هدف ها در چند منظوره کردن طرح های جنگلداری

 

هدف ها در چند منظوره کردن مدیریت علمی عملی جنگل مشتمل بر چه مواردی است و چه عواملی بر ضرورت های چند منظوره کردن دخالت داده می شوند.

 

 

جنگل یک موهبت خدادادی است و انسان به عنوان یک وابسته معیشتی با بهره برداری مستقیم عامل اصلی در فرایند تخریب جنگل ها محسوب می شود و سبب کاهش کمی کیفی جنگل ها شده است. جنگلداری فن تلفیق علوم مختلف است و در بحث مسائل اقتصادی اجتماعی به خواسته­های جوامع محلی ذینفع،  در هنگام تهیه و اجرای طرح ها اهمیت نداده است. یک حس بیگانگی بوجود آمد و این حس بیگانگی بین جوامع محلی ذیفع و اجرای برنامه های دولت ها شکاف ایجاد کرد.

شکاف بین وابستگی معیشتی و هدفگذاری­های مدیریت جنگل­ها به تدریج به آسیب جدی تبدیل شده و بر  تحقق هدف حفظ کمی کیفی جنگل­ها سایه انداخته است. حق عرف دارای پیشینة جوامع محلی و حق مالکیت دولت در جنگل­ها، به دو گانگی و تعارض مدیریت در عرصه و اعیان جنگل­ها تبدیل شده و از عمده ترین موانع توسعه و تحول در مدیریت تلقی می شود.

توسعه کمی کیفی جنگل­ها نیز یکی از الزامات استمرار حیات است و به سبب افزایش جمعیت و کاهش سرانه جنگل، به نیاز ذاتی انسان تبدیل شده است. برای مدیریت پایدار جنگل­ها لاجرم باید اجتماع محور جنگل را مدیریت کرد.

مدیریت اجتماع محورجنگل­ها برای ساماندهی بهره برداری درحد توان اکولوژیک باید به اجرا گذاشته شود و برای تحقق هدف­های حفظ و توسعه کمی کیفی جنگل، به بخش­های مختلف جامعه در تهیه و اجرای طرح جنگلداری مسئولیت داده شود.

طی کردن فرایند تهیه و اجرای جنگلداری اجتماع محور سبب می شود، تا انسان به عنوان بهره بردار اصلی جنگل، به توانمندی درک توان اکولوژیک جنگل­ها دست پیدا کند و به عنوان وابسته معیشتی جنگل، برای ساماندهی بهره برداری خود از جنگل­ها در تغییر روش­های بهره برداری جهت مدیریت پایدار همراهی نماید.

توانمندسازی یکی از هدفگذاری­های اصلی در تهیه و اجرای طرح جنگلداری اجتماع محور است و طی آن همزمان باید در مدیریت جنگل­ها و جوامع محلی ذینفع در تهیه و اجرای طرح ظرفیت سازی شود. بی شک مدیریت توانمند می تواند جوامع محلی توانمند را برای تهیه و اجرای طرح جنگلداری اجتماع محور مدیریت نماید.

  بنابراین  اساس توانمندسازی در جنگلداری اجتماع محور تحرک است و می تواند در هر ظرفیت ایجاد شده فرصت­های موجود را بهره برداری نماید، تا تغییر شیوه معیشت و تغییر روش بهره برداری به عنوان الزامات جنگلداری اجتماع محور به اجرا درآید و جوامع محلی به توانایی بهره برداری غیر مستقیم از جنگل­ها نیز دست پیدا کرده و به سمت مدیریت پایدار گام  بر دارد.

پس از مصوبه برنامه بهینه‌سازی پایش، حفظ، بهره‌برداری و مدیریت جنگل های کشور در سال 92  اکنون مدیریت جنگل با یک پیشینه اجرایی 50 ساله با سه جهت گیری مشخص زیر شامل؛

- الزام به جامعه نگری در مطالعات

- الزام به یکپارچگی مدیریت

- الزام به توسعه مشارکت مردمی

در مرحله تحول و توسعه مدیریت قرارگرفته است و برای بستر سازی  این منظور به یک دوره انتقال نیاز خواهد داشت. انتظار می رود همه کمک کنند با پرهیز از تصمیمات شتاب زده غیر کارشناسی دوره انتقال را به اختلال مدیریت موجود نکشانند.

طرح­های جنگلداری دارای مدیریت علمی عملی بوده و برای تحقق هدف حفظ احیا توسعه و اصلاح و بهره برداری دارای توجیه اقتصادی هستند. یکی از ضعف­های برجسته اجرایی طرح­های جنگلداری کم رنگ بودن پرداختن به جنبه اجتماعی و چگونگی ساماندهی بهره بردری و حق عرف و انتفاع جوامع محلی در فرایند تهیه و اجرای طرح بود، به نحویکه نتایج ارزیابی گروه­های مختلف با معیارها و شاخص­های مدیریت پایدار جنگل­ها  مثبت گزارش نمی شود.

مدیریت اجرای طرح در ایران مشکلات قانونی و اجرایی زیادی دارند. پیشنهاد می کنم مسئله محوری بحث را دنبال کنیم

آیا صلاح می بینید طرح­های کوچک  تهیه و بخش تعاونی و خصوصی واگذار شوند. به عنوان مثال در  یک طرح­جنگلدری که دارای یک مسیر رودخانه و یک برکه یا تالاب است، یک واحد پرورش ماهی در حاشیه رودخانه – یک واحد مدیریت رستوران به صورت شناور در وسط برکه یا تالاب و یک کلینیک زالودرمانی در گوشه تالاب احداث شده است.

چون موضوع بحث مدیریت است ، پس باید از مقررات و ضوابط جاری هم بدانید و بحث کنیم

پرورش ماهی یک فعالیت تولیدی است و متولی و ناظر آن سازمان شیلات است. عرصه جنگلی است اما فعالیت پرورش ماهی جزئی از وظایف سازمان جنگل ها نیست.  مقررات واگذاری عرصه جنگلی برای فعالیت تولیدی پرورش ماهی توسط کمیسیون موضوع ماده 2 دستورالعمل ماده 32 آیین نامه اجرایی قانون واگذاری و احیای اراضی مصوب 59  به اجرا گذاشته می شود. مجری این قانون وزارت جهاد کشاورزی سازمان امور اراضی است. مجری قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل ها سازمان جنگل ها می باشد.

رستوران یک فعالیت گردشگری متولی و ناظر سازمان میراث فرهنگی است. عرصه پهنه آبی است . در زون جنگل و تحت سند ملی به نمایندگی سازمان، سازمان امور آب ابفا متولی آب و تالاب و حریم رودخانه و محیط زیست هم یک دستگاه نظارتی ! نحوه در اختیار گذاشتن عرصه و پهنه آبی چگونه تنظیم شود و گردشگران چگونه تردد می کنند. از جاده جنگلی تحت مدیریت جنگل چگونه حق تردد پرداخت کنند و از این قبیل مباحث !

کلینیک زالودرمانی باید تحت نظر وزارت بهداشت دایر و نظارت شود.

مشابه بحث نحوه صدور مجوز می تواند در مورد  فعالیت زالو درمانی مطرح شود.

 مدیریت هر یک از طرح ها را  انتزاعی در یک واحد مدیریت « سری» تجویز می فرمایید، یا مدیریت جنگل را با محموعه ای از فعالیت های قابل اجرا، واحد تجویز می کنید.

مدیریت چند منظوره تعبیر ترک بهره برداری چوبی می شود و این درست نیست. چون اگر بنا بر ترک بهره برداری چوبی گذاشته شود، مشخصاً طرح تابع هدف از پیش تعیین شده خواهد بود نه مطالعه جامع نگرانه !

از همین زاویه دید وضوح بحث آشکار می شود. هدف از پیش تعیین شده همان حفظ احیا و توسعه و اصلاح و بهره برداری است. اما چرا فقط چوب و دیگر هیچ ! دیگر فعالیت یا اجازه پیدا نکنند از ظرفیت موجود استفاده کنند و این ظرفیت برای ایجاد فرصت به زور یا تزویر از مدیریت جنگل جدا شوند.