آمار بازدیدکنندگان سایت

01684597
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
1154
1855
10819
41070
67225
1684597

آی‌پی شما: 54.80.83.123
امروز: ساعت

تهديد مشاغل وابسته به جنگل نتیجه سعی و خطای متخصص های بی تجربه است !

آیا این رکود اقتصادی را که آگاهانه به مدیریت جنگل شمال تحمیل کرده اید، خدمت به جنگل بود ؟

 

 

تهديد مشاغل وابسته به جنگل نتیجه سعی و خطای متخصص های بی تجربه است !

 

آیا این رکود اقتصادی را که آگاهانه به مدیریت جنگل شمال تحمیل کرده اید، خدمت به جنگل بود ؟

چرا می گویید ''کاهش تعداد نيروهاي شاغل در طرح هاي جنگلداري مردم شمال کشور را نگران ايجاد موج جديدي از بيکاري کرده است. '' ؟

لطفا بگویید جنگل های با اهمیت شمال چه نقشی در اقتصاد سه استان شمالی دارد. به یقین روزی خواهد رسید که مردم شمال بگویند دیگی که برای ما نجوشد، همان بهتر که سر سگ در آن بجوشد.

لطفا بگویید رشته جنگلداری و منابع طبیعی با چه تعداد دانشجو در این همه ظرفیت سازی ها در دانشگاه آزاد و دولتی و هیات علمی دانشکده ها چه می شوند ؟

کسانیکه توان درک تمایز بین تعاریف عبارات توقف بهره برداری تجاری با توقف بهره برداری غیرتجاری نداشتند و توان تبیین تنفس جنگل و تعطیلی طرح جنگلداری را نداشتند و کسانیکه نمی توانستند پس از توقف بهره برداری چوبی فروپاشی نظام نظارتی را درک کنند، ناشی از توهم ایده تنفس دوره انتقال را به اختلال کشانده اند.

از قدیم می گفتند با دم شیر نباید بازی کرد !‌ و دو تعبیر برای این ضرب المثل وجود دارد ؛

الف - دم یکی از اعضای حساس بدن شیر است.

ب – دم مثالی ایمائی از منافع و قلمرو شیر است.

همچنانکه افکار عمومی شیر را مظهر قدرت حیات وحش در جنگل می بیند و قائل به آن است که دم شیر خط قرمز است و نباید روی این عضو حساس و یا منافع و قلمرو شیر پا بگذارد، طرح جنگلداری نیز مظهر توان مدیریت متمرکز علمی عملی جنگل در حفظ تنوع زیستی گیاهی و جانوری است و اقتصاد جنگل دم این مدیریت است.

بهره برداری هدف نیست پیامد و دنباله است.

بهره برداری از جنگل تا قبل از جنگلداری که با قطع یکسره انواع مستحصلات را به بازار عرضه می کرد، سنتی محض بود و هست، اما جنگلداری حاصل تمرکز و توان تقابل با مالکان جنگل در راستای حفظ جنگل بود و تدریجا روش ها و شیوه های اجرایی خود را تکمیل کرد.

جنگلبانان اولیه نه به مانند ایده پردازان کنونی، بلکه به عنوان دانشمندان مقتصد به مالکان جنگل پیشنهاد دادند اگر چوب های قطور تر برداشت کنند بازار متنوع تر و تقاضای بیشتر و درآمد بیشتر و مستمر خواهند داشت و  خاک جنگل و حیات وحش و منظر طبیعی آنها از خطر فرسایش و...در امان خواهد ماند.

جنگلبانان برداشت درختان قطور را در قالب برنامه اقتصادی پیشنهاد دادند نه به صورت یک توهم و ایده ژورنالیستی ! و مالکان جنگل به تدریج برنامه جنگلبانان را اقتصادی دریافتند، به نحویکه هر وقت که به پول نیاز داشتند، می توانستند درختانی را قطع کنند و می دانستند نگهداری درختان جوان سبب می شود تا آنها درک درست تری از اقتصاد جنگل داشته و با توان طبیعی تجدیدپذیری سرمایه اصلی جنگل خود مواجه باشند !

اقتصاد جنگل دم جنگلداری بود و ایده پردازان روی دم جنگلداری پا گذاشتند !

اکنون ژورنالیست ها از ناتوانی در تدوین برنامه جایگزین سخن می گویند و در حالیکه ادعا می کنند، متخصص جنگل هستند، بهتر است نیم نگاهی به رفتار چند سال گذشته خود بکنند ! آنها که جنگلداری کلاسیک را قبول نداشتند و گِرد کسانیکه جنگلداری کلاسیک را تخطئه و مخدوش می کردند، جمع بودند و آنهاییکه حدود مدت پنج سال مسند و جایگاه تدوین برنامه جایگزین را به ناحق اشغال کرده و صبح تا غروب یک روز کاری را در یک جلسه فرمایشی با حرف های تکراری سپری می کردند و در هر سال به میزان دو سه دفتر یادداشت از مفاد جلسات وزینشان با اساتید مختلف نت برداری کرده اند، از آنها بخواهند همان نت ها را یه جوری جمع و جور کنند و به عنوان برنامه جایگزین جنگل ارائه دهند !

بقای جنگل هیرکانی حاصل تلاش پنجاه ساله جنگلبانانی است که در عین تنهایی متکی به دانش و تجربه خود کار کرده اند. اگر کسانی تازه به این باور رسیده اند که دولت با جنگل همراه نیست !‌ جنگلبان ها سال های بدون همراهی دولت را مکرر تجربه کرده اند ! جنگلبانان با ارائه عملکرد دهساله برنامه صیانت، با زبان بی زبانی و عدم همراهی رسانه ای گفته اند؛ دولت در قالب برنامه صیانت به جنگل خیانت کرد ! کسانیکه می گفتند مصوبه دولت در سال ۹۲ آیین نامه ماده ۱۴۸ قانون برنامه توسعه پنجساله پنجم است و جنگلبانان اصرار می کردند، ماده ۶۹ قانون برنامه توسعه چهارم نیز قانون بود و دولت باقیمانده دام را خارج نکرد ! قانون ابزار اجرای مناسب می خواهد و ابزار فراهم نیست !

کسانیکه تحقیق و تفحص گذاشتند تا حاشیه خروج دام بزرگ شود و راه اغماض از کوتاهی دولت فراهم شود و سازمان بازرسی آمد و رفت و همه به دنبال اثبات خودشان از حیث کارشناسی بوده اند و آنقدر حقیر که می گفتند سی سال اشتباه کرده اند و دیگر نمی خواهند اشتباه کنند !.

آن متوهم ها کجا هستند که می گفتند مگر می شود جنگل را از مجریان طرح های جنگلداری خلع ید نمود ! اکنون باورشان نمی شود که مجریان بدون هیچ واکنشی، جنگل را به راحتی تحویل دهند و بروند !

کسانیکه ایده تنفس را به جنگل تحمیل کرده اند ! بدانند برای بقای جنگل مجبورند از جنگل خارج شوند ! زیرا با توهم و تصور در کوره راه های جنگل گم می شوند و این قانون جنگل است و راه بلد می خواهد و وهم و گمان ضعیف و محکوم به مرگ است و باور و یقین تشخیص راه از چاه قوی و ماندگار است !

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 39 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم