آمار بازدیدکنندگان سایت

01343423
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
902
2307
5707
53470
106919
1343423

آی‌پی شما: 54.162.121.80
امروز: ساعت

دوران گذار و ظرافت های آن که نباید به اختلال منتهی می شد.

دوران گذر از جنگلداری کلاسیک، دوران له کردن آن نیست، بعضی ها بد متوجه شدند !

 

 

دوران گذار و ظرافت های آن که نباید به اختلال منتهی می شد.

 

دوران گذر از جنگلداری کلاسیک، دوران له کردن آن نیست، بعضی ها بد متوجه شدند، که به تحول آن نمی اندیشند ! دوران گذار دوره تقویت مسئولیت پذیری است، بالطبع دوره رها کردن مسئولیت ها نیست !

بعضی پیرها معرکه گرفتند و برخی جوان ها از روی جوانی کارهایی کرده اند که باید در مفهوم گذار از آنها گذشت.

اما برنامه بهینه سازی ابلاغی دولت، احتمالا تکلیف تهیه و اجرای بسته‌های اجرایی حصول شاخص‌ها و نشانگرهای داشت، نداشت ! خوب است تأسف بخورند.

بحث بهینه سازی مدیریت با احکام بالاسری ارتقاء سرانه سبز و افزایش ضریب حفاظتی مشخص می کند که اقتضای دوره انتقال این است که به هیچ وجه نباید مدیریت جنگل رها شود، انگ عدم شناخت کار جنگل و جنگلداری در همین رها کردن برنامه توسعه جنگل – برنامه افزایش مساحت جنگل – برنامه افزایش ضریب حفاظتی به برخی افراد می چسبد، که می گفتند می دانند منابع مالی اعتباری دارند و نیازی به درآمد جنگل ندارند.

من همیشه تعجب می کردم که چرا برخی دوستان توجه به خصوصیت ویژه دوره انتقال ندارند. کراراً می گفتم دوره انتقال را به دوره اختلال تبدیل نکنند !

وجود اختلاف نظر خیلی طبیعی است و مطرح کردن و ایستادن پای نظر کارشناسی نیز طبیعی است. در طول تجربه اجرایی پنجاه ساله اجرای جنگلداری کلاسیک یک اختلاف کهنه و مزمن بین جنگلداران و جنگلشناسان وجود داشت و هنوز باقی است، که صد البته می تواند بیانگر ذات دانش بنیان بودن فعالیت جنگلداری قلمداد شود. جنگلداری دو ایراد واضح و برجسته شده دارد.

- الف: جنگلداری نتوانست به چارچوب اجرایی جنگلداری با اهداف متنوع دست پیدا کند، در اصلاح جنگل با مشکلاتی مواجه شد و با اقتصاد تک محصولی به فعالیت خود ادامه داد.

- ب : جنگلداران نتوانستند به طور ملموس به بحث اجتماع محور شدن مدیریت جنگداری بپردازند و تحت تأثیر سیاست عمومی جامعه، به طور اجتناب ناپذیر بعضی حاشیه های نقض غرض با جنگداری را نیز در طرح ها به اجرا گذاشتند.

این دو ایراد قسمت خالی لیوان خدمت جنگلداری است !!! البته بسیار تأسف آور است که این قسمت از نیمه خالی لیوان را ببینیم اما اقتصاد درون زای آن را نبینیم ! باقی ماندن جنگل های محدوده طرح را نبینیم ! ارتقاء کیفیت جنگل و بازسازی را نبینیم ! حجم بهره برداری ببینیم اما حجم سرپای جنگل های جوان نقاط احیایی را نبینیم ! ارزش بهره برداری را با حجم تعهداتیکه به اجرا گذاشته شد مقایسه نکنیم !

  تاسف آور است که باید به سیاستگذاری به عنوان یک گام  مهم در دوره انتقال، بر حسب تعهدات جهانی و برای تبعیت از آن سیاست های مطرح شده در کنفرانس ریو و امثالهم، اهمیت دهیم ! اما در ارزیابی به آسیب شناسی سیاست مخدوش شده جنگل و جنگلبانی در ایران وقعی نگذاریم !

در عین کم لطفی به عملکرد پنجاه ساله جنگلدارانیکه در تنهایی با چنگ و دندان، جنگل را نگهداری کرده اند، چوب حراج بزنیم، تا نسل فعلی در دوره انتقال جنگلداران با تجربه کنار بزند و بدون دخالت دادن تجربه اجرایی بخش جنگل به تدوین برنامه تحول و پیش بینی چگونگی برون رفت از دوران گذار بپردازد.

افرادیکه مدام تکرار می کنند از جنگلداری کلاسیک فاصله گرفته اند و مشغول تهیه طرح جایگزین هستند، تا با توقف بهره برداری به جنگل استراحت بدهند و در مدت دهساله استراحت، این جنگل ها را با اعتبارات دولتی نگهداری کنند، معلوم است که به چارچوب ارزیابی منابع موضوع مدیریت طرح ها، یعنی جامعه انسانی درگیر و ذینفع – اقتصاد جنگل – تنوع زیستی گیاهی و جانوری وقوف ندارند.

طرح جایگزین اگر واجد ملاحظات تحول نباشد، یعنی با عبور از جاده جنگلداری کلاسیک متداول به جنگلداری کلاسیک با اهداف متنوع نرسد، هرگز نمی تواند به مدیریت پایدار جنگل برسد ! زیرا هدف های متنوع می تواند، برای جوامع محلی مزیت دار محسوب شود، طرح جایگزین اگر نتواند زون جنگل روستایی داشته باشد، نمی تواند زون جنگل بکر و طبیعی تعیین کند و همینطور نمی تواند زون جنگل اقتصادی و قابل کار تعریف کند.

نسل فعلی بداند ! اختلاف نظر جنگلداران با جنگلشناسان و اکولوژیست ها بر طرف شدنی نیست ! اکولوژی علم جوان تر از جنگلداری است و هنوز نسبت به تأثیر روابط بین هم و بر هم و با هم و از هم گیاهان و جانوران یا در کل با اکوسیستم وقوف کامل ندارد. دانش جنگلداری با بقای جنگل درآمد مالک را اقتصادی توجیه کرد، دانش جنگلشناسی با معرفی برشِ در شیوه اجرایی، بقای جنگل را توجیه کرد. بنابراین اختلاف نظر در بقای جنگل نیست ! بخش با اهمیت اختلاف نظرها در حوزه درآمد و اقتصاد مرتبط است ! 

جنگلداران مجبور نیستند منتظر تصمیم جنگلشناسان باشند، زیرا آنها با توانمندی خاص خود و ظرفیت های منابع جنگلی می توانند با اهداف متنوع که منطبق با رویکرد اکوسیستمی است، اقتصاد درونزایی برای دوران گذار بنویسند و به اجرا بگذارند و با جامعه انسانی ذینفع در مشارکت همه جانبه یک مدیریت پایدار جنگل داشته باشد.

چون تمامی حوزه اختلاف در راستای انجام یک تکلیف اصلاح جنگل قرار دارد و جنگلبانان قادرند، دامنه فعالیت اصلاح نظام بهره برداری را محدود کنند و به سمت اصلاح ساختار جنگل و ساختمان کلی جنگل سوق ندهند و در دوران گذار به اختلافات دامن نزنند و از بهبود تولید صرف نظر و به بقای جنگل و استمرار تولید اهمیت دهند.

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 49 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم