واردات چوب امری بدیهی و اجتناب ناپذیر است

 

 

تعداد واحد صنعتی موجود و در حال ایجاد و احداث، به ما متولیان بخش جنگل و تنظیم کنندگان تولید و مصرف چوب کشور می گوید که به برنامه ریزی واردات چوب کشور اهمیت و اولویت داده و در برابر سایر کالاهای وارداتی به واردات چوب امتیاز مزیت نسبی دهیم.

تعداد واحد صنعتی موجود و در حال ایجاد و احداث، به ما متولیان بخش جنگل و تنظیم کنندگان تولید و مصرف چوب کشور می گوید که به برنامه ریزی واردات چوب کشور اهمیت و اولویت داده و در برابر سایر کالاهای وارداتی به واردات چوب امتیاز مزیت نسبی دهیم.

کشوری که در اقلیم خشک و نیمه خشک قراردارد و مصرف فعلی صنایع چوبی آن در حدود شش میلیون مترمکعب  و مصرف آتی آن با لحاظ صنایع در حال احداث آن تا افق 1404 به حدود 13.5 میلیون مترمکعب خواهد رسید، نیازمند برنامه ریزی بلند مدت است. چوب یک کالای دارای چرخه بازیافت شناخته شده است و از نگاه محیط زیستی یک کالای مصرفی سبز است. فرایند تولید چوب دارای یک چرخه جذب گازکربنیک جو و تولید اکسیزن دارد وکربن مصرف شده در فرایند تولید چوب نیز، سال ها بدون ایجاد آلودگی و در نهایت پس از فرسودگی در زمین جذب می شود و ترسیب واقعی کربن شکل می گیرد.

بنابراین کشور با توان تولید محدود خود و مصرف رو به تزاید خود نیاز به چوب دارد، ضمن آنکه سرانه مصرف چوب کشور با مصرف سرانه جهانی فاصله زیادی دارد و افزایش مصرف چوب نمی تواند تخطئه شود و اساساً چوب کالای جایگزین مناسب ندارد.

 تامین چوب از طریق تولید داخل نیز می تواند یک گزینه تصور شود. توسعه زراعت چوب در دستورکار است، ولی در کشور خشک و نیمه خشک نباید در جهت توسعه زراعت چوب اقدام به هر طریق ممکن داشته باشیم و توسعه زراعت چوب در هر حال برای کشور ما اولویت اول ندارد وبر برابر واردات چوب فاقد مزیت خواهد بود، چون با واردات چوب دو کالا وارد می کنیم، آب مجازی درون چوب و ذخیره آب مورد نیاز جهت تولید چوب، منافع بلند مدت کشور را در پی دارد.

اما رقابت در بازار مقتضیات خود را طلب می کند. جلب سرمایه گذاری و سرمایه تخصیص داده شده و ظرفیت های ایجادشده در خود منافع ملی دارد. حفظ منافع ملی بر دیگر منفعت ها رجحان دارد. عرضه انواع تولیدات بخش صنعت باید در بازار داخلی و خارجی قابل رقابت باشد. اگرچه تکنولوژی برخی تولیدات در کشور نیست، اما در برخی تولیدات دیگر در کشور وجود دارد و محصولات قابل عرضه در بزرگترین بازارهای جهانی داریم و شاید رقیب قدر هم نداشته باشیم. در هر حال اگر ماده خام صنایع با قیمت بالا  به صنعت داده شود بی تردید محصول ثانوی گرانتر و آسیب پذیر تر در بازار خواهیم داشت.

در بازار همیشه عرضه – تقاضا- قیمت – کشش - کالای جایگزین حرف می زند و سازمان بر حسب مقررات حفاظت و صیانت از جنگل ها، محصولات چوب جنگلی را کالای انحصاری و تابع مقررات عمومی مدیریت می کند و نباید از تنظیم بازار چوب غافل باشد. اگر به تولید چوب از طریق زراعت چوب از طریق آب نا متعارف و دیگر ظرفیت ها توجه داریم باید قیمت مناسبی داشته و صرفه اقتصادی تولید داشته باشد.

مباحثی از این دست که منافع تولید کننده چوب در زراعت چوب -  منافع مصرف کننده چوب در صنایع تبدیلی اولیه و ثانویه - حفظ جنگل ها  در برابر انواع خطرها از جمله ورود انواع آفات و امراض –  حفظ جنگل ها از جمله قاچاق چوب، از جنبه های مختلف باید تحت سیاست جنگل مورد توجه باشد. در مدیریت و برنامه ریزی  علمی عملی جنگلداری نباید رسالت جنگلبانی را فراموش کنیم !