاورزی خود بر روی برخی گیاهان یا برخی دیگر از منابع سلولزی، با عنوان علف های هرز متمرکز است !

این نکته از آن جهت حائز اهمیت است که بدانیم با توجه به بحران های زیست محیطی و قطع بی رویه درختان، در چه صورتی جامعه انسانی می تواند به یک عنصر از جامعه گیاهی، عنوان علف هرز یا گونه مهاجم بدهد و حتی در این قالب مبارزه شیمیایی یا مکانیکی اعمال نماید و مانع رشد و نمو آنها شود !

راهبرد و سیاست اجرایی حفاظت از گونه های گیاهی «درختان» چه وجه تمایزی با راهبرد احیا و توسعه از طریق کاشت انواع گونه گیاهی «درختان» دارد و با راهبرد بهره براری یا قطع با رویه درخت چه فصل مشترکی دارند و یا چگونه می توان بحث بهره برداری از درخت را از بحث قطع بی رویه درخت متمایز نمود !

بدین ترتیب جلوگیری از قطع درختان با استفاده از سلولز علف هرز با اهمیت است و این حق جامعه انسانی است که در عین آگاهی لازم به منظور تأمین نیاز به مواد سلولزی روزمره خود، از درخت بهره برداری کند، به نحویکه در این اقدام با اهمیت خود در استمرار حیات، مشمول عنوان قطع بی رویه درخت نشود !

آیا انسان مخیر به قطع و بهره برداری درخت است ؟ یا مجاز به قطع و بهره برداری درخت می شود ! یا قطع و بهره برداری درخت اساساً برای او ممنوع شده است و یا او حتی مکلف به جلوگیری از قطع درخت می باشد ؟

آحاد جامعه انسانی باید پیوسته به این پرسش، پاسخ دهد که چرا صرفاً به یک قسمت از بحث قطع درخت که با آن موافق یا مخالف است، تمرکز دارد و هرگز در محدوده مدیریت خود به هدف اولیه کاشت درخت و یا هدف اولیه حفاظت از یک نهال نورس خودرو تمرکز ندارد ؟

اگر هدف اولیه کاشت درخت تأمین مواد سلولزی در یک فعالیت اقتصادی باشد، چرا اختیار قطع و بهره برداری درخت را سلب می کنند و با نقض غرضی آشکار، اختیار کاشت درخت را نیز در حلقه محاق قرار می دهند ؟

آگاه باشیم حتی در اصول پرورش درختان خودرو در یک توده طبیعی، قطع درخت برای کاهش سه نوع رقابت با یک درخت الیت و نخبه ضروری می شود و ترک آن به منزله رها کردن آن توده طبیعی است، نه حفاظت کردن از آن توده طبیعی !

جامعه انسانی باید در راستای هر فعالیت اقتصادی خود، پیوسته این نکته را ملحوظ نظر قرار دهد که رقیب اقتصادی او تا چه حدی می تواند بر روی برنامه های او تأثیر بگذارد، آیا او برای مقابله با رقبای فعال خود در جهان تمهیدات پیشگیرانه ای دارد ؟

تخریب بنیان های اقتصادی به حدی مشهود و ملموس است که می توان گفت؛ ایران در هر نوع فعالیت اقتصادی به دلیل فقدان راهبرد و سیاست اجرایی و یا بر عکس عدم تبعیت به راهبرد و سیاست اولیه، تا کنون بازنده رقابت ها در فعالیت های اقتصادی خود در سطح بین المللی بوده است !

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 40 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم