ایده تنفس جنگل به اَتَل مَتَل خواندن شبیه بود.

شاید اَتَل مَتَل خواندن در رابطه با زندگی کنونی مردم هم مصداق داشته باشد که قاطبه ی مردم به زندگی اصلی بعد

 

ایده تنفس جنگل به اَتَل مَتَل خواندن شبیه بود.

شاید اَتَل مَتَل خواندن در رابطه با زندگی کنونی مردم هم مصداق داشته باشد که قاطبه ی مردم به زندگی اصلی بعد از مرگ باور دارند و ایثار تجلی زندگی اجتماعی آنهاست و معدودی از مردم در پی ساختن زندگی دنیایی خود ثروت های ملی را غارت می کنند و همیشه با «یه پاتو ورچین» گفتن ها  ! فرصت های موجود را از مردم می گیرند !

اما به بحث جنجالی ایده تنفس جنگل که بنگریم می بینیم ! ريیس یک سازمان در جایگاه مداخلات موازی در حوزه تکلیفات قانونی سازمانی دیگر، که متولی جنگل ها و مراتع است، سال ها اَتَل مَتَل خواند، آنقدر غیر تخصصی و غیر قابل انطباق با نتایج پژوهشی ورود کرد و گفت و تبلیغ کرد، تا امر بهره برداری در طرح های جنگلداری کاملا بر مقامات کشور مشتبه شد و به تدریج همه به گونه ای دیگر به این مسئله در اجرای طرح های جنگلداری نگاه کردند !

اکنون پس از دو سال اجرای آن ایده رویایی موسوم به قانون استراحت جنگل، می توان گفت واقعا همه آن حرف ها اَتَل مَتَل بود ! زیرا بر خلاف قانون به اجرا گذاشته شد و تصمیم غیر تخصصی بود و طرح های جنگلداری دارای اقتصاد درونزا را به تعطیلی کشاند و رؤیای آنها را به کابوس تبدیل کرد !

اینکه می شنویم مردمی از قلعه گنج در حالیکه با تردد آنها در روی جاده های آسفالت از بلند شدن و انتشار ریزگردها رنج می برند، مجبور به قطع درخت گز در جازموریان و رودبار جنوب می شوند و چوب های جمع آوری شده را نمی دانم چگونه ! اما گفته اند محموله به مقصد کارخانه های شمال بارگیری گردیده بود کشف می شود. یعنی فقر معیشتی مردم تیشه به ریشه زده است و بر شاخ نشسته ، بن می برّد !

با ما باشید تا اَتَل مَتَل بخوانیم.

زیرا مجبورمان می کنند اَتَل مَتَل بخوانیم و پس از خواندن اتل متل، نه شما متوجه می شوید که چرا همه در اجرای ایده تنفس جنگل اَتَل مَتَل خواندند و نه ما متوجه می شویم، چگونه بستر اَتَل مَتَل خواندن فراهم شد !

آنگاه که گفتند بخوانید ؛ اَتَل مَتَل توتوله ! ما معنی آن را نفهمیدیم و هنوز بخودمان نیامدیم به ما گفتند بخوانید گاو حسن چه جوره ؟ و در حالیکه هاج و واج بودیم، که اَتَل مَتَل با گاو حسن چه ارتباطی داره !  گفتند بخوانید نه شیر داره نه پستون ! سپس گفتیم این چه گاوی است که نه شیر میده و نه پستون داره ! و غرق در فکر و بخود نیامده ! مجدداً گفتند بخوانید شیرشو بردند هندستون ! فکر کنید باید بهت زده می شدیم ! اما در عین ناباوری گفتند بخوانید یک زن کردی بستون !  فکر کردیم شاید در هندستون زن کردی هست ! اما اینجوری نبود آنها به ما گفتند؛ اسمشو بزار عم قزی ! دور کلاش قرمزی ! زن ترکی و اسم عم قزی ترکی و دور کلاش قرمزی هم هیچ تناسبی نداشت و باید شاخ در می آوردیم ! در این حال به ما گفتند؛ - هاچینو واچین -  یه پاتو ورچین !

بله ! هدف از هجویات مندرج در سرود کودکانه اَتَل مَتَل همین بود ! که به همین هاچین و واچین و یه پاتو ورچین برسند ! جنگلداری دانش بنیان مانع لیسیدن بیت المال توسط کاسه لیسان بود !

همانطور که از اَتَل مَتَل خواندن، یک «هاچینو واچین، یه پاتو ورچین» عامیانه مفهوم بود و دگر هیچ ! جنگل ها و دوستداران حفاظت و بقای جنگل ها از مزیت ایده تنفس در این دو ساله نیز چیزی نفهمیدند. ای کاش این ایده در حد همان امید دارای رویای کودکانه باقی می ماند و هرگز فرصت اجرا نمی یافت و این نتایج عبث و هجو را باقی نمی گذاشت و به کابوس تبدیل نمی شد !

بنیان های اقتصادی پنجاه ساله بخش جنگل نابود شد و در حالیکه رییس غیر متخصص آن سازمان رؤیایی با عنوان برنامه صیانت، رؤیای حفاظت ویژه برای ناحیه رویشی هیرکانی در سر داشت، بار بهره برداری چوبی هیرکانی را به دیگر نواحی رویشی شیفت داد و به خیلی از دیگران فرصت سوداگری و خیانت در امانت و تخریب بستر حیات داد. فکر می کنید برای شعر اتل متل جز عبارات هجو تعبیری دیگری می توان بیان داشت !  بحث های یکی دو ساله اجرای تنفس جنگل اعم از ناتوانی در نگهداری دارایی های پنجاه ساله تا تامین مبالغ ناچیزی به عنوان حقوق کارکنان طرح و یا مسئله افزایش قاچاق و یا نکته ابهام بر انگیز مصرف کارخانه های جدیدالاحداث و... نیز اینگونه است، مثل شعر اتل متل ! جز این تعبیر چیز دیگری نمی شود داشت !

آنگاه که قرار است شرح خدمات و دستورالعملی تهیه شود و بی هیچ اجماع نظری در بین بخش دانشگاه – بخش تحقیقات و بخش اجرا، پس از پنج سال قادر به ارائه نمی شوند، مجبورمان می کنند، اَتَل مَتَل بخوانیم ! یا اتل متل گوش کنیم !