آمار بازدیدکنندگان سایت

02663471
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
636
576
1911
26554
37151
2663471

آی‌پی شما: 3.239.233.139
امروز: ساعت

آرمان های توسعه پایدار و آشفتگی دست اندرکاران

در مورد چگونگی دستیابی به حفظ و بقای جنگل ها و همچنین ایجاد مدیریت پایدار جنگل ها، می توان به این نتیجه رسید بین ...

 

آرمان های توسعه پایدار و آشفتگی دست اندرکاران

در مورد چگونگی دستیابی به حفظ و بقای جنگل ها و همچنین ایجاد مدیریت پایدار جنگل ها، می توان به این نتیجه رسید بین آنچه که «بر پایه نظرات کنشگران تشکل ها و مجامع علمی فرا ملی است» می گویند و آنچه که « طی اقدامی مبتنی بر دانش بومی از بخش اجرا» می خواهند، یک رابطه ی بین الاذهانی کنشگران داخلی و  نهادها و سازمان های فرا ملی وجود دارد و هنجارهای غیر قابل جمع ایجاد می کند.

به عنوان مثال؛ تمرکز دولت بر اولویت گزینی های ناشی از تحریم و سیاست صبر و انتظار، از این جهت در عمل بیشتر گسیخته و نا هم راستا به اجرا گذاشته می شود که نمی تواند بین آرمان های توسعه پایدار مجمع عمومی بین الملل، با برنامه های جاری به دلیل فقدان زیر ساخت رابطه ایجاد کند.

شاید مهندسی مجدد - شاید افق گشایی ! در هر حال ادامه چنین روندی که نسل جوان به دلیل مباحث اقتصادی «نرخ تورم + بیکاری = فلاکت» نمی تواند شریک زندگی بپذیرد، برنامه ترویجی دولت در ازدواج - نرخ رشد جمعیت را در هاله ی ناپایداری قرار می دهد.  

به نظر می رسد حتی بخش کورتکس سیاست کلان کشور باید در مباحثی چون حفاظت از اراضی و جلوگیری از تغییر کاربری اراضی ساز و کار تعقیب قضایی را کنار بگذارد و به سمت اعمال تمهیدات برود یا در مورد مدیریت جنگل، رجحان سیاست های عمومی جامعه بر سیاست جنگل را کنار بگذارد و برای تحقق و دستیابی مدیریت پایدار جنگل ها بر اساس سیاست جنگل ! با بازکردن میدان برای دست اندرکاران مرتبط با جنگل، قائل به حکمرانی گردد و نقشه ی راه مدیریت بلند مدت و پایدار جنگل ها را ترسیم کند.

بی تردید نمی توان در مورد جنگل ها و اراضی زراعی که متضمن امنیت غذایی هستند، اندیشه های مدیریت جهانی را نا دیده گرفت ! زیرا هر هفده آرمان توسعه پایدار در مورد کیفیت زندگی نسل انسانی است. نباید کشور از کورس رقابت عقب بیافتد.

به مسئله ثبت جنگل های هیرکانی در یونسکو نگاه کنیم، نه می توان به فرایند ثبت کردن انتقاد کرد و نه می توان از فرایند ثبت کردن ، از سرمایه معنوی جنگل سود برد ! اما اگر جنگل های هیرکانی به نام کشور ثالث دیگری ثبت می شد، با وجود دو میلیون و یکصدهزار هکتار جنگل مسئله ای بسیار انتقاد آمیز بود.

سیاست جنگل در کشور نیز در اوایل قرن پی ریزی شد و در بسیاری از موارد از نانوشته ها می گوید که به نظریه علمی نرسیده است ! در هر حال باز خوانی مبانی ، نباید برای موافقین و مخالفین تشویش آور شود

 به عنوان مثال؛

❊ - صنعت چوب کشور باید در قطب تولید چوب استقرار یابد یا به لحاظ تمهیدات حفاظتی خارج از شمال ! بد گمانی به بهره بردارن ملاک باشد یا افزایش هزینه ی تولید به سبب حمل ماده خام و عدم ایجاد فرصت های شغلی در محوده و قطب تولید چوب

❊ - سیاست بهره برداری تک محصولی ادامه یابد یا به سمت سیاست چند محصولی باید رفت !

❊ - جنگل را با بودجه دولتی باید حفاظت و مدیریت کرد یا با رویکرد اقتصاد درونزا

❊ - سیاست جنگل را تحت الشعاع سیاست های عمومی قرار بدهند آثار مثبتی دارد یا سیاست زدگی و برنامه گریزی ایجاد می کند.


در هر حال می بینیم که مسائل اجتماعی، اقتصادی جنگل حل نشد و باقیماند و در نیمه راه قانون استراحت جنگل تصویب و بسیار بد اجرا شد و دانش آموخته های جویای کار به سبب رکود اقتصادی، با بیکاری مواجه شدند و چنان گرهی سبب شد تا در بین خانواده های حداقل دو تا سه جوان دان آموخته، بیکار بمانند و فرصت شغلی نیابند،  

سخنان اخیر دست اندرکاران مباحث مرتبط با جنگل را چگونه می توان متناسب با هفده آرمان توسعه پایدار مجمع عمومی در حل مسئله امید بخش دانست، در حالیکه بر حسب سیاست جنگل ضد و نقیض است و هیچ انطباقی با هیچ یک از آرمان ها ندارد ! هر سخن مبتنی بر سیاست عمومی جامعه نیز با وصف محدودیت های ناشی از تحریم نمی تواند به درستی به اجرا درآید.

چگونه چنان مدیریتی می تواند از مدیریت اکوسیستمی و مدیریت پایدار جنگل ها سخن بگوید، در حالیکه هر آن ! سیستم ترسیم کننده سیاست عمومی، قادر به حذف آن مدیریت و پاک کردن صورت مسئله است ؟

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 13 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم