آمار بازدیدکنندگان سایت

02139537
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
1876
1690
3566
11654
30535
2139537

آی‌پی شما: 3.231.229.89
امروز: ساعت

انجام کارهای اضافه در مطالعات نه دانش بنیان است نه اقتصادی !

همچنانکه امکان فرار از حکومت خدا وجود ندارد، امکان مدیریت جنگل بدون علم جنگلداری کلاسیک وجود ندارد ! با این حال طرح نو در انداختن چه معنایی

 انجام کارهای اضافه در مطالعات نه دانش بنیان است نه اقتصادی !

 

همچنانکه امکان فرار از حکومت خدا وجود ندارد، امکان مدیریت جنگل بدون علم جنگلداری کلاسیک وجود ندارد ! با این حال طرح نو در انداختن چه معنایی دارد ! روند دستیابی به طرح جایگزین بسیار کند است و اینگونه استنباط می شود، که تا سال ۱۴۰۰ امکان و شرایط تهیه و اجرای هیچ طرحی در جنگل بوجود نیاید.

جنگل های جهان با محوریت علم جنگلداری مدیریت می شود ! و جنگل های ایران با محوریت احساس و سلیقه ! اما زبان مشترک متخصصان با استفاده از تعاریف و واژه های این علم قابل فهم است.

جنگلداران اکنون قانونا نه مجری یا ناظر، بلکه نظاره گر یک وضعیت غیر قابل قبول ناشی از اجرای برنامه استراحت جنگل شده اند، از این رو باید به تبعیت از طبیعت شرح صدر داشته و به افکار عمومی فرصت تامل و بازخوانی نتایج حاصل از اجرای استراحت جنگل را بدهند !

یعنی باید برای استراحت جنگل باز تعریفی داشته باشند و بدین ترتیب جهت جلب اعتماد افکار عمومی از قطع هر نوع درخت در جنگل های طبیعی فاصله بگیرند. به عبارت دیگر برای طرح جایگزین  یا تا تهیه طرح جایگزین، انجام تکلیف قانونی اصلاح ساختار جنگل را رها کنند، اما در عین حال به تشریح دقیق ضرورت ادامه فعالیت اقتصادی و دانش بنیان جنگلداری دارای اصل استمرار تولید بدون قطع درخت بپردازند.

نمی توان نسبت به اختلاف نظر بسیار قدیمی و ادامه دار دانشمندان جنگلشناس بخش جنگل جهان و کشور در رابطه با اصلاح ساختار بی تفاوت بود ! در حالیکه همه متخصصان کشور اذعان به این اختلاف نظر دارند، بالاتفاق اذعان به ایفای نقش مؤثر اجرای طرح در وظایف حفظ و حمایت - احیا و توسعه در جنگل محدوده هر طرح جنگلداری دارند !

اما جنگلداری روش مدیریت اقتصادی جنگل است و از اختصاص بودجه اضافه برای انجام کارهای اضافه در جنگل دوری می کند ! علم جنگلشناسی مسئول دخالت های اصلاحی جنگل بود و هست، دلسوزان به بقای جنگل وظیفه سازمانی اصلاح ساختار جنگل را فراموش کنند !

در مقطع زمانی اجرای برنامه استراحت جنگل، هرگز دیوان محاسبات عمومی - سازمان بازرسی و دیگر دستگاه نظارتی از مدیران سازمان نمی پرسند، چرا در اجرای تکلیف قانونی اصلاح جنگل تعلل و قصور کرده اند ؟ از این رو جنگلداران باید کلاً مباحث مرتبط در قطع درخت یعنی شیوه اجرایی و برش را مغالطه در روند اجرای طرح جنگلداری بدانند و در این مورد به افکارعمومی و حتی به قانونگذار فرصت بدهند !

اصلاحات اساساً در سه دهه گذشته چه در فاز سیاسی و چه در فاز اجتماعی و چه در فاز اقتصادی، صرفا به دلیل رفتار رادیکالی پر شتاب لنگید ! جامعه انسانی نمی تواند با شتاب به سمت اصلاحات برود ! شتاب ویژگی دگرگونی در طبیعت است، نه شالوده طبیعت !

افکار عمومی در رابطه با اصلاح ساختار جنگل به اجرای شیوه های کلاسیک ایراد داشت ! شاید در این مورد یعنی عدم تطابق نوع پوشش جنگلی و شرایط توپوگرافی و همچنین اکولوژیکی جنگل های هیرکانی، آن ایرادها وارد محسوب شود، زیرا شیوه های اجرایی و برش های مرتبط کلا غیر بومی بوده اند، اما نحوه ی بیان انتقاد آمیز افکار عمومی که مرتبط با نقض غرض است، یعنی نفی روش های کلاسیک ! به هیچ وجه درست نیست !

به کار گرفتن این تجربه برای افکارعمومی لازم است که اگر شیوه های کلاسیک مرتبط با اصلاح ساختار جنگل را نقض می کند، روش های کلاسیک مدیریت جنگل را دور نریزند !

تا قبل از اجرای قانون موسوم به استراحت جنگل، پندار افکار عمومی به نوعی برآشفتگی ناشی از تبعات دخالت های اصلاح ساختار در جنگل های محدوده طرح بود ! اکنون پس از دو سال اجرای این قانون، برآشفتگی ها ناشی از عدم ارائه طرح جایگزین و تبعات اجرای برنامه استراحت جنگل است ! نکته ای را باید یاد آوری نمود تا افکار عمومی بداند که نباید متوقع باشد با ارائه یک فایل حاصل از نتیجه بحث های متنوع در جلسات مختلف بخش اجرا، بتواند جایگاه و ظرفیت جنگلداری کلاسیک را کسب نماید.

به عبارت دیگر افکار عمومی باید بپذیرد که چارچوب طرح جایگزین یعنی مدیریت علمی عملی جنگل باید در مجامع علمی ارائه و دفاع شود و در پنل جلسه دفاع آن مجمع علمی، شخصیت های علمی ملی و جهانی، نشسته باشند و اگر طرح جایگزین را می پذیرند، آن چهارچوب و آموزه های آن را بتواند تدریس کنند.

اگر چهارچوب طرح جایگزین نتواند در سرفصل دروس محافل علمی قرار گیرد، قطعاً دارای روش و شیوه بومی شده نیست و چنین روش و شیوه غیر بومی، نه تامین کننده نظرات افکار عمومی است و نه تامین کننده نظرات مجامع علمی !

اجرای بند ف ماده ۳۸ قانون برنامه ششم «استراحت جنگل» یک گسستی بر استمرار فعالیت جنگلداری دانش بنیان در مدیریت جنگل تلقی می شود ! و تنها راه باقیمانده برای ادامه مدیریت علمی عملی جنگل های کشور که تامین کننده خواستگاه های افکار عمومی باشد و بر دانش بنیان شدن فعالیت ها تاکید و اصرار نماید، از طریق حفظ روش های کلاسیک متداول جنگلداری است.

 

 

 

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 18 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم