آمار بازدیدکنندگان سایت

02962109
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
308
1305
6103
14866
41241
2962109

آی‌پی شما: 3.230.144.31
امروز: ساعت

اجرای استراحت جنگل خردمندانه نبود.

طرح مبحث اشتغال در طرح جنگلداری و بیکار شدن شاغلین، پس از توقف بهره برداری چوبی سبب شد تا

 اجرای استراحت جنگل خردمندانه نبود.

 

طرح مبحث اشتغال در طرح جنگلداری و بیکار شدن شاغلین، پس از توقف بهره برداری چوبی سبب شد تا مدیریت جنگل کشور به مانند معاملات الاکلنگی در بازار دچار آسیب جدی شود، زیرا می دانیم که یکی از ویژگی های مهم این مدل بازارها این است که؛ فرصت ورود و خروج مناسبی در اختیار معامله گر نیست و با توجه به تحرکات ناگهانی، معاملگرها به خصوص تازه واردها، آسیب جدی می بینند و برخی ها البته سودهای نجومی به دست می آورند. در مدیریت جنگل کنونی بهره برداری های غیر مجاز و یا قاچاق چوب، پس از توقف بهره برداری چوبی  مصداق معاملات الاکلنگی است.

آنگاه که اذعان می کنند بهره برداری چوبی تنها هدف تهیه و اجرای طرح های جنگلداری بوده است و آنها برای نیل به هدف حفظ و صیانت از جنگل ها به توقف بهره برداری چوبی رسیدند ! باید بدانند نتیجه چنان حرکتی سریع و پرشتاب در جامعه هدف، تغییرات یا بالاست یا پایین ! و بر این اساس تاثیرات و آسیب ها یا کاملا مفرح و شادی بخش و یا کاملا خسارت بار و تاسف برانگیز است !

به طور واضح باید اشاره کنم که ممکن است کرارا در رابطه با ایجاد مدیریت پایدار جنگل ها سخن به میان بیاوریم اما اگر به انجام مطالعات اجتماعی اقتصادی و اجرای نتایج آن در قالب طرح جنگلداری اهمیتی قائل نشویم، یقین بدانیم که نسبت به رکن اجتماعی مدیریت پایدار غفلت کرده ایم  !

 بسیار بدیهی است که بگوییم ماموریت تهیه و اجرای طرح های جنگلداری قبل از ملی شدن جنگل ها و مراتع با ماموریت تهیه و اجرای طرح های جنگلداری بعد از ملی شدن جنگل ها و مراتع، اگر از جنبه علمی تفاوت هایی ندارد، حداقل در موضوع تغییر مالکیت جنگل ها و مراتع به وضوح مقرراتی وضع کرده است و برای بهره برداران سنتی و عرفی حق عرف قائل گردیده است و در مبحث رفع تعارض دام و جنگل و ساماندهی بهره برداری های عرفی، تهیه و اجرای طرح های جنگلداری نقشه راه و سیاست اجرایی بود که می توانست در قالب ارفاق مصارف روستایی و اشتغال و دامپروری و... به ساماندهی بهره برداری های عرفی بپردازد.

جنگل های بسیاری از طرح های اولیه مالکیت خصوصی داشت و بسیاری از سطوح جنگل ها در بهره برداری ها با شیوه قطع یکسره، برای تهیه ذغال و یا به شیوه بِه گزینی ! برای صادرات چوب، سابقه ی بهره برداری داشت. این سوابق در مفاد مواد مرتبط با قانون ملی شدن جنگل ها و مراتع و یا قانون حفاظت و بهره برداری مندرج یا مستتر   و قابل استناد است.

یکی از آسیب های عدم انتقال تجارب جنگلبانی و جنگلداری را باید در چارچوب چارت تشکیلاتی جستجو کرد که مهندس با چند کمک مهندس و تکنسین و جنگلبان و قرقبان، تشکلی برای انجام ماموریت های محوله سازمانی بوده اند و انتقال تجربه بدین طریق در حد سینه به سینه باقی ماند و کمتر به رشته نگارش و انتشار در آمد.

شاید برخی فکر می کنند، برخی موارد یا مولفه ای از ماموریت ها تعمدا کتمان می شود ! اما بدانند اینگونه نیست، همه واقعیت ها بیان شده است ! یقینا تا دهه ی هفتاد  یکی از ماموریت های اصلی و با اهمیت تهیه و اجرای طرح های جنگلداری اولیه از جنگل های محدوده طرح، بهره برداری چوبی بود. اما اینکه همه ماموریت های سازمانی در تهیه و اجرای طرح ها را در بهره برداری خلاصه کنند و بگویند در راستای هدف بهره برداری، فقط برای جنگل های انبوه طرح تهیه و اجرا کرده اند، قطعا با اطلاعات نادرستی به سمت حل مسئله ی حفظ و صیانت از جنگل های شمال رفته اند.

آنها می توانند شخصا مشاهده کنند که : در بسیاری از حوزه های آبخیز پس از دهه هفتاد برای همه ی سطوح جنگل ها طرح جنگلداری تهیه و به اجرا گذاشته شد و هر کارشناس می تواند حتی قبل از مشاهدات خود استنباط کند، در جنگل های پایین دست فقط باید عملیات احیایی و حفاظتی و مراقبتی پر هزینه انجام می شد و مستحصلات چوبی این جنگل ها اغلب هیزمی و کاتینی بود !

به طور مشخص هر یک از اشخاص برجسته در جایگاه مدافع در دفاع از اجرای برنامه استراحت جنگل و نتایج پنج ساله آن و یا در جایگاه منتقد در انتقاد از اجرای برنامه استراحت جنگل و نتایج اسف بار آن، صرفا از زاویه دید شخصی و تخصص خود به بحث و تبادل اطلاعات در حل مسئله می پردازد.

 برخی عزیزان نیز تنها از زاویه دانش و علم جنگلداری و پرورش جنگل به برنامه استراحت جنگل نگاه می کنند و با تجزیه و تحلیل های مبتنی بر این دانش، توقف بهره برداری چوبی را از سوی دولت یک جانبه و ممکن تلقی می کنند. آنها اجرای چنان تصمیمی را از سوی بهره برداریان عرفی غیر ممکن پنداشته و اساسا استراحت در محیط دینامیک را غیر اصولی می دانند و البته با وصف درستی مباحث و استنتاج آنها، باید اذعان نمود آنها نیز صرفا با یک دانش و تخصص، بدون مقتضیات دیگر علوم مرتبط ، مجموعه ای از کارهای متداول در جنگلداری را تجزیه و تحلیل می کنند.

به نظرم باید رسالتی جامع تر برای جنگلداری علمی عملی قائل شویم که در بر گیرنده حل مسئله در تمام ابعاد و جنبه ها از جمله حل مسئله بهره برداری عرفی و اشتغال ذینفعان باشد. چگونه جنگل را یک زیست بوم و انسان را یکی از زیست مندان این زیست بوم می دانیم و یک برنامه بلند مدت علمی عملی برای این زیست بوم تهیه و تدوین کرده و به اجرا می گذاریم، ولی برای چنین برنامه بلند مدتی در ارتباط با اشتغال نقشی قائل نیستیم و شاید تصور می کنیم ! با وجود بیکاری مفرط و سختی معیشت جامعه انسانی، سایر زیست مندان در این پهنه ی وسیع سبز و چشم نواز بدون هیچ دست خوردگی با جیب ها و دست های خالی حفاظت و صیانت می شوند !

تعمیق مطالعات اجتماعی اقتصادی یکی از برجسته ترین کارهایی است که باید در تهیه طرح جایگزین دنبال شود.

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 14 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم