آمار بازدیدکنندگان سایت

01820706
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
871
1342
4994
18907
18176
1820706

آی‌پی شما: 107.23.176.162
امروز: ساعت

مقایسه بهره برداری قبل و بعد از اجرای قانون تنفس جنگل

یک واقعیت است که می گویند تا سی سال آینده جنگلی در شمال کشور نخواهیم داشت !زیرا مجموع بهره برداری های ۳۵ ساله در طرح های جنگلداری تا قبل از اجرای قانون استراحت 

 

 

مقایسه بهره برداری قبل و بعد از اجرای قانون تنفس جنگل

 

یک واقعیت است که می گویند تا سی سال آینده جنگلی در شمال کشور نخواهیم داشت ! زیرا مجموع بهره برداری های ۳۵ ساله در طرح های جنگلداری تا قبل از اجرای قانون استراحت جنگل در حدود ۳۵ میلیون مترمکعب بود، می گفتند جنگل ها را نابود کرده اند. اکنون که پس از اجرای قانون و دستور توقف بهره برداری و تعطیلی طرح ها، جنگل با بهره برداری های بیش از پنج برابری قاچاق چوب مواجه است، قطعا از طریق استراحت جنگل به نابودی خواهند رسید. زیرا ظرف سی سال در حدود ۹۰ میلیون مترمکعب بهره برداری خواهد شد و چیزی به نام جنگل باقی نمی ماند.

یکی از آسیب های شناخته شده اجرای ایده تنفس جنگل، لالایی خواندن است ! لالایی خواندن از یک طرف این حسن را داشت که طیف مخالف این ایده رویایی را در خواب ناز فرو ببرَد، تا آنها فرصت خوابانیدن جنگل را داشته باشند، اما این ضعف سبب شد در جنگل هیاهو ایجاد شود و همهمه های موافق و مخالف جنگل را مشوش کند و خوابش کور شود !

مدیریت جنگل در دهه اخیر که برنامه صیانت تحت اجرا قرار گرفت و مخصوصا بعد از برنامه بهینه سازی پایش، حفظ، بهره‌برداری و مدیریت جنگل های کشور، بیش از پیچیدگی اکوسیستم های جنگلی چون کلافی پیچیده شد. هر دلسوز جنگلی از این وضعیت کلافه است و سر کلاف پیچیده آن نامشخص ! هر کسی هر چه دلش بخواهد از باب دلسوزی می تواند بگوید و بخواهد !

در اجرای برنامه صیانت هیچ دستگاهی متولی جنگل را همراهی نکرد و برنامه صیانت به برنامه خیانت به جنگل تبدیل شد. هنوز جوهر مصوبه برنامه بهینه سازی خشک نشده بود که ساز تنفس کوک شد و هنوز گوش ها به این ساز عادت نکرده بود که دستور توقف اجرای همه نوع سازها در جنگل صادر شد !

به راستی این رفتار به مفهوم کی به کیه و ... و یا قانون جنگل نیست !‌

بین تصمیم سازان و تصمیم گیران افتراق نظر بسیار وسیع است ! اما با ملاحظه به مفهوم تنوع زیستی، این نوع افتراق نظر می تواند دو پیام مشخص را به جامعه ساطع کند؛

- قانون جنگل است و هر کسی زورش بیشتر !

- قحط الرجال شد و در جنگل سلطانی وجود ندارد !

از همین رو همیشه از دور هم نشینی های پنج ساله اعم از محفلی حقیقی و مجازی و جلسات رسمی، تنها نمایه و خروجی قهر کردن افراد دور همی بود و بی هیچ اجماع نظری برای بهبود مدیریت جنگل و برون رفت از شرایط کنونی این پنج ساله گذشت و دریغ از یک مصوبه قابل اجرا و اعتنا و اقدام !

گاهی می گویند قاچاق چوب پس از اجرای تنفس جنگل زیاد شده و گاهی می گویند ؛طرح تنفس یکی از راهکارهای حفظ، احیا و تقویت جنگل‌ها است و به جلوگیری از قاچاق چوب کمک می کند !

بعضی ها هم توصیه پذیر نیستند و خیلی حرف می زنند و خیلی گاف !. گاهی می گویند از کارشناسان متخصص برای مدیریت جنگل‌ها کمک گرفته نمی شود و گاهی می گویند متخصیص منابع طبیعی هیچ اهرمی برای جلوگیری از تخریب جنگل‌ها ندارند ! مشخص نیست کسی که هیچ اهرمی ندارد، چه کمکی می تواند به جنگل ها بدهد !

در هر حال آنچه که بیش از هر چیزی دیگری باید برجسته تر دیده شود، این است که ؛ فراموش نکنیم رؤیاها همیشه شیرین بوده اند، اما پس از بیداری جز خاطر شیرین از رؤیا، هیچ اثری نمی ماند و گاه حتی تلخ کامی به انسان عارض می گردد !

- جنگل ها در کام اتش می سوزند و جنگلبان ها در هنگام اطفای حریق تنها می مانند !

- ناهنجاری قاچاق چوب از سه استان شمالی به ناهنجاری ملی تبدیل شد ! این وضعیت به نحوی اسف بار است که می گویند در تابستان سال آتی کسی نمی تواند زیر سایه هیچ درخت بید و گزی را در کنار رودخانه ها و دره های خشک بیاساید!

- آفت ها در جنگل ها جولان می دهند و هر سال سطوحی از جنگل ها نابود می شود، مدیریت جنگل نمی تواند برای جنگل تصمیم بگیرد ! دیگران نیز به جای کنترل جمعیت آفت، راه مبارزه را پیش می گیرند، اما با وصف اینکه می بینند اقدامات اجرایی بی نتیجه و یا کم اثر دارند، دلسوزی آنها سبب می شود اصرار کنند تا اجرای نسخه آنها ادامه یابد.

- دارایی های تولید شده پنجاه ساله در طرح های جنگلداری فاقد برنامه نگهداری است و به شدت تحت تحریم مضاعف دو جانبه استکبار جهانی و خود تحریمی دولت در تخصیص اعتبار قرار گرفت و در معرض نابودی است.

- حقوق حداقلی کارکنان حفاظت جنگل با تأخیر چند ماهه «اوراقی» است.

- دانش آموختگان کماکان بیکار و دانشگاه ها در خمودی و افقی برای تحرک و رونق ندارند.

در هر حال حرف مرد یکی است ! نباید به خلف وعده دولت توجه کرد، دولتی ها همیشه اینگونه عمل کرده اند ! اما ایده ایده خوبی است و باید راه را ادامه داد، تا جنگل نفس بکشد ! هر چند که این سر در گمی آشکار و پنهانِ فاقد شاخص تشخیص باشد و وجه تمایزی بین سراب و آب نباشد  !

به این عبارت التفات بفرمایید تا شاید به یک واقعیت غیر قابل کتمان جامعه اذعان کنید.

شعله های شرر دل سوزی، عقل اقتصادی کشور را به خاکستر تبدیل کرد.

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 47 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم