آمار بازدیدکنندگان سایت

02089221
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
373
735
6886
18007
32707
2089221

آی‌پی شما: 34.204.191.31
امروز: ساعت

از بیگانگی تا چند گانگی مدیریت در ثبت جهانی هیرکانی !

در قانون اساسی محیط زیست کشور انفال نیست ! به گمانم چون محیط زیست کارکردهای منابع طبیعی کشور است

از بیگانگی تا چند گانگی مدیریت در ثبت جهانی هیرکانی !

 

در قانون اساسی محیط زیست کشور انفال نیست ! به گمانم چون محیط زیست کارکردهای منابع طبیعی[1] کشور است که نباید مختل شود و حفاظت از آن وظیفه عمومی است. کارکردهای منابع طبیعی و رویه های منحصر به فرد و موثر در حفاظت از آن را می توان میراث ناملموس محسوب نمود و ثبت کرد.

ثبت میراث فرهنگی ناملموس می تواند معرف هویت و توسعه روابط اجتماعی در سطح جهانی گردد ! اما در هر حال نباید وظیفه عمومی مخدوش شود.

ایفای وظیفه عمومی در حفظ محیط زیست را باید احیا نمود و مطالبه گری کرد و اگر ابزارها اعم از قانون - بودجه - ساختار تشکیلاتی – ساختار کار طرح فعالیت – عملیات حفاظتی ضعف دارد، باید ضعف ها را بر طرف نمود.

از جمله باید از مقامات کشور پرسید به راستی؛  چرا کارکردهای منابع طبیعی در قانون اساسی انفال محسوب نشدند و مخصوصا چرا حیات وحش انفال شمرده نشد ؟ یا اینکه آیا أساسا عنوان انفال برای منابع طبیعی، مغایر با منافع ملی نیست ؟ 

اینکه عده ای معدود تم و نقشه ثبت میراث فرهنگی هیرکانی را در راستای حفاظت از طریق نظارت بین المللی و از نوع اعمال فشار به دولت ها ترسیم و افتخار می کنند، بیانگر بیگانگی مدیریت آنها با نظام مردمی و دولت های منتخب مردم است !

در دولت ها چند گانگی مدیریت نباید شرایطی ایجاد کنند که وظیفه عمومی در قلمرو ملی به ابزار اعمال فشار تبدیل شود ! نظام آموزشی – فرهنگی – ترویجی – تبلیغی کشور مسئولیت بسیار سنگینی در زمینه شناخت آسیب ها و رفع آنها دارد.

به یک مورد از چند گانگی مدیریت اشاره کنم که با نکته مورد بحثم ارتباط دارد. محیط زیست انفال نیست و تخریب کارکردهای منابع طبیعی هم میراث ناملموس نیست !

گلازنی درخت[2] میراث ناملموس[3] نیست، عین تخریب است ! زیرا درخت انفال و منابع طبیعی است و کارکرد محیط زیستی آن با گلازنی مختل می شود. گلا زنی روش تامین علوفه برای دام است. روش احیایی و حفاظتی و بهداشتی نیست ! یعنی نوعا بهره برداری محلی و سنتی است که هرگز نمی تواند بهره برداری بهینه تلقی شود، از این رو ثبت گلازنی به عنوان میراث فرهنگی ناملموس بیانگر چندگانگی مدیریت کشور است.

چند گانگی مدیریت واضح است تردید نکنید !

متولی جنگل این عمل را بر خلاف قانون می داند، سازمان حفاظت محیط زیست نیز چنین نظری دارد و دستگاه های نظارتی با متولیان امر اختلاف نظری ندارند و این روند را از نشانه و علائم آشکار تخریب جنگل دسته بندی می کنند. چگونه چنین فرایند تخریبی در جنگل در سازمان میراث فرهنگی میراث ناملموس خوانده می شود ؟.

چگونه در یک کشوری که بعضی ها تب حفاظت دارند و از شدت تخریب جنگل ها مکرر از کاهش مساحت جنگل و تشدید فرایند تخریب می گویند ؛ همان ها با تایید روند اقدام ثبت جهانی به جای حل مسئله جنگل، مسئله جدید می نویسند و نسبت به ساماندهی بهره برداری و بهینه سازی مدیریت بی تفاوت هستند ؟ و با تشتت در مدیریت کنترل عوامل تخریب فراموش می شود ؟ 

واضح است که مدیریت منابع طبیعی کشور غیر حرفه ای و تداخل پذیر و متشتت است، زیرا نظام اداری به ابزاری برای تامین مایحتاج دولت ها تبدیل شده است و نمی توان گفت که در خدمت مردم است. مردم نمی خواهند منابع طبیعی تخریب و مساحتش کم شود و دولت می خواهد برای تامین معیشت مردم زمین واگذار کند تا دو عامل تولید را در اختیار کارآفرینان قرار دهد. می بینید که واگذاری ها أساسا تخریب دارد و کارکردهای منابع طبیعی یعنی محیط زیست را مختل می کند و این نکته عین ناتوانی در حفظ امنیت بستر حیات و امنیت غذایی است.

دولت ها تا کنون نتوانستند، چندگانگی در مدیریت منابع طبیعی را بر طرف کنند و مردم نتوانستند خدمت در خور شآن ملی خود دریافت کنند. زیرا از یک سو از نحوه اجرای یک توافق جهانی مهم که تحت عنوان برنامه جامع اقدام مشترک در جریان اجراست، یک متعهد قلدر از توافق خارج می شود و دیگر متعهدها در توافق، قادر به حفظ برنامه جامع اقدام مشترک نیستند و دولت و مردم تحت شرایط سنگین ترین حملات اقتصادی دشمن کینه جوی خود هستند.

در همین شرایط سخت چندگانگی مدیریت در دولت وقت، با ثبت جهانی جنگل های هیرکانی متعهد می شوند که بخشی از جنگل ها را حفظ کنند، به خودش در روند توافق چنین ثبت جهانی در یونسکو آفرین می گوید و خود متشکر می شود ! در حالیکه اگر سازمان متولی جنگل ها برنامه حفاظتی درست و بودجه کافی و اراده لازم در ایفای تکلیف وظیفه عمومی حفظ جنگل در اختیار می داشت، تشویش های ناشی از تخریب جنگل به ابزارهای اعمال فشار تبدیل نمی شد.

لازم است بدانیم که هزینه های اعمال فشار روی دوش مردم و دولت منتخبشان است که اگر تحمل فشار بوجود می داشت، تشویشی ایجاد نمی شد. مدیریت غیر حرفه ای سر طناب توسعه را ول می کند و برنامه گریز زور پذیر در چندگانگی مدیریت منابع طبیعی می شود.

اگر مسئله مدیریت کشور حفظ منافع ملی باشد، اقتصاد مسئله اول کشور و حفاظت از منابع طبیعی و کارکردهای آن را می توان در راستای لزوم مقاومت در برابر دشمن استکباری در جنگ اقتصادی تحصیل حاصل فرض نمود، تاسف بار است که کشتی مدیریت کشور روی دریای متلاطم شناور است و سر نشینانش مجموعا، هر یک به نحوی در عین بد رفتاری سهم الارث می خواهند و لاجرم صندلی خود را سوراخ می کنند !

 

 



[1] - اصل‏ پنجاهم: در جمهوری‏ اسلامی‏، حفاظت‏ محیط زیست‏ که‏ نسل‏ امروز و نسل های‏ بعد باید در آن حیات‏ اجتماعی‏ رو به‏ رشدی‏ داشته‏ باشند، وظیفه‏ عمومی‏ تلقی‏ می‏ گردد. از این‏ رو فعالیت های‏ اقتصادی‏ و غیر آن‏ که‏ با آلودگی‏ محیط زیست‏ یا تخریب‏ غیر قابل‏ جبران‏ آن‏ ملازمه‏ پیدا کند، ممنوع‏ است‏.

[2] - سرشاخه زنی و تاج بری درخت که طی آن فعالیت فیزیولوژیکی درخت مختل می شود و زخم های حاصل از این عملیات غیر مجاز، به دیر زیستی فیزیولوژیکی گیاه آسیب می زند.

[3] - سند شماره 1141 در تاریخ 24/11/1394 که به موجب آن «گلازنی» را به عنوان میراث ناملموس فرهنگی ثبت ملی شد. ثبت اثر میراثی روش جهانی و بیگانه با قاموس مدیریت کشور و  سند چند گانگی به عاریه گرفتن از بیگانگان در مدیریت جنگل های کشور است.

 

 

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 28 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم