آمار بازدیدکنندگان سایت

01974534
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
293
938
2975
18241
34729
1974534

آی‌پی شما: 54.237.249.90
امروز: ساعت

اقتصاد جنگل شالوده علم جنگلداری است.

فعالیت جنگلداری بر پایه دانش اقتصاد جنگل بنیان نهاده شد. همچنانکه همه دلسوزان جنگل می بینند که بزرگترین آسیب شناخته شده در ایده تنفس جنگل،

 

 

اقتصاد جنگل شالوده علم جنگلداری است.

فعالیت جنگلداری بر پایه دانش اقتصاد جنگل بنیان نهاده شد. همچنانکه همه دلسوزان جنگل می بینند که بزرگترین آسیب شناخته شده در ایده تنفس جنگل، پاشاندن آن شالوده بود و سپس پیشنهاد شالوده جایگزین، اعتبار دولتی بود و با عدم تخصیص اعتبار کافی و عدم امکان تخصیص اعتبار به موقع، به آوار مضمحل کننده این ایده تبدیل شده است.

کافی نبودن و به موقع نبودن دو مولفه مهم عدم تطابق در فعالیت جنگلداری، در دو ساله اخیر برای همه دلسوزان جنگل ملموس شده است، در حالیکه قبل از اجرای ایده تنفس چنین وضعیتی را پیش بینی کرده بودم.

از جناب اقای دکتر شیروانی که باب بحث کاهش هزینه احیا در جنگلداری همگام با طبیعت را باز کرده اند، تشکر می کنم ! مشتبه شدن علم جنگلشناسي با علم جنگلداری علت العلل بروز این آسیب است. اصطلاح همگام با طبیعت به ابزار مشتبه کردن بدل شد.

از تاريخچه علم جنگلداري مي توان استنباط كرد كه جنگلداران قرن ١٨ جهان با زبان علم اقتصاد جنگل، براي مالكان جنگل تشريح كرده اند كه با قطع همه درختان جنگل "قطع يكسره متداول در روش شاخه زاد" و عرضه چوب های كم قطر، درامد خیلی كمتري نسبت به برداشت درختان قطور خواهند داشت. جنگلداران توانستند مالکان خصوصی جنگل را با توصيه های خود قانع کنند، كه توجیه اقتصادی اجرای روش مديريت دانه زاد جنگل بر رها کردن روش مديريت شاخه زاد رجحان دارد.

علم اقتصاد جنگل عهده دار مسئوليت توجيه اقتصادي فعاليت جنگلداري در جنگل های كشور است. جنگلداری به اقتضای نیاز مدیریت جنگل، فعالیت های مختلفی را به اجرا می گذارد و علم اقتصاد جنگل سامانه ای از درآمدهای متداول و هزینه های معمولِ انجام همه فعالیت های اقتضایی مدیریت جنگل را تنظیم و ترسیم می کند.

اینکه کسی جنگل شناسی را مقدم بر جنگلداری بداند، قطعا در مدیریت جنگل اهلیت ندارد. همچنانکه بر اساس این نوع اشتباهات، به جای اجرای استراحت جنگل و رفع موانع زادآوری طبیعی، بدون ملاحظه به نیاز جنگل و تأمین اعتبار و یا درآمد از محل طرح جایگزین، به سمت تعطیل کردن طرح های جنگلداری رفتند و اکنون با وضعیت رها شده جنگل مواجه اند، اهلیت نداشتند و چیز عجیبی هم نیست، یک واقعه قابل پیش بینی با عنوان فروپاشی نظام نظارتی بود.

جنگل طبیعی ازلی و ابدی است، خود از جامعه انواع زیستمندان گیاهی و جانوری تشکیل شده است، هیچ نیازی به جامعه انسانی ندارد. اما جامعه انسانی به جنگل وابسته است.

چرا انسان سیاست عمومی جامعه خود را بر سیاست جنگل رجحان داده است ؟

چرا انسان بر خلاف ضوابط ملی آمایش سرزمین با نادیده گرفتن اقتصاد جنگل، جنگلداری را رها کرد و با توصیه به کشت گونه های مثمر و به سمت توسعه زراعت در زون جنگل خیز برداشت ؟

روش مديريت جنگل «در زمان حال» همان استراحت جنگل است که با بحران توقف رفع موانع زاداوری طبیعی مواجه است و اصرار دارد در زون بیابان با هزینه های سرسام اوری، درختکاری کند و بگوید توسعه جنگل انجام داده است و به عاملان آن جایزه دهد ! و در جنگل های طبیعی رفع موانع زادآوری طبیعی را فراموش کند.

چگونه در حالیکه علم جنگلداری نزدیک به طبیعت نداریم می توانیم علم جنگل شناسی همگام با طبیعت داشته باشیم ! اینکه جنگل شناسی همگام با طبیعت را کلاسیک ندانیم، نیز تردید است، اما به طور مشخص، جنگل شناسی همگام با طبیعت، شیوه اجرایی به ثبت رسیده ای ندارد و حتی نتوانست به جنگلداری کلاسیک بگوید در نتیجه این شیوه اجرایی، چند نوع بهره برداری در جنگل دارد و در هر نوع بهره برداری امکان را با کدام فرمول محاسبه می کند !

بومی بودن هم دانش نیست، عرف است !  دانش و علم باید فرایند کلاسیک خود را طی کند ! در غیز اینصورت استفاده از کلمه دانش را باید غلط مصطلح دانست ! دانش بومی اساسا علم نیست، بلکه عرف است و از طریق کسب تجربه اجرای دانش بدست می آید. عرف دارای دامنه ای از عرف ناپسند تا عرف پسندیده است !

کشتی جنگلداری کشور در دریای قانون استراحت جنگل به گل نشسته است، دانش بومی با کدام منابع درآمدی این کشتی را در این دریای احساس شناور می کند ؟

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 47 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم