کشف قاچاق چوب چه نفعی به حال مردم دارد ؟.

درخت شکوه جنگل چونان میخ موهبت الهی بر کوه و دشت، در حالی غیر مجاز و دور از چشم جنگلبانان قطع و به انواع مستحصلات تبدیل می شود، که جنگل خالی از نقش جنگل بان در حفظ جنگل شده است

 

 

کشف قاچاق چوب چه نفعی به حال مردم دارد ؟.

درخت شکوه جنگل چونان میخ موهبت الهی بر کوه و دشت، در حالی غیر مجاز و دور از چشم جنگلبانان قطع و به انواع مستحصلات تبدیل می شود، که جنگل خالی از نقش جنگل بان در حفظ جنگل شده است و جنگل بانان و مردم به هر صورت با تخریب جنگل مواجهند !

کشف و ضبط مستحصلات حاصل از جنگل مانند ذغال و چوب و تنظیم پرونده بر علیه متخلفین، چه دردی را دوا می کند. حتی اگر جست های درختان قطع شده در فرایند احیا قرار گیرند، مردم نسل های اتی از بی تدبیری دولت ها، تنها وارث یک جنگل شاخه زاد مخروبه خواهند بود.

نمی توان به نقش دولت آمر و دولت عامل و دولت مقصر در تخریب جنگل ها اشاره نکرد، شاید هیچ جنگلبان شاغل و بازنشسته ای را نتوان پیدا کرد که نسبت به عملکرد دولت ها اعلام رضایت کنند. زیرا انسان به طور پیوسته تاکنون در تخریب جنگل ها رتبه اول را دارا بوده است و در بین انسان ها دولتی های معزز سرآمد بوده و عامل بیشترین میزان تخریب جنگل هستند.

بنابراین نقش دولت ها و دولتی ها به عنوان عامل تخریب جنگل ها واضح و آشکار است. دولت ها در مواردی مانند واگذاری های غیر ضرور اراضی ملی – اجرای طرح ها و پروژه های مختلف - انتقال آب و برق و گاز و نفت و جاده – دستور فروش اراضی واگذار شده و مصرف ثمن بخس درآمدهای حاصل از آن در دیگر بخش ها، گاهی در نقش آمر و گاهی در نقش عامل و مجموعا به دلیل عدم نظارت مؤثر مقصرند !

اینکه انتقال آب از دریای خزر فراتر از مخالفت محلی، مخالفینی یکپارچه در سطح ملی دارد، نتیجه بدترین شکل مدیریت اجرای طرح های سدسازی و انتقال آب تا مدیریت بسیار بد در بهره برداری از اجرای اینگونه طرح ها است.

نمی دانم به چه دلیل ارزش کار حرفه ای از دست رفته است، اکنون که برخی دولتی ها به بودجه برخی نهادها گیر داده اند و برخی علما نیز با برخی اظهارات خود را بر مردم می دانند و از عبارت طلبکار استفاده می کنند واقعا تاسف بار است که خود را خادم ملت ندانند.

مقامات محترم کشور باید مستحضر باشند، ارزش محمولات کشف و ضبط شده و به فروش رسیده که تحت عنوان درآمد اختصاصی حاصل از فروش مواد بازداشتی معنون است، هرگز قابل مقایسه با هزینه هایی سوخت خودروها نشده است.

چرا مأموریت این همه سرمایه انسانی «نیروهای حفاظت» و سرمایه اجتماعی « تشکیلات اداری و امکانات و ابزار » به اشتباه به جای حفاظت و بهره برداری از جنگل ها، دز عین ناتوانی توقف بهره برداری و کشف و ضبط قاچاق چوب نوشته می شود ؟

بسیار واضح بود که دولتی ها بر أساس دو نوع وهم و گمان ؛

الف - بهره برداری مازاد بر توان اکولوژیک از جنگل ها است در حالیکه  ده درصد حجم مصرف صنایع چوب کشور را تامین می کرد و اکنون از طریق بهره برداری غیر مجاز تامین می شود و بخش صنایع چوب کشور نگران نیست که چگونه تولید می شود.

ب -  مدت اجرا بر حسب مفاد طرح دهسال و مدت قرارداد با مجریان دهسال و از این رو می گفتند، خلع ید از مجریان طرح ها غیر ممکن است !

پس از یک سال از اجرای توقف بهره برداری این وهم و گمان ها بر طرف شد و مشخص شد مجری طرح را تحویل می دهد و سازمان از تحویل گرفتن طرح با انعقاد قرارداد حفاظتی طفره می رود، مشخص شد مفهوم قرارداد یک طرفه چیست و مدت دهساله را می توان با هر اراده حاکمیتی درهم شکست، مشخص شد بهره برداری بهانه حضور مستمر و آخرین اقدام برای بقای جنگل محدوده طرح جنگل داری بود.

مشخص است در حالیکه جنگل های کشور در نتیجه بهره برداری های غیر مجاز و بر خلاف قانون و دور از چشم مأمورین تخریب کمی و کیفی می شود، کشف قاچاق چوب هیچ نفعی به حال مردم به عنوان مالک أموال عمومی ندارد، چگونه این روال حفاظت غیر حرفه ای ادامه می یابد و رییس جمهور محترم در استان گلستان از حفاظت جنگل سخن می گوید ! جنگل هاییکه قرار است با زن و نون گفتن هایش در انتقال آب از دریای هیرکانی، جنگل های هیرکانی را زیر شنی بولدوزرها نابود کند.

آقای رییس جمهور

نمی توان از نقش دولت آمر و دولت عامل و دولت مقصر در تخریب جنگل ها اغماض کرد.