آمار بازدیدکنندگان سایت

01531085
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
1349
2229
15343
46592
50755
1531085

آی‌پی شما: 54.198.170.159
امروز: ساعت

آب در ایران قربانی ناتوانی در تبدیل علم به ثروت است !

 

آب هرگز در ایران قربانی نان نبوده است ! بلکه علم و صنعت آب را در کشور قربانی سعی و خطای خود کرده است !

 

آب در ایران قربانی ناتوانی در تبدیل علم به ثروت است !

آب هرگز در ایران قربانی نان نبوده است ! بلکه علم و صنعت آب را در کشور قربانی سعی و خطای خود کرده است !

کشاورزی سنتی ایران هرگز آب را قربانی نان نکرده است، کشاورز سنتی و اراضی آبی او با آب و نانش هر قربانی ناتوانی در تبدیل علم به ثروت هستند. عدم تبعیت از مدیریت امایش سرزمین مدیریت انتزاعی و غیر یکپارچه دستگاه ها با توسعه بخشی، عدم توزیع نادرست خدمات رفاهی و ثروت، به شکل نازیبایی مهاجرت را به کشور تحمیل کرد.

یکی از مصادیق مهاجرت برنامه ای و یا نا زیبا، در فولادشهر در شهرستان لنجان با تراکم جمعیتی حدود ۲۵۴۰ نفر در کیلومتر مربع، که قاعدتا جمعیت بومی نیستند دیده می شود.

در چارچوب مدیریت آمایش نباید ایجاد فولاد شهر بارگذاری جمعیت نامید و جمعیت مستقر شده عنوان استقرار ارادی داد ! آنچه در فولادشهر اتفاق افتاد مهاجرت و توسعه ناپایدار و خسارت ملی برای انجام یک خواسته محلی است و در کل باید گفت علم توانایی تولید ثروت از معدن را نداشته است.

اینکه چرا علم در فولاد شهر توانایی تولید ثروت نداشته است و هر تصمیمی در دگرگونی، برای ایجاد توسعه پایدار در استان اصفهان و فولاشهر، خود مستلزم تحمیل هزینه به اقتصاد ملی است، عدم شناخت و کارناشناسی استقرار صنعت در قلب بیابان و عدم توجه با تبعات بارگذاری جمعیت در این نقطه است.

آیا کسی می تواند وجود حقابه اراضی آبی را منکر شود ؟ به سدهای ساخته شده و شبکه آبیاری آن توجه کنید و ببینید کدام سد با کدام شبکه آبیاری ، کدام اراضی را آبیاری کرده است که می گویند:

برای به دست آوردن نان، آب را قربانی کردیم!

چرا در حالیکه دانش بشری به مدیریت یکپارچه اولویت و اهمیت می دهد، مدیریت انتزاعی در کشور هر ساله با برنامه متنوعی رنگ آمیزی می شود و لوح خدمات اهدا می شود، ولی با وصف تأکید سیاست های کلی مختلف و قوانین متفاوت، از اجرای مدیریت یکپارچه در هیچ نقطه از کشور کسی گزارش نمی دهد و سخنی نمی گوید و به کسی جایزه ای اهدا نمی شود ؟

جنگل ها و مراتع و منابع آبی در ۵۰ سال قبل ملی شده است، به زارع صاحب نسق اراضی زراعی و باغی در چهارچوب اجرای قانون اصلاحات ارضی در ۵۰ سال قبل حق مالکیت اعطا شد، تا بهتر و بیشتر و دقیق تر کار کند و تحول و توسعه در فرایند تولید و اقتصاد کشاورزی را بپذیرد، دولت افزایش ضریب نفوذ دانش در بخش کشاورزی را برای مردم به تصویر بکشد که در طول ۵۰ سال گذشته چه کرده است !

چرا بر خلاف مدیریت سرزمین اراضی آبی در کام ساخت و ساز و توسعه افقی و سطحی شهرها قرار داده می شود و توسط آسمانخراش هایی که متاسفانه در روی گسل و یا نزدیگی آن احداث می شوند بلعیده می شود ؟

آنچه از توسعه در شهرهای ایران گفته و شنیده و نوشته و خوانده شد و می شود، یا ساماندهی حاشینه نشینی شهرها و پشتیبانی از آنها برای اخذ رای در راستای نشستن بر اریکه قدرت و مدیریت شهری بود و هست ! یا خوش نشینی در مناطق ییلاقی و یا خوش آب و هواست !

حاشینه نشینی شهرها که مصداق فراموش شدن اقشار روستایی و غفلت دولت از توسعه همه جانبه روستایی است، اکنون بیش از ۲۷۰۰۰ آبادی متروکه به جا گذاشته و آب عامل از دست رفتن سد جوع و نان گردیده است و اگر توسعه روستایی توسط دولت به نحوی به اجرا گذاشته می شد که روستائیان احساس محرومیت از خدمات رفاهی نمی کردند، هرگز به خود رنج مهاجرت تحمیل نمی نمودند و توازن منطقه ای نیز به هم نمی خورد !

تا کنون علم و صنعت در این کشور در تولید ثروت توانایی لازم از خود نشان نداده اند و آنچه از خودکفایی گفته اند، واقعیت نداشت. زیرا هر کسی می تواند متوجه شود که مردم این کشور در ارتباط با نگهداری آب در پشت سدها هیچ سودی نمی برند و هیچ منافعی از ملی بودن آب ندارند و کشاورزان دارای حقابه حتی حق آب سنتی خود را از دست داده اند و تنها ثمره نگهداری آب در پشت سدها تولید برقابی است که در نتیجه فروش آن حقوق کارکنان اشرکت آب منطقه ای پرداخت گردد زیرا اگر تولید برقابی متوقف شود، وزارت نیرو در ارتباط با حقوق و دستمزد منابع دیگری ندارد !

این ویژگی توسعه ناپایدار است که دستگاهی مسئولیت خود را درست ننویسد و یا وارونه بنویسد و یا واقعیات را کتمان کند که برق را با چه قیمیتی تولید می کند و چه میزانی را در شبکه داخلی با چه درآمدی توزیع می کند. به طور واضح می توان گفت مردم مطیع و متشخص و خدا ترس، از طریق قیمت تمام شده نا صحیح ، هزینه مصرف برق افراد متمرد و سودجو و مصرف کننده متخلف را پرداخت می کنند. وزارت نیرو هرگز ابهام زدایی نکرده است و هزینه تمام شده آب و برق را اعلام ننموده است.

علم و صنعت به این دلیل ناتوان هستند که از تکنولوژی تعریف ناقصی دارند و قادر به بومی سازی علم نبوده اند و از این رو شناخت کافی برای دانش بنیان کردن یک فعالیت پیدا نکرده اند تا یک خط تولید را با دانش داخلی عملیاتی کنند و مدیریت آن متکی به دانش داخلی باشد، تا کارشناس شوند و کار شناخته شده ای را به اجرا بگذارند.

این یک واقعیت است که اقتصاد دولتی نمی تواند در رفع مشکل معیشتی مردم و حل مشکل بیکاری در جامعه، تأمین کننده نیازها و حقوق اجتماعی مردم باشد، از این رو دولت باید بتواند ساز و کار استفاده از توان و سرمایه بخش غیر دولتی را در مدیریت و بهره برداری از ثروت و دارایی های تولید شده مانند سدها و صنایع و ... بنویسد.

زیرا ساختار تشکیلات دستگاه های دولتی در نتیجه ضعف آموزشی و پژوهشی، ناتوان گردید و سبب شد تا دولت با بدنه ای کارناشناس در زمینه های مختلف به مردم وعده غیر قابل تحقق دهد !

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 53 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم