اجرای سیاست اقتصاد مقاومتی با ساز و کار یکپارچگی مدیریت امکان پذیر است.

 

بی تردید یکی از ساز و کارهای قابل اعتنا، توجه به الگوی مدیریت یکپارچه و جامع در حوزه آبخیز است و می تواند در کمیته راهبری مدیریت جامع و یا کمیته اجرایی خود، رهیافت عبور از موانع دستیابی به  استفاده از ظرفیت ها و مزیت ها را پیدا کند.


 اجرای سیاست اقتصاد مقاومتی با ساز و کار یکپارچگی مدیریت امکان پذیر است.


بی تردید یکی از ساز و کارهای قابل اعتنا، توجه به الگوی مدیریت یکپارچه و جامع در حوزه آبخیز است و می تواند در کمیته راهبری مدیریت جامع و یا کمیته اجرایی خود، رهیافت عبور از موانع دستیابی به  استفاده از ظرفیت ها و مزیت ها را پیدا کند.

اکنون می توان به حلقه های مفقوده متعددی اشاره کرد. در یکی دو ماه اخیر در مورد یک درخواست احداث جاده پاسخ دادم اگر سر فصل اعتباری از راه و شهرسازی به جاده جنگلی تغییر کند، امکان موافقت در چارچوب برنامه جنگلکاری اقتصاد اجتماعی وجود دارد. این موضوع برای مردم و مسئولین محلی پیچیده تلقی شد. اما آنها می توانستند با تأمل بر این ساز وکار بدون دغدغه به سمت اجرای دستور حرکت می کردند.

درخواست ها متعدد بود و با تخصیص اعتبار تقاضا داشتند در قلب جنگل عرصه ای برای واگذاری به سازمان میراث فرهنگی انتخاب شود و انگار از محدودیت ها و موانع اجرایی منع واگذاری جنگل اطلاعی ندارند. لازم است همه بپذیرند تقاضای واگذاری جنگل برای اجرای طرح های عمومی و عمرانی تهدید است . اما می توانند برای حفظ یکپارچگی منابع جنگلی برای یکپارچگی مدیریت در حوزه آبخیز جهت اجابت خواسته های یکپارچه مشارکت کنند و مدیریت منابع جنگلی را برای آزادسازی ظرفیت ها به تناسب مزیت ها با تهدید مواجه نکنند.

غالباً فکر می کنم بهره برداری چوبی در حد نیم متر مکعب از رویش سالیانه حجم سرپای جنگل در هر سال ، یک بهره برداری در حد تحمل اکولوژیک است  و می تواند یکی از محصولات قابل بهره برداری تلقی شود و به سایر درآمدهای قابل حصول باید فکر کرد . از جمله در بسیاری از تبدیل تنه های درخت می توان به سمت اصلاح مضرب های برش و یا نوع تبدیل رفت و مانند دهه های گذشته عمل نکرد. ارزش افزوده نیز نباید یک بعدی یا چند بعدی تصور شود. می تواند در یک مدیریت یکپارچه و مطالعات جامع، با استفاده از ظرفیت های اجتماعی با جامع نگری تهیه و ابلاغ گردد.

یکی از بحث ها در ظرفیت های اجتماعی توجه به هنرهای دستی و سنتی است. احیای هنرهای دستی مرهوناحیای هنرهای دستی مرهون توجه به مدیریت چند منظوره جنگل است.

هر یک از خانوارهای ایرانی از قومیت های مختلف به داشتن یک یا چند اثر از هنرهای دستی که یادآور تاریخ اقوام و هنر و پیشینه صنعتی حتی به عنوان دارایی خود افتخار می کنند. اگر برای احیای صنایع دستی نخ و پشم و ابریشم « فرش» چوب و سنگ و شیشه و...برنامه ریزی می کنیم، باید به آموزش جهت افزایش تعداد استادکاران و تولید انبوه هر یک هنوز و ایجاد بازار و درآمد سرشار آن امیدوار باشیم.

راهبرد  مدیریت یکپارچه در حوزه آبخیز و سیاست اجرایی مشارکت مردمی که با رویکرد توانمندسازی جوامع محلی دنبال می شود. می تواند همه دستگاه ها را به مشارکت گرد هم جمع کنند. اما یادمان نرود یکی از عوامل تولید، عامل مدیریت است و هنر مدیریت در گرد هم نشاندن مدیران هر یک از دستگاه­ها برای شناخت ظرفیت­های موجود در یک حوزه آبخیز- امکان استفاده از ظرفیت­ها برای فرصت­های شغلی مورد انتظار، وظیفه سنگینی است که باید به آن توجه کافی مبذول داشت.  

الگوی مدیریت جامع حوزه­های آبخیز تهیه وتوسط ریاست محترم سازمان ابلاغ شده است. بی تردید توجه به مفاد این الگو و اجرای صحیح آن با همکاری استانداری­ها می تواند اقدام معطوف به نتیجه محسوب شوند.  

صنایع دستی قومیت های مختلف - مواد خام موجود در منابع طبیعی - ظرفیت های اکوتوریستی - صید و شکار و پرورش ماهی و زنبور عسل- توسعه دامپروری و... ظرفیت های موجود هستند. تحت الگوی مدیریت ابلاغی که کمیته محلی آن به ریاست فرماندار هر شهرستان در یک حوزه آبخیز تشکیل می شود، می تواند گردهم نشاندن مجموعه مدیران را برای تحقق یک خواسته در قالب مدیریت جامع و یکپارچه- مطالعه جامع را  به نمایش بگذارد.

تمرین این مدیریت یکی از الزامات اقتصاد مقاومتی است.