آمار بازدیدکنندگان سایت

01882779
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
777
780
2300
21490
59490
1882779

آی‌پی شما: 52.55.186.225
امروز: ساعت

سیلاب نتیجه تصمیمات بد، نسبت به مدیریت منابع طبیعی است !

تخریب منابع طبیعی نتیجه تصمیمات بد است. نتیجه تصمیمات بد در منابع طبیعی به صورت سیلاب پدید می آید که به این نوع ناهنجاری و افت و خیزها علی القاعده، باید عنوان کسب تجربه داد.

 

 

سیلاب نتیجه تصمیمات بد، نسبت به مدیریت منابع طبیعی است !

تخریب منابع طبیعی نتیجه تصمیمات بد است. نتیجه تصمیمات بد در منابع طبیعی به صورت سیلاب پدید می آید که به این نوع ناهنجاری و افت و خیزها علی القاعده، باید عنوان کسب تجربه داد.

نتیجه تصمیمات بد در سه دهه گذشته نسبت به مدیریت منابع طبیعی، قابل کتمان نیست ! اما همیشه یک تصمیم خوب زمانی اتخاذ شده است، که تجربه خوبی کسب شده باشد.

به نحوه اجرای مقررات ماده ۵۶ قانون حفاظت و بهره برداری نگاه کنید ! قطعا دخالت ها در راستای بهبود عملکرد نبوده است. اگر دخالت ها فقط در محدوده ی اقدام به اجمال هیات ماده ۵۶ و ماهیت رای کمیسیون بود و با حک و اصلاح انجام می شد ! آیا می توانست نتیجه آن دخالت در سطح ملی برای منافع ملی نا مبارک تصور شود ؟

قانون ماده واحده تعیین تکلیف اراضی اختلافی تصویب و در طول این سه دهه تحت اجراست، ما از اوایل دهه سوم، تلاشی را در جریان می بینیم که ماده واحده را دروازه ورود زمیتخواری می بیند و اراده کرده است تا درش را گل بگیرد، اما خود کرده را تدبیر نیست !

می خواهند با زمینخواری مبارزه کنند، اما می بینید با این همه تغییر کاربری ها و ساختمان ها جز خواری و سر افکندگی چیز دیگری برای گفتن نیست. زیرا با تصمیمات بد به مقابله می روند ! از همان ماه های اول پیروزی انقلاب، برجک نظارت بر واگذاری زمین مرغوب را زدند و قانون گسترش فضای سبز را ملغی کردند، گویی ضد انقلاب در آنجا خود را پنهان کرده بودند.

تشکیلات مرتبا دست بدست شد، ساختار تشکیلاتی منکسر و انگیزه های خدمت تضعیف و سرمایه اجتماعی کسب شده در طول سالیان متمادی با نظرات من درآوردی افرادی که از ازل مدیر زاده شده بودند، نابود شد.

به صندوق توسعه عمران نگاه کنید، حاصل تلاش سال ها کار کارشناسی دهه چهل بود، عنوان خودش سرمایه اش رفت برای خودش، در حالیکه دام در مرتع هست و دامدار کماکان دامدار باقی مانده است و ظرفیت مرتعی کماکام مرتعی شناخته می شود، اما جاهلانه ترین نوع جلوگیری از تعلیف دام مازاد بر ظرفیت مرتع را در اصلاح ماده ۴۴ قانون حفاظت و بهره برداری مستتر می بینید، در حالیکه بز جز مرتع و جنگل جایی برای تعلیف ندارد و هیچ دامداری بدون بز نتوانست دامدار بماند، جریمه ۱۰۰ ریالی این ماده قانونی را در سال ۹۵ به بیش از ۴۰۰۰ برابر افزایش داده اند و متاسفانه نمی دانند که جریمه ناشی از تعلیف بز به ازای هر روز در یک سال به عنوان بهاء مال از بین رفته بیش از قیمت بز می شود.

به فرایند اصلاح ماده ۳۴ قانون حفاظت و بهره برداری نگاه کنید ! قطعا اگر کار تصرف سنواتی را بشناسید یعنی کارشناس این بخش باشید نه لیسانس یا مدرک کارشناسی داشته باشید !!! بی تردید درک می کنید که تم نظریه اصلاح ماده ۳۴ جز فروش زمین و سوداگری چیز دیگری نبوده و قارچ های سفید و قرمز و... ابلغ از ساختمان های مختلف چند میلیاری خوش نشینی از نوع عیاشی ! در این روز شده حسرت یک مشت آدم های زمان از دست داده و دستشان کوتاه مانده در مجادله و تسویه حساب های سیاسی و غیره که دنبال مدرک و فرصتی برای خود و أمثال خود و برای خارج کردن رقیب از ریل رقابت بهره می گیرند.

به ایده تنفس جنگل توجه کنید که عده ای منافعشان در واردات چوب بود و عده دیگری در قراردادهای پژوهشی و عده ای دیگر در کسب جایگاه های دولتی و همه من حیث المجموع چشمان کم سوی فنی خود از جنگلبانی کشور را فرو بستند تا از لزوم اصلاح و بر طرف کردن ایرادات ! به توقف و تعطیلی برسند ! یعنی همان های که مجریان بد را در طول یک دهه به مدیران کل استان ها تحمیل کردند، همان ها پس از بازنشستگی در سمت مشاور فلان و فلان می گفتند که فلان مجری طرح جنگلداری، فلان کاره است ! و ایده پردازی فرصت یافت به قانون تبدیل شود و قانون به اجرا و اجرای بدِ قانون بد قانون موسوم به استراحت جنگل، به تعطیلی طرح های جنگلداری منجر شود ! اجرای بد این قانون فقط کسانی را راحت گذاشت که بتوانند هر کاری در جنگل بکنند تا جنگل هرگز بوی راحتی به مشامش نرسد !

ایجاد شرکت های دولتی با عناوین مختلف در بخش جنگل سرمایه اجتماعی جنگل و سرمایه های اجتماعی کشور، نماد برونسپاری تصدی گری بود. ترغیب کارآفرینان به تشکیل شرکت خصوصی ظرفیت سازی در بخش جنگل های شمال بود. تشکیل تعاونی های متعدد جنگل نشین حاصل تلاش کار کارشناسی کارشناسان جنگل در حل مشکل اجتماعی اقتصادی کشور بود.

اینها همه از لوازم و ساز و کار رونق تولید بود ! که با تصمیمات بد رفت و تجربه ای کسب شد که بتدریج در فرایند بازنشستگی رفت و برای این ساختار پویا استفاده از این تجربه بدون هزینه امکان پذیر نیست ! 

طوری برای بقا و موجودیت جنگل دل بسوزانید که مشخص شود، در تهیه فیلم، فیلم بازی نمی کنید و هدفتان تسویه حساب با زید و امر نیست ! لطفا به خاطر بسپارید ،در اربه کله رامسر یک روزه این ساختمان ها از دل زمین بیرون نزد !

تصمیمات بد نگیرید ! تصمیمات خوب از تجربه نشأت می گیرد.  سیلاب نتیجه تصمیمات بد است و اقدام دانش بنیان دارای اقتصاد درونزا نشانه تصمیم خوب !

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 27 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم