آمار بازدیدکنندگان سایت

02386730
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
208
2794
3002
17459
38308
2386730

آی‌پی شما: 18.232.188.89
امروز: ساعت

میوه ی کرمو شبیه جنگل دارای حق تعلیف دام است

در حالیکه می توان حفاظت از درختان را بهینه سازی کرد، تا میوه کرمو ندهند ! به جای چنان حفاظت بهینه ای ! همه  

 

میوه ی کرمو  شبیه جنگل دارای حق تعلیف دام است

 

در حالیکه می توان حفاظت از درختان را بهینه سازی کرد، تا میوه کرمو ندهند ! به جای چنان حفاظت بهینه ای ! همه ی توجهات معطوف به حفاظت از میوه ها می شود  با وصفی که همه می دانند که میوه کرمو از درون متلاشی می گردد .

همه بهانه استراحت دادن به جنگل مرتبط با وجود تعلیف دام در جنگل بود، اما دستپاچگی ماموران تعطیلی طرح های جنگلداری،  آمیخته به قهر جنگلبانان دیده می شود و نتیجه توامان توقف بهره برداری تجاری از جنگل ها، به توقف بهره برداری غیر تجاری و توقف اجرای رفع تعارض دام و جنگل و توقف احیا و توسعه جنگل و توقف جایگزینی سوخت مناسب جنگلنشینان و توقف استفاده از توان و سرمایه بخش غیردولتی انجامیده است.

 طرح خروج دام نه نسخ شد و نه لغو ! بنابراین این فعالیت مانند توقف بهره برداری چوبی در طرح های جنگلداری که حکم صریح در تبصره ها و جزء ۱و ۲و ۳ بند ف ماده ۳۸ دارد، خروج دام فاقد حکم است.

اما خروج دام به این دلیل لغو نشد و حقیر در مورد رفع تعارض دام و جنگل در مدت اجرای برنامه ششم می توانم به تصریح بیان و اعلام کنم ! مگر برنامه صیانت از جنگل های شمال لغو شده است ؟

وقتی برنامه صیانت لغو نشده است، پس حکم خروج دام مقرر در ماده ۶ برنامه صیانت لغو نگردید، اما وقتی اساتید محترم بخش جنگل، می خواهند با بودجه دولتی خروج دام اجرا شود و از رئیس سازمان که مجری قانون برنامه پنجساله ششم و مجری قانون بودجه سنواتی است. تقاضای اتخاذ تصمیم و اراده ی انجام این مهم را دارند، باید این توجه را داشته باشند که ایشان  لاجرم باید به موجب برنامه ششم از دولت، یک برش یک پنجمی از مدت برنامه ششم را تقاضا بکند. وقتی در برنامه ششم حکمی نیست، یعنی خروج دام نیز مانند بهره برداری چوبی تعطیل شده است، عملا باید توقف اجرای طرح خروج دام را پذیرفت.

به همین دلیل است که محضر دلسوزان جنگل عارضم که اجرای استراحت جنگل سبب رها شدن سرنوشت جنگل ها به امان خدا شده است. 

نمی دانم چرا دلسوزان سرنوشت جنگل ها به نتایج بحث ها در مورد منابع مالی التفات ندارند. منابع مالی اساسا منابع کمیاب هستند و دخل و خرج یک شناخت قدیمی و کهن است و صرفه و صلاح و توجیه اقتصادی مفهوم تحول یافته آن است که اگر مد نظر نباشد، ورشکستگی و فقر را گریبانگیر می کند.  

اگر به ارزش اکولوژیکی جنگل پی بردیم ! باید بتوانیم گریبان جنگل را دقیق بشناسیم ! شناخت یکجانبه به پشیزی نمی ارزد !   فقر گریبان جنگل را بسیار محکم گرفته است.

همانطور که اذعان می کنیم شناختمان از جنگل بسیار زیاد شده است  ! باید درک کنیم، جنگل زیر بار سنگین آسیب های مختلف شناخته شده چون وجود دام کمر خم کرده است.

گویا شاید باور نداریم که می شود از سایر کارکردها درآمد کسب کرد و آب و اکسیژن فروخت !  یا واقعا در نتیجه باور اینکه، سایر کارکردهای جنگل کالاهای غیر قابل تبادل در بازار دارد، نمی  توانیم برای حفظ گریبان جنگل ها کسب درآمد کنیم !

هر کسی آب و اکسیژن از جنگل های شمال را می خواهد، باید بتواند بهای آن را شخصا پرداخت و یا به طرق عقلانی برای حفظ حقوق عامه از بهره برداران دریافت کند ! با وهم و گمان نمی شود گریبان جنگل را از فقر خلاص نمود.

کرم درون میوه شبیه دام درون جنگل است. فهم یکجانبه و غلیظ دانش اکولوژیکی بدون فهم دانش اجتماعی و اقتصادی منجر به متلاشی شدن میوه می شود، جنگلداری مدیریت صرفه و صلاح و توجیه اقتصادی کار و فعالیت در جنگل است.

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 15 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم