آمار بازدیدکنندگان سایت

01118009
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
3936
6229
35337
80474
125574
1118009

آی‌پی شما: 54.91.16.95
امروز: ساعت

هزینه ها را کاهش دهید، برخی از دستگاه های اجرایی زاید بر نیازند !

این ماهیت حکمرانی است که به ما می گوید، با تنظیم گری می توانید در امور اجرایی کشور مدیریت بهینه تری داشته باشید و مردم با استفاده از توانایی های خود نظارت بهتری داشته باشند !

 

 

هزینه ها را کاهش دهید، برخی از دستگاه های اجرایی زاید بر نیازند !

 

این ماهیت حکمرانی است که به ما می گوید، با تنظیم گری می توانید در امور اجرایی کشور مدیریت بهینه تری داشته باشید و مردم با استفاده از توانایی های خود نظارت بهتری داشته باشند !

رها از همه قید و بندها به عنوان مغروقی در مجموع هزینه های رو به افزایش آینده در دریافت کالا و خدمت دولتی، جهت کسب فایده ملی به نوعی از آینده پژوهی تن دهید، که بدون رفتار رادیکالی مخرب در فضای حقیقی و مجازی، به تنظیم گری مدیریت در بخش های مختلف کمک کند و به تناسب ظرفیت های مختلف ملی، خدمات تحت استانداردِ ارزان تر از بازار منطقه ای را، در بازار ملی به مردم میراثدار و شایسته خدمت ایرانی ارائه دهد.

به عنوان مثال وضعیت محیط زیست تحت تهدید کشور ما با ارتقا ساختار مدیریت آن به سمت رفع تهدید سوق نمی یابد، بلکه ساختار مدیریتی آن قادر به ایجاد اقتصاد درونزا نیست و تنها با موافقت ها در مورد طرح های عمرانی و گردشگری و غیر، مدام تلاش می کند نگهداری ساختار خود به اما و اگرها نسپارد !

یا معاونت توسعه روستایی در نهاد ریاست جمهوری نمی خواهیم که منفک از تصمیمات وزارت جهاد کشاورزی تصمیم بگیرد و تنها نقش ارزنده اش توزیع اعتبار دولتی باشد !

یا کمیته امدادی نمی خواهیم که با همه رسالتش به قشر آسب پذیر جامعه ! حقوق مدیرانش به عنوان اسناد طبقه بندی شده اعلام گردد.

یا بنیاد مسکن روستایی موازی با ساختار مسکن و شهرسازی نمی خواهیم، که روستاهایمان بعد ۴۰ سال در آسیب زلزله اخیر، ناپایدار تر از روستاهای کشور آشوب زده عراق بود.

یا نهضت سواد اموزی نمی خواهیم که با وصف ریشه کنی چند باره بیسوادی در کشور، اما ساختارش تشکیلاتی و هزینه اش بر روی دوش ملت باقی ماند.

برای آینده پژوهی مدیریت کشور که به مصلحت عمل کند ! یا چرا مصلحت اندیشی نمی کند ؟ باید گفت و نوشت که نمی خواهیم تا به عنوان یک پارادایم در جامعه بحث شود !

یا وزارت نیرو نمی خواهیم، که مجبور باشد کاری برای شرکت های تابعه و مرتبط و اقماریش ایجاد کند ما وزارت صنایع و معادن نیز نمی خواهیم که بخش صنعت یا معدن به توان داخلی خود متکی است و چتر حمایت وزارتی نمی تواند هیچ حمایتی برای بخش صنعت یا معدن ایجاد کند و اساسا حمایت از تولید این دو فعالیت صنعتی و معدنی تابع دانش بنیان شدن و رفع محدودیت های موجود است و سنگینی هزینه این چتر نا کارآمد را می توان حذف نمود.

سدهای مورد نیاز و چه بسیار سدهایی بدون نیاز ضروری در کشور ساخته شده اند و حقابه رودخانه ها و چشمه ها و قنوات نیز عرفا و قانونا مشخص هستند و یک سازمان کوچک و یا یک ساختار غیر دولتی و یا شهرداری های هر شهر و دهیاری های هر روستا می توانند عهده دار مسئولیت مراقبت و نگهداری دارایی های تولید شده قابل تملک باشند، این وزارتخانه ها و سازمان هاییکه با تصمیمات زورکی تا آبکی، جز به جا گذاشتن آثار تخریب دایر به تشدید تهدید، توان عملیاتی دیگری ندارند، باید حذف شوند

شرکت های مختلف سدساز به مانند دیگر ظرفیت ها در دیگر بخش ها، ظرفیت های سرمایه فکری جامعه هستند و باید در بازار رقابت عاری از لابی با اتکا به دانش فنی و تجربه حاصله و معرفی خدمات استاندارد در سطح جهانی خود فعال باشند، چرا به وزارتخانه ها آویزان هستند و دور از شأن و جایگاه اجتماعی آنها باید مدیریت به صورت پارازیتی برای آنها کار تعریف شود.

آنها با توان علمی اجرایی خود دانش فنی قابل عرضه در بازار ملی و منطقه ای و حتی جهانی را دارا هستند و تولید فکر قابل فروش دارند !

باید طوری دیگری بودجه بریزیم ! بودجه ریزان عزیز، بودجه ریزی شما ریخت بودجه ای منطبق با برنامه توسعه و چشم انداز ندارد !

دستگاهای حاکمیتی موازی را حذف کنیم دستگاه هاییکه منابع ملی قابل تملک و تصرف دارد و در عین حال توانایی حکمرانی خوب را دارا هستند و یا می توانند به حکمران خوب ارتقا یابند، نگهداری شوند.

چرا باید دولت فربهی داشته باشیم و مدیرانی که با سه پرس غذا هم سیر نشوند ! یا دچار سود هاضمه شوند ؟ و در بخش دیگری از بدنه دولت دچار سوء تغذیه باشیم ! این ثمره ناتوانی در نظارت است که نتوانیم سرمایه فکری را در دولت انگیزه محور نگهداریم !  

آنگاه که به پدیده فرار مغزها می اندیشیم و منافع ملی را در شُرف تهدید می بینیم، تنها راه پیش رو و قابل اجرا در کنترل چنین پدیده ملی، جلوگیری از فرار مغزها عنوان می شود و دولت طی اجرای آن یا باید رانت بدهد، یا باید خسارت را تحمل کند ! اما قادر به تولید ثروت نیست !

چرا دیوانسالاری دولت ها در سه دهه اخیر قادر به نگهداری سرمایه انسانی نبوده است ؟ چرا برای کنترل فرار مغزها برنامه می نویسد اما برای فروش مغزها هیچ برنامه ای ندارد و قادر به فروش مغرها برای تأدیه حقوق ملی نیست ؟

جامعه باید برای رها شدن خلاقانه خود تلاش کند و از هر تعصبات کور محدود کننده خلاص شود و برای اتخاذ هر تصمیمی، کسب فایده ملی را در نظر بگیرد و برای فروش منابع متعلق به نسل فعلی و قابل فروش و تبدیل به سرمایه نسل آتی، به چگونگی حفظ منافع ملی بیاندیشد.

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

پر بحث ترين عناوين

كاربران آنلاين

ما 47 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم