آمار بازدیدکنندگان سایت

00331563
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
2091
2356
15886
66388
118028
331563

آی‌پی شما: 54.162.236.133
امروز: ساعت

خام خواری و تشدید بهره برداری !‌

چرا چنین شد که دولت نمی تواند در مساحتی به وسعت ۱۴۰ میلیون هکتار تحت عنوان منابع طبیعی ظرفیت متنوعی ببیند و از دل ظرفیت متنوع ، فرصت های متعددی معرفی کند.؟

 

خام خواری و تشدید بهره برداری !‌

چرا چنین شد که دولت نمی تواند در مساحتی به وسعت ۱۴۰ میلیون هکتار تحت عنوان منابع طبیعی ظرفیت متنوعی ببیند و از دل ظرفیت متنوع ، فرصت های متعددی معرفی کند.؟

چرا شرایط مدیریت بر روی این وسعت از منابع طبیعی کشور را به نحوی تعیین کرده اند، که برای عده ای حیات خلوت باشد و جوریکه دلشان می خواهد بتوانند جولان دهند، طیفی دیگر که نسل اندر نسل در آن سکنی داشته و این منابع برایشان از جنبه وابستگی معیشتی اهمیت داشته کماکان محروم بمانند و عده ای دیگر از جمعیت کشور مخصوصا در نواحی مرزی در تاب و تاب گرفتاری و سلب امنیت باشند و مجموعه دیگر از جمعیت کشور به تبع بروز آثار تخریب در این منابع برای آینده خود تهدید ببینند.؟

چرا مدیران این بخش وسیع کشور جهت مدیریت دست نیاز به سمت خزانه خالی دراز کنند و در حالیکه هیچ توجیه فنی اقتصادی در این دست نیاز دراز کردن ها وجود ندارد.؟

چرا شعله شرر سهل انگاری – اختلاف اشخاص – جهل و کج فهمی – قهر طبیعی به طور مکرر در این منابع حادثه آفرینی کرده و این منابع را در سطوح تحت حادثه نابود می کند و هیچ افق روشنی برای پیشگیری - کنترل – جلوگیری از تشدید خسارت – تمهیدات احیا و بازسازی وجود ندارد.

مدیریت در منابع طبیعی بسیار متفاوت از سایر مدیریت های معمول و متداول است. این منابع با تنوع زیستی گیاهی و جانوری در آن، بسیار متفاوت از انواع منابع متداول و معمول است. این منابع تجدید پذیر است، باید درک درستی از تجدید پذیری داشته باشیم.

از جمله مشکلات مدیریت منابع طبیعی، ضعف و ناتوانی و درک نا درست از توان تجدیدپذیری منابع و مدیریت منابع است که باید این وضعیت را در دولت دوازدهم به عنوان یک مطالبه مطرح نمود که به درک درست از بازتوانی و تجدیدپذیری منابع و مدیریت منابع سوق یابد.

دولت دوازدهم باید از طریق ایجاد مدیریت حرفه ای در مدیریت منابع طبیعی، برای مدیریت منابع طبعی فرصت بازتوانی ایجاد کند. تا مدیریت حرفه ای بتواند با درک درستی از تجدیدپذیری، به سمت احیا و بازتوانی این منابع حرکت کند.

چگونه در سطح یک میلیون هکتار از جنگل های شمال، جنگلداری به عنوان مدیدیت علمی عملی توانست، بیش از تعداد واحدهای ساختار طولی سازمان، جهت نظارت بر انواع فعالیت ها ساختار عرضی سازمان را ارتقا دهد، به نحویکه مدیریت منابع جنگلی برای نظارت بیش از تعداد نیروی انسانی در چهار اداره کل، تحت سازمان کار طرح مشغول به کار شوند.

در حالیکه بهره برداری سنتی را باید به نوعی خام خواری بدانیم که در خود پنج نوع بهره بردای دارد و در سطوح مورد بهره برداری خود، هیج عوامل سنجنده میزان بهره برداری ندارد و تشدید بهره برداری را نیز نمی فهمد.

بهره بردار سنتی به مانند یک وارث که هیچ حساب و کتابی در مصرف میراث ندارد و یاد گرفته بخورد و ببخشد و بفروشد عمل می کند، او چگونه می داند شاید احتمالا برای او تکلیف تولید ثروت نیز وضع کرده باشند.

چرا به بهره برداری سنتی فرصت تشدید بهره برداری داده شد، بی آنکه این نوع بهره برداری برای ذینفعان سودمند باشد و آنها را به سمت بهبود معیشت سوق دهد.؟

 

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

پر بحث ترين عناوين

كاربران آنلاين

ما 79 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم