آمار بازدیدکنندگان سایت

02261606
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
1327
1254
9478
4929
30030
2261606

آی‌پی شما: 3.226.243.36
امروز: ساعت

رنج و گنج ایران زمین

فساد سایه ظلمت و ناپایدار است و فجر نوید بخش و میمون و مبارک است.

 

رنج و گنج ایران زمین

فساد سایه ظلمت و ناپایدار است و فجر نوید بخش و میمون و مبارک است ! زیرا فجر به سرخی آفتاب در سیاهی شب و نوید روشنی پگاه گفته می شود ! حتی خدای رحمان قسم خورد که شب می گذرد یعنی فساد و ظلمت زندگی پایدار نیست.

رنج ناشی از فقر معیشتی جامعه با ملاحظه به گنج های پیدا و پنهان ایران زمین، بیانگر وجود دو مولفه ی عدم تحرک اقتصادی و رکود است. رکود اقتصادی به طور واضح ناشی از تحریم ظالمانه و عدم تحرک اقتصادی ناشی از سوء مدیریت و فساد اقتصادی است.

همچنانکه با نگاه ملی به این بحث می پردازم، به تناسب ثروت زبانزد خاص و عامش از منابع طبیعی در ناحیه رویشی هیرکانی یعنی از جنگل و دریا توجه خواهم کرد.

ابتدا باید اشاره نمود که به هر دلیل دو دهه اخیر «برنامه های پنجساله توسعه چهارم – پنجم – ششم» روزهای سیاهی را پیش پای این ملت گذاشت. شاید هیچیک از هدفگذاری ها در این چند برنامه تحقق نیافته باشد. از طرف دیگر بیش از یک قرن است که با کشف نفت و گاز و دیگر معادن ادعا می شود این کشور سرمایه های طبیعی هنگفتی دارد، اما تحریم مشخص کرد گنج زیر پای ملت درمان درد و سکه روز سیاهش نشد.

شاید در برابر این همه سرمایه های عظیم طبیعی تجدیدپذیر و غیر قابل تجدید که موجب دل مشغولی ایرانی ها شده به نحو مشخص دیگری موجب غفلت در حفظ و توسعه سرمایه های انسانی ایرانی ها شده است. اکنون به شکل غیر قابل باوری به صورت محسوس و ملموس در تولید ثروت دیجیتالی عقب مانده است در این مورد باید اقتصاد نفتی موجب عقب افتادگی دانست «یعنی موجب اقناع و مانع اهتمام در تحرک اقتصادی است».

رؤیای ثروتمندی و درآمد نفتی کشور موجب شد تا امر بر برخی افراد به نحو دیگری مشتبه شود و بگویند و تبلیغ کنند و از فرصت های فضای مجازی و احساسات پاک آحاد جامعه استفاده کنند و از آنها بخواهند مطالبه گر شوند و حرفشان را نشر دهند تا اجرای طرح های جنگلداری را به بهانه استراحت جنگل متوقف و تعطیل کنند ! می گفتند چرا نباید دو درصد از درآمد نفتی برای حفظ و صیانت از جنگل های هیرکانی اختصاص یابد !

آیا می توان مبنای درک ثروتمندی در جامعه را از توقف بهره برداری یا بهره برداری و فروش ماده خام از منابع طبیعی تغییر داد و به جای مدرک گرایی و تمرکز بر افزایش تعداد فازغ التحصیل«نت ها» ، تولید سرمایه انسانی و حفظ و توسعه سرمایه‌های اجتماعی و افزایش بهره‌وری «از طریق تهیه و تصویب طرح های دانش بنیانِ دارای اقتصاد درونزا» را هدفگذاری کرد ؟

ناتوانی در تهیه و تصویب بودجه ای بدون وابستگی به درآمد نفتی حکایت از این نکته با اهمیت دارد که مغزها گنج های اصلی این کشورند و فرار مغزها به موازات غارت منابع طبیعی برنامه استثماری امپریالیستی امریکا بوده است و برخی واژه ها و عبارات فاقد تعریف در قوانین و ضوابط اجرایی که در متن یا ضمن برنامه های توسعه قرار داده شد، اما اجرای

ایران ۹،۳ درصد از کل منابع نفتی دنیا و ۱۸ درصد گاز دنیا را دارد و از نظر دیگر ذخایر معدنی جزو ۱۰ کشور برتر جهان محسوب می شود و گفته می شود در زمینه سنگ های ساختمانی نیز در میان ۳ کشور نخست به شمار می رود.

اما اکنون این پرسش را باید مطرح کرد که این رنج های آشکار شده مردم در کنار این گنج های پنهان و آشکارِ زیر پای هر ایرانی، چگونه در دستان لرزان مدیریت ناکارآمد قرار داده شد، که قادر به برطرف کردن رنج مردم نیستند !

آنها حتی با رویاهای خود در مدیریت منابع طبیعی تجدید پذیر، طرح های جنگلداری تحت اجرای بدون نیاز به بودجه دولتی را تعطیل کرده اند، به این امید واهی که از درآمد های نفتی هزینه نگهداری دارایی های طرح ها و حفظ و حراست از جنگل ها را تامین کنند !

اقتصاد در دهه اخیر بتدریج بعنوان مسئله اول کشور مطرح شد، همه می دانند گنج های طبیعی ایران زمین اکنون داروی درد مزمن مردم نیست، انتظار حداقلی از نظام جمهوری اسلامی استفاده از «سرمایه انسانی» یعنی استفاده از مدیریت کارآمد در گام دوم انقلاب است. مردم باید بتوانند سرخی آفتاب را در پگاه فجر برای رفع رنج های خود ببینند ؟

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 18 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم