آمار بازدیدکنندگان سایت

02089165
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
317
735
6830
17951
32707
2089165

آی‌پی شما: 34.204.191.31
امروز: ساعت

جایی برای نفس کشیدن، حتی با زمینشویی !

می گویند اراضی مستعد دماوند تبدیل به ویلا شده اند! و دماوند قطب باغداری و کشاورزی می دانند، آنها

 

جایی برای نفس کشیدن، حتی با زمینشویی !

می گویند اراضی مستعد دماوند تبدیل به ویلا شده اند! و دماوند را قطب باغداری و کشاورزی می دانند، آنها تقاضای اعطای تسهیلات به کشاورزان برای جلوگیری از فروش زمین ها دارند !

اما آنها باید بدانند که دماوند قطب تولید اکسیژن است و جهان و کشور خیلی قبل تر از آنکه ما دماوند را با باغات گردو و سیب و سایر میوه باغ هایش را به عنوان قطب باغداری و کشاورزی بشناسیم، قله و دامنه هایش البرزش را، قطب تولید اکسیژن و میراث نسل بشری دانسته اند.

در توسعه سر در گم شده و راهمان را حتی برای برون رفت از این منجلاب گم کرده ایم ! نه خوش نشینی و ویلا سازی ییلاقی گردشگری است و نه ویلا سازی و باغداری را باید باشتباه گردشگری کشاورزی نامید. اینها مصادیق زمینشویی هستند !

معاون تعاون روستایی ایران می گویند:«کشاورزی ایران سودآور نیست / برخی کشاورزان در برابر الگوی کشت مقاومت می‌کنند» با تامل بر سخنان این معاون در یک تشکیلات زاید بر نیاز، سخنان رييس سازمان حفاظت محیط زیست افتادم که اتفاقا تشکیلات تحت ریاست ایشان هم زاید بر نیاز مدیریت کلان کشور است ! ایشان هم سخنی به این مضمون گفته بودند ! « عملیات اطفای حریق جنگل به صرفه نیست ! متعجبم از ایشان که قبلا وزیر بودند و قطعا جمع و تفریق هزینه عملیات احیای یک هکتار جنگل را دارند ! » ما در پاییز دولت ایشان یک جمع و تفریقی به ایشان تقدیم می کنیم ! برای احیای مساحت سطوحی از جنگل و مرتع که در سال های ریاست ایشان از حادثه حریق خسارت دیده و تا کنون احیا نشد، به میزان هزار میلیارد تومان اعتبار نیاز است ! بفرمایند از کدام منابع و محل تامین و اختصاص می دهند.

آقای معاون سازمان تعاون بدانند، هر چند که کشاورزی سود آور نباشد ! کشاورز خود می کارد تا سد جوع کند و محتاج أمثال شما نباشد. که اظهاراتی بدین مضمون داشته باشید و بگویید؛ «کشاورزی کشور بیشتر بومی و سنتی است و اما راجع به مشکلاتش به هزینه‌های بالای تولید و افزایش قیمت نهاده ها و ضعف نظام بازار رسانی و همچنین کم اثر بودن شبکه تعاونی ها و تشکل ها اشاره کنند و سپس کشاورزان را مقصر بدانند که در برابر الگوی کشت مقاومت می کنند ! »

باید از ایشان پرسید که اجرای الگوی کشت بدین نحو چه تاثیری بر رفع مشکلاتش یعنی هزینه بالای تولید – قیمت نهاده ها – بازار رسانی – توسعه تعاونی و تشکل ها دارد ؟

در خبر دیگر عضو شورای مرکزی خانه کشاورز در رادیو گفتگو گفته است ؛ « حاکمیت باید از سوءمدیریت وزارت جهاد کشاورزی احساس خطر کند / بجز تعاون روستایی و امور اراضی سایر بخش های وزارت جهاد تعطیل شوند به سود کشاورزی است. »

واقعا نمی توان با اظهارات این عضو شورای مرکزی خانه کشاورز موافق بود، حتی باید بر عکس خواسته ایشان عمل نمود ! یعنی دو سازمان تعاون و امور اراضی کشور را باید بدون فوت وقت حذف نمود، چون سازمان تعاون با فروش أموال گذشته امور می گذراند و کشاورزان بین هم تعاون دارند و مالک اراضی خودشان هستند و امور اراضی نیز سرگرم زمینشویی است و به یک کاتالیزور برای تبدیل اراضی ملی بدل شده است.

اجرای احکامی چون الگوی کشت نمی توان از طریق اعمال امور حاکمیتی به اجرا گذاشت ! کسی که الگوی کشت را پیشنهاد داد یا این برنامه را عاریه گرفت و یا خود یک شخصیت متخصص و با تجربه اجرایی است و یا دیگرانی که در مصدر کارند، از او این واژه را عاریه گرفتند و راه اجرا را نمی دانند. اجرای چنین برنامه هایی را باید از طریق حکمرانی به اجرا گذاشت. تا مجبور نشوند بگویند تنها دو راه دارد ! تنها دو راه ندارد ! راه های متفاوت دارد یکی از راه ها ترغیب است که بر خلاف راه اجبار، که احتمالا با تقابل کشاورزان مواجه شود و یا راه ترویج که همیشه با عدم تعهد و پایبندی دستگاه حاکمیتی همراه بوده است !

در راه ترغیبی اجرای الگوی کشت قطعا مجری برنامه، باید خود را توسعه دهد و از وضعیت یک دستگاه حاکمیتی خارج و به وضعیت حکمرانی قانع گردد و بگوید؛

این و آن عامل محرک را برای اجرای این برنامه اختصاص می دهد ! یعنی مادامیکه عامل محرکی به عوامل تولید اضافه نشود، تولید کننده نقش متولی را در فرایند تولید نمی بیند و اجرای الگوی کشت هرگز مزیت دار نمی شود و هنگامیکه اجرای الگوی کشت مزیت دار شود، باید به فکر ترقیب بود و با شکستن ساختار کارها، نظارت و حمایت را به رگلاتورها سپرد و نتیجه را از طریق رقابت رگلاتورها رصد و جستجو و کاوش نمود. که صد البته هرگز به چنین شرایطی نخواهیم رسید.

با این وضعیت کشاورزی کشور و مدیریت متولیان آن !

تبدیل قطب باغداری و کشاورزی دماوند به قطب گرشگری ! اما بخوانیم « خوش نشینی فصلی» و بپذیریم دارای پیامد تخریب و تولید زباله باشد، شاید این یکی از راه های برخورداری از اکسیژن دماوند برای قشری باشد که امکان احداث خانه ییلاقی دارند، شاید این تنها راه مدیریت سر در گم در حفظ کاربری اراضی زراعی و باغی باشد !

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 42 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم