آمار بازدیدکنندگان سایت

02089255
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
407
735
6920
18041
32707
2089255

آی‌پی شما: 34.204.191.31
امروز: ساعت

فاجعه افزایش تعداد شهرهای کشور

نگاه که تعداد دقیق شهرها را بدانیم و روند رشد تعداد شهرها در قبل و بعد از انقلاب را تجزیه و تحلیل کنیم

فاجعه افزایش تعداد شهرهای کشور

آنگاه که تعداد دقیق شهرها را بدانیم و روند رشد تعداد شهرها در قبل و بعد از انقلاب را تجزیه و تحلیل کنیم، متوجه می شویم که کشور به چه بلای خانمانسوزی در حفظ جنگل ها و مراتع و موات و اراضی زراعی گرفتار است.

در سال 1345 کشور 427 شهر داشت و در سال 1355 دارای 447 شهر شد. یعنی به ازای گذشت هر شش ماه، یک شهر به تعداد شهرهای کشور اضافه شد. اما اگر به تعداد 1148 شهر فعلی تمرکز کنیم، متوجه یک سرعت شتابنده می شویم که روند معمول افزایش شهرها « هر شش ما یک شهر » را جا گذاشت و به جای 80 شهر با افزایش تعداد 697 شهر مواجه است یعنی به ازای هر بیست روز از 14400 روز «چهل سالگی انقلاب »، یک شهر دارای شهرداری در این کشور اضافه شد.

این روزها که همه ادعا می گنند یک جنگلبانند، اما خیلی خیلی سختشان است حتی یک ماه جنگلبان شوند و در سر جنگلبانی ها خدمت کنند و اساسا ببینند این جنگلبان ها چه کارهایی می کنند و چه سختی کاری داراند و چه شرایط زندگی برای خانواده خود فراهم کرده اند. اگر این دهمه بی درد مردم جنگلبانند، من خجالت می کشم بگویم من هم یک جنگلبانم !!!

از این مقدمه می خواهم به یک نکته بسیار با اهمیت دیگری چون حفاظت ژنتیکی اشاره کنم که نیست و نمی توان هیچ امیدی به اصلاح امور داشت.

در اینجا باید پرانتزی باز کنم و به يك استاد گياه شناس چون دکتر آخانی که هیچگاه در سمت شاگردی خدمتشان نبودم، ضمن یک انتقاد جدي به بحث اصلی اشاره داشته باشم. ایشان به فاجعه افزایش تعداد شهرها در پس از انقلاب اسلامی که حفاظت ژنتيكي کشور را نابود کرده، توجه ندارند و مدام در مورد گونه کاشت گونه پالونیا انتقاد می کنند. بر ایشان لازم است که توجه کنند: حفاظت ژنتیکی کشور با افزایش تعداد شهرها و توسط مدیریت شهری و شهرداران در توسعه باصطلاح فضای سبز شهرها بر باد رفته است.

چرا يك استاد دانشگاه نباید اين توجه را داشته باشد،كه به ازاي هر بیست روز از عمر انقلاب، شورايعالي شهر سازي و معماري كشور، با مصوبه های خود، همه دارايي های زيستي گياهي و جانوري کشور را به باد فنا داد.

اساتیدی چون ایشان باید این تمرکز را بر بحث حفاظت ژنتیکی داشته باشند که با افزايش تعداد شهرها يعني در چهل سال با اضافه شدن 697 شهر به تعداد شهرهاي كشور، مدیریت شهری از طریق مصوبه های شورای عالی شهرسازی و معماری روستاهای کشور را در دل جهالتش قورت داد، که 75 درصد درآمد شهرداری ها وابسته به ساخت و ساز است.

كمي تامل كنيد، تا باب سه فاجعه را برايتان باز كنم

ü     -  قانون حفظ و گسترش فضای سبز کشور را از همان سال های اولیه انقلاب یعنی سال 59 لغو کردند و با افزایش شهرها توسعه فضای سبز روستایی محدود تر شد و اکنون امکان توسعه زراعت چوب در محدوده و حریم شهرها وجود ندارد.

ü     -  شهرداران به بهانه توسعه فضای سبز شهرها و شهروندان به بهانه زیبا سازی محاوط خود، هر گونه ای را از هر کجای دنیا آورده اند و می آورند و به راحتی می کارند تا شهرشان و همچنین محاوط مسکونی خودشان را زیبا سازی کنند، کسی به حفاظت ژنتیکی توجه ندارد.

ü     -  با افزایش محدوده شهری و تعداد شهرها سطوح جنگلي پراكنده طبیعی در روستاها و جنگلکاری های دست كاشت حریم شهرها به عنوان فضای سبز شهری محسوب و کلاه گشادی بر روی مردم گذاشته شد. این سطوح هم در آمار سازمان جنگل و مراتع و هم در امار سازمان شهرداری ها و دهیاری ها، مکرر گزارش می شود.

توقع این است که یک استاد گیاه شناس به مقوله فضاي سبز شهرها تمرکز داشته باشد، که در هر ناحيه رويشي بايد از عناصر اندميك همان ناحيه رويشي و حداكثر گونه هاييكه توان استقرار در زون اكوتون آن ناحیه رویشی دارند، در فضای سبز شهری و خصوصی شهرهای همان ناحیه رویشی كاشت.

اگر ایشان بر روی گونه های کاشته شده در فضای سبز شهری تمرکز کنند، قطعا بلبشویی را مشاهده می کنند، که هیچگاه نمی تواند متضمن حفاظت ژنتیکی در کشور باشد و البته همه این گونه ها، به نوعی در مقاطع مختلف زمانی کانون آفت می شوند و به جان جنگل های طبیعی می افتند.

ديروز يك گونه ژينكيو بايلوبا را در یکی از شهرها که در لبه يك سطح شيبدار کاشته بودند مشاهده کردم، کاشت این گونه علاوه بر غیر بومی بودن ! معناي کارشناسی دیگری به ذهن متبادر می کند، یعنی كسي كه مدير فضاي سبز آن شهر است نمي داند ميوه این گونه گوشتی و شفت است و میوه اش بد بو و البته در سطح شیبدار به مانند پوست موز مي شود و عابر را در پیاده رو با كله به زمين مي كوبد.

برازنده یک استاد دانشگاه نیست که در مورد مخالفت با توصیه کشت پالونیا، نزد دیگر اساتید در دیگر دانشگاه کشور یعنی دانشگاه گرگان که مهد پرورش جنگلبانان است نرود.

کشت پالونیا توسط محققین کشور ترویج می شود. وظیفه یک استاد منتقد آن است که به آن دانشگاه و به آن حوزه فعالیت پژوهشی برود و بحث را علمی دنبال کند و کنترل تولید کنندگان را به دستگاه اجرایی متولی بسپارد.

به حفاظت ژنتیکی مغفول مانده در دیدارشان با رئیس دفتر رئیس جمهور تمرکز کنند که در هیچ فرازی از مذاکره آنان حفاظت ژنتیکی دیده نشد. از اساتید دانشگاه انتظار این است که حفاظت ژنتیکی مهجور مانده کشور را دریابند.

برای حفاظت جنگل به سیاست جنگل و به اقتصاد جنگل برگردند. زیرا توسعه زراعت چوب – احیای جنگل – رفع مشکلات اجتماعی اقتصادی جنگل – افزایش سرانه سبز، در گرو سیاست و اقتصاد جنگل است. دولت هیچگاه جنگلبانان را همراهی نکرد و نخواهد کرد.

من هم می خواهم یک جنگلبان باشم، اما نمی توانم ! با حقوقی ناچیز در سخت ترین شرایط خدمتی کاری طاقت فرسا انجام دهم.

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 21 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم