آمار بازدیدکنندگان سایت

01165014
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
3995
4291
31835
97543
29936
1165014

آی‌پی شما: 54.83.66.51
امروز: ساعت

کوچ ساماندهی بهره برداری و پایداری جنگل !

چگونه به پایداری جنگل می رسید در حالیکه اگر فردا بروید، ممکن است تنفس هم باشما برود !‌

 

 

کوچ ساماندهی بهره برداری و پایداری جنگل !

چگونه به پایداری جنگل می رسید در حالیکه اگر فردا بروید، ممکن است تنفس هم باشما برود !‌

مدیریت غیر حرفه ای اصرار دارد که حرفش درست است اما به همین شاخص ها و نشانگرها بنگرید، خودشان قانون مختلف و از جمله قانون برنامه پنجم توسعه را نوشتند و مصوب شد، فصل نهم این قانون را بخوانند و بگویند کاربرد این شاخص ها و نشانگرها کجاست و اگر قرار بود طرح مدیریت منابع جنگلی به عنوان سند مدونـی از مجموعه فعالیت های اجرایـی مرتبط با هم بر حسب زمان و مکان برای محــدود‌ه‌ای از جنگل تهیه ‌گردد، چرا هیچ طرحی تهیه نشد ؟

چه کسی تبصره ماده ۱۴۸ قانون برنامه پنجساله پنجم[1] و برنامه بهینه‌سازی پایش، حفظ، بهره‌برداری و مدیریت جنگل های کشور را پیشنهاد داد.

چه کسی از ساماندهی بهره‌برداری «ماده ۲ برنامه بهینه سازی مصوب ۹۲» در چارچوب طرح مدیریت منابع جنگلی بر اساس شاخص‌ها و نشانگرهای مدیریت پایدار جنگل در برنامه پنجم به تنفس بهره برداری جنگل در برنامه ششم توسعه رسید !

در فرایند نوسازی ساختمان در مدیریت شهری، یک ساختمان کلنگی دارای طرح و پروانه ساخت را در همه کشورها خراب می کنند، چون این ساختمان مصنوع و انسان ساخت است، اما در تمام کشورهای جهان در مورد نوسازی مدیریت منابع جنگلی، اگر طرح در حال اجرا دارای ایراد و اشکال در بهره برداری باشد، چون با عناصر زنده محیط سر و کار دارند، هزگز از واژه های تخریب توقف و تعطیل و امثالهم استفاده نمی کنند، متعارف این است که از کلمه ساماندهی کنند، ولی در کشور ما حتی با قید کلمه ساماندهی در برنامه بهینه سازی، سلیقه محورها هیچ اقدام دایر به ساماندهی در منابع جنگلی تحت اجرای طرح را متولی بخش جنگل نپذیرفتند ! 

به همین اندازه که برای آحاد جامعه در جهت حفظ و بقای جنگل ضرورت اصلاح ساختار مدیریت جنگل قابل دریافت شده است، در یک جنگل طبیعی متشکل از گروه ها و توده های طبیعی، که با اختلاف سنی و مراحل مختلف رشد و نمو متفاوت از هم مشاهده می شوند، ضرورت اصلاح ساختار جنگل نیز اهمیت پیدا می کند.

در مورد ساختار توده های متفاوت رویشی که با عناصر بیوتیک مختلف تشکیل شده اند و در مراحل سنی و یا در طبقه قطری مختلف دیده می شوند، می توان تصویر مجسمی در ذهن داشت و برای پارامترهای پایداری ساختار جنگل طرح سؤال نمود و یا در مورد تعیین معیار و شاخص های کمی قابل اندازه گیزی پیشنهاد داد.

همچنانکه پایداری هر پایه از هر گونه در جنگل، با تغییر ضریب قد کشیدگی ناپایدار می شود و با اجرای برنامه اصلاح و پرورش، به سمت پایداری سوق می یابد. پارامترهای پایداری هر جنگلی با دیگر جنگل های مجاور، باید متمایز از هم نوشته شود، یعنی حتی پارامترهای پایداری نیز نمی تواند به صورت کلیشه ای، برای هر جنگلی مورد استفاده قرار گیرد.

به عنوان مثال یک جنگل با منشأ شاخه زاد در سن دیر زیستی، با جنگلی که منشأ آن دانه زاد است، مختلف از هم مشاهده و ارزیابی می شوند، بنابراین نمی توان یک شابلونی تهیه کرد و بر روی هر جنگلی گذاشت و پایداری آن جنگل را ارزیابی نمود.

به طور کلی آنچه را که به عنوان یک مبحث درسی در اصلاح ساختار جنگل می خوانیم یا باید بخوانیم، در جنگلداری علمی عملی دارای سابقه اجرا می باشد و از نگاه کارشناسی، چنان دست یافته ای از اقدام اصلاحی در ساختار یک توده طبیعی، می تواند مزیت مدیریت علمی علمی بر روی آن ساختار محسوب شود. در عین حال همان اقدام اصلاحی تبدیل به مزیت شده را می توان به عنوان شاخص آن ساختار معرفی نمود و روند پیشرفت چنین اقدامی را در اجرای طرح جنگلداری به عنوان یک کمیت، اندازه گیری کرد و کیفیت اجرا را نیز با ملاحظه حد و مقدار استفاده از عوامل تولید و یا محدودیت های مؤثر ارزشیابی نمود.

از طرف دیگر چون در نظر است در نتیجه اصلاح ساختار جنگل در مورد پایداری آن جنگل بحث کنیم. همانطور که در ابتدا بر أساس قانون اشاره شد، باید با وقوف به این نکته که، پایداری علاوه بر ساختار توده طبیعی به ساختار مدیریت جنگل نیز تسری می یابد و باید کمی کلی تر ساختار مرتبط با نظام مالکیت و نظام بهره برداری در جنگل را بررسی نمود.

یعنی نمی توان صرفا با اقدام مترتب با تکلیف قانونی جنگلبانان در اصلاح جنگل، به اصلاح ساختار جنگل پرداخت و نسبت به ساختار توده ها و گروه ها در سنین مختلف بی تفاوت بود که جزء لا ینفکی از تعریف جنگل هستند و همچنین نمی توان بر عوامل پایداری یا بر عکس، عوامل ناپایدار کننده دیگری چون مالکیت و بهره برداری عرفی غافل شد و صرف نظر نمود.

اگر به شارپ بسط داده شده زیر توجه کنید و مفهومی از دوره بهره برداری در ذهنتان باشد، با هدف های کلی و راهبردی و سیاست جنگل، برنامه ای که برای پایداری جنگل می نویسید،

حالت ابتدائی آن : مشتمل بر بقا وضع موجود - توسعه جنگل و استمرار تولید است.  

حالت توسعه یافته آن پس از ۱۲۰ یا ۱۴۰ یا ۱۶۰ سال بعد : احیا و اصلاح و توسعه کمی کیفی جنگل تحت مدیریت است و در آن به نحو مجسم و ملموس، افزایش درجه آمیختگی – افزایش سن دیر زیستی – افزایش رویش سالیانه مستتر خواهد بود.

در این صورت پایداری حداکثری خواهید داشت !

شاخص و معیار پایداری هر جنگلی باید؛ توسط جنگلدار و در همان مرحله تهیه طرح جنگلداری نوشته شود. یعنی آنچه جنگلشناس برای یک مدت اجرایی انتظار دارد در جنگل به اجرا گذاشته شده و اثر بخشی داشته باشد، باید به عنوان شاخص و معیار پایداری جنگل محسوب شود. بنابراین در هنگام تهیه طرح و در مرحله تشریح جنگل باید از مجموع مشاهدات شاخص های مختلف مورد نیاز یک جنگل را نوشت !

مدیریت پایدار جنگلی ناپایدار تر جنگل به دنبال ایجاد پایداری در جنگلی است که نمی داند فردا به عنوان مدیر جنگل سمتی دارد یا اعتبار مورد نیازش را به او می دهند و یا ساختار تشکیلاتی او به ادغام انحلال نمی انجامد!

ناپایداری جنگل را در علل ناپایدار کردن مقرره ها و احکام قانونی بیابید ! که در فاصله سه سال « ۹۲ تا ۹۵ » از ساماندهی بهره برداری در قانون برنامه پنجم توسعه، به توقف بهره برداری و خاتمه قرارداد و تعطیلی طرح های جنگلداری در برنامه توسعه ششم رسیده اید !‌

چگونه به پایداری جنگل می رسید در حالیکه اگر فردا بروید، ممکن است تنفس هم باشما برود !‌ 

چگونه به توسعه پایدار می رسید در حالیکه احکام برنامه قبل کلا نقض و ناپایدار می شود !

  



[1] - تبصره   : بهره‌برداري از جنگل ها فقط در چارچوب مصوبات هيأت وزيران ممكن است و بهره‌برداري از مراتع و زيستگاه هاي طبيعي تنها بر مبناي توان بوم‌شناختي .اكولوژيك. و ضرورت حفظ آنها مجاز و مازاد برآن ممنوع است. متخلف از احكام اين تبصره علاوه بر جبران خسارت، ملزم به پرداخت جريمه‌اي معادل، تا دو برابر قيمت جنگل و يا مرتع و زيستگاه مورد بهره‌برداري يا تلف شده است.

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 69 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم