آمار بازدیدکنندگان سایت

01117997
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
3924
6229
35325
80462
125574
1117997

آی‌پی شما: 54.91.16.95
امروز: ساعت

هزینه نگهداری جنگل گران تر از گذشته خواهد بود – ۵


اگر از گران شدن هزینه نگهداری جنگل به تأثیر اختلال در روند درآمدها بر جوامع محلی اشاره کنیم و به توسعه روستایی در شرف اجرا تأملی داشته باشیم، آنگاه از خود خواهیم پرسید؛

 

 

هزینه نگهداری جنگل گران تر از گذشته خواهد بود – ۵

اگر از گران شدن هزینه نگهداری جنگل به تأثیر اختلال در روند درآمدها بر جوامع محلی اشاره کنیم و به توسعه روستایی در شرف اجرا تأملی داشته باشیم، آنگاه از خود خواهیم پرسید؛ به راستی توسعه روستایی با چه محوریتی انجام می شود !

روستاهای ما با فرایند متروکه شدن ناشی از پدیده شوم مهاجرت مواجه هستند. برنامه مراتع کشور تاکنون با تعلیف مازاد بر ظرفیت مراتع، فقط تبعات تهدید داشت، برنامه توسعه صنعت و معدن و یا گردشگری نیز با مشکلات اجرایی و فساد در واگذاری مواجه بود و برای احیای منابع طبیعی اثر بخش نبودند، تنها در سطحی محدود از جنگل کشور، برنامه جنگل با اقتصاد درونزا تحت اجرا بود که آن برنامه را نیز با ایده استراحت جنگل به هم زدیم !

برنامه توسعه روستایی موفق در کشور دیده نمی شود. از طرف دیگر دولت تاکنون برنامه توسعه روستا را بدون تعیین محور تهیه و تدوین و به اجرا گذاشته است، با این وصف دو آسیب جدی و برجسته آن نداشتن محور و پشتوانه و عدم مشارکت مردم در تهیه و تدوین برنامه توسعه است.

اینکه چرا اجرای برنامه توسعه در یک منطقه ناپایدار معرفی می شود، به این علت است که برنامه توسعه فاقد پشتوانه و محور تعادل بخش است و به منبع بالقوه ای متکی نیست تا تعادل زایی نا ممکن تصور نشود.

معمولا در یک مطالعه جامع برای برنامه توسعه اجتماعی اقتصای باید، ظرفیت های بالقوه و بالفعل یک محدوده مورد مطالعه را با دقت مورد بررسی قرار داد. آنگاه که برنامه توسعه با تکیه بر ظرفیت های بالفعل بنا نهاده می شود، به معنی آن است یا مطالعه با دقت نبوده است و یا با عوامل تولید محدود و بدون پشتوانه برنامه توسعه تدوین شده است.

اجرای هیچ برنامه توسعه ای بدون حاشیه نخواهد بود، برخی حاشیه ها از نوع حوادث قهری و برخی از نوع رقابت بازاری و برخی از نوع تحمیل و ستیز و اقدام ایذایی و در هر حال ایجاد بروز یک حاشیه خواهد بود و بهم ریختگی و عدم تعادل، معمولا با پشتوانه ها و ظرفیت بالفعل قابل جبران است.

اما محوریت به معنی استفاده از همه توان نیست و مجموعاً در یک برنامه توسعه اجتماعی اقتصادی، باید، بین توان بالقوه و توان بالفعل تمایز قائل شد و توان بالقوه را به عنوان پشتوانه و محور تعادل بخش تلقی نمود.

از این رو در باره اتکا به هر یک از سرمایه های طبیعی و یا جامعه ! به عنوان محور توسعه می توان گفت : جنگل – مرتع - دریا – معدن - هنر و صنایع دستی و یا یکی از انواع خدمات می تواند به عنوان محور قرار داده شود و جامعه نیز توان بالقوه  دارد و می توان با محوریت اجتماع برنامه توسعه را تهیه و تدوین نمود. در هر حال در برنامه توسعه باید سرمایه اصلی همیشه به عنوان پشنوانه و محور تعادل بخش حفظ نمود و فقط از توان تولید سالیانه در برنامه توسعه استفاده کرد.

توان زایش و تجدید پذیری و کشف می تواند، معیار تعیین محور قرار داده شود. در این صورت حتی یکی عوامل تولید شامل « مدیریت - نیروی کار - آب - خاک - سرمایه » نیز می تواند محور برنامه توسعه قرار داده شود. در عین حال باید این نکته را هم عالمانه مورد توجه قرار دهیم که حتی با برنامه توسعه دارای محور و پشتوانه، نباید دچار توهم شویم و مانند نفت که اقتصاد ما را بد بو کرده است، نتوانیم از آن خلاص شویم.

خوان پابلو پرز آلفونسو، ديپلمات و بنيان‌گذار ونزوئلايي اوپک که گفته بود «نفت مدفوع شيطان است، ما در مدفوع شيطان غرق خواهيم شد.» و دکتر محمد فاضلی در یادداشت اخیرش تحت عنوان ما در مدفوع شیطان غرق می شویم به نکات با اهمیتی اشاره کرده است.

من نیز اقتصاد وابسته به نفت را کراراً بد بو تلقی کردم و معتقدم تصمیم نظام مبتنی بر ریاضت اقتصادی تا قطع وابستگی، تصمیم منطبق با واقعیت های اقتصادی ماست و اگر اقتصاد دانان کشور و مدیران اقتصادی به درستی و از طریق استفاده از توان و سرمایه بخش غیر دولتی بتوانند، برنامه عملیاتی بنویسند و بودجه ریزی را مبتنی بر عملکرد تهیه و تدوین و پیاده سازی کنند، آنگاه مردم ما خواهند دید که از طریق افزایش بهره وری عوامل تولید، هدفگذاری های کلان کشور، تا چه حدی می تواند قابل تحقق پیش بینی شود. 

ایشان در این یادداشت « با توجه به اینکه زمان تجديد ناپذيرترين منبع جهان است و نفت هم‌ چون شيطان ! «توهم فراواني زمان» خلق مي‌کند.» از دیگر نکات با اهمیت در مورد دو مفهوم نفت و شیطان بود که وسوسه این دو مفهوم ! چه در حالت شکست و چه در حالت موفقیت، واقعاً زمان را نابود می کند و من کراراً به فرصت سوزی اشاره می کردم.

در حالیکه برنامه ریزان اقتصادی کشور هنوز به توانایی معرفی ساز و کار جایگزینی مناسب رهایی از اقتصاد بد بوی نفتی نرسیده اند و تنها با افزایش وصول مالیات دلخوش نموده اند و با وصف تشخیص راه درمان؛ یعنی سرمایه بخش غیر دولتی ! اما نمی توانند نقشه راه و ساز و کار استفاده از توان و سرمایه غیر بخش دولتی را معرفی و در تسهیل امر سرمایه گذاری قدم از قدم بردارند، همه منتظر معجزه ایجاد فرصت شغلی و کاهش نرخ بیکاری هستند، حتی اگر معجزه شود ! به مانند مسکنی که فقط در کاهش درد فرایند بزرگ شدن تومور مؤثر می شود و تومور بزرگ قطعاً درد بزرگتری دارد و نسبت هزینه های جاری به هزینه های عمرانی دولت را افزایش می دهد و عدم تولید دارایی های قابل تملک سبب می شود، منابع درآمدی دولت کماکان محدود و خدمات لاجرم گراتر به مردم ارائه شود.

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

پر بحث ترين عناوين

كاربران آنلاين

ما 40 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم