آمار بازدیدکنندگان سایت

01684582
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
1139
1855
10804
41055
67225
1684582

آی‌پی شما: 54.80.83.123
امروز: ساعت

از طریق حبس منافع منابع طبیعی، چه بر سر منابع طبیعیمان آمد ؟

چه بر سر منابع طبیعی کشورمان از طریق حبس منافع آمده است ! چه کسی پاسخگوی این نوع سوء مدیریت است. تردید ندارم !

 

 

از طریق حبس منافع منابع طبیعی، چه بر سر منابع طبیعیمان آمد ؟

چه بر سر منابع طبیعی کشورمان از طریق حبس منافع آمده است ! چه کسی پاسخگوی این نوع سوء مدیریت است. تردید ندارم ! که سایه اقدامات حاکمیتی به قدری بر فرایند توسعه مدیریت منابع طبیعی سنگینی می کند که بتوان گفت اجتماع محور کردن فعالیت ها و برونسپاری تصدیگری در وضع موجود بهینه سازی است.

از تبعات حبس کردن باید گفت ! زیرا نمی توان گفت ! ممانعت از توسعه کشت گونه های بومی در فضای سبز شهری جدی و مشهود و یا قانونی بود، اما اقدامات حاکمیتی دایر به جلوگیری از جمع آوری بذر و کندن و انتقال نهال و درخت وجود داشت، کدامیک از جنگلبان ها می توانند انکار کنند، که مانع از کندن و انتقال نهال های جنگلی از جنگل نبوده اند.

چرا ممانعت از بذر گیری از درختان جنگل های طبیعی کردیم ؟

چرا مدیریتی ننوشتیم که چگونه بذر گیری تجویز شود؟

چرا مدیریتی نداشتیم تا بذر بگیریم و به مردم اهدا کنیم ؟

اگر به جای نهال های شمشاد زینتی، نهال شمشاد جنگلی در محاوط اشخاص می داشتیم، تجویز استفاده از هر نوع سم با هر دُزی برای مدیریت جنگل امکان پذیر بود و کنترل آفت امری ساده و حفاظت و بهداشت با درجه اطمینان بالاتر !

من در سن خدمتی کمتر از دهسال بودم که چنین کاری را انجام داده ام و کسی را به عنوان متخلف شناسایی و بر علیه او اقدام قانونی کرده ام، در حالیکه او برای مصرف شخصی باغچه محوطه خود نهال شمشاد از جنگل کنده بود !

سایه اقدامات حاکمیتی که مانع توسعه مدیریت در جنگل ها و دیگر منابع طبیعی این است، که به جای نهال شمشاد بومی، از نهال شمشاد زینتی کشور خارجی استفاده کنند و این گونه زینتی غیر بومی، اعم از اینکه میزبان یک افت یا بیماری باشد و یا اینکه دچار بیماری و آفت شده و خوش نشین خوش صفت نخواهد، شمشاد آلوده به افت یا بیماری را در محوطه اش امحا کند، آن را کنده و بدون ملاحظات قرنطینه ای به حاشیه جاده و خیابان بریزد و هر رهگذری را اعم از حیوان و ماشین و انسان به عامل انتشار تبدیل کند و عوامل جمع آوری زباله پس از روزها انتظار که عوامل راهداری این نخاله را پاک کنند، بالاخره از قصور و تعلل عوامل راهداری طاقتشان طاق شود و به زباله دانی، یعنی بیخ و بن جنگل شمشاد بریزند و چه کردیم با خود. یک دمینوی رفتار حاکمیتی که به جای تمهیدات بهداشتی، اداره و کنترل آفت را به دامنه انتشار وسیع رساند و اما البته به فکر تولید نهال شمشاد است و به نظر می رسد تنها خروجی این اقدام مردمی نیز تهیه و تأمین غذا برای آفت شب پره باشد.

چرا ممانعت از بذر گیری از درختان جنگل های طبیعی کردیم ؟

چرا مدیریتی ننوشتیم که چگونه بذر گیری تجویز شود؟

چرا مدیریتی نداشتیم تا بذر بگیریم و به مردم اهدا کنیم ؟

اگر به جای نهال های شمشاد زینتی، نهال شمشاد جنگلی در محاوط اشخاص می داشتیم، تجویز استفاده از هر نوع سم با هر دُزی برای مدیریت جنگل امکان پذیر بود و کنترل آفت امری ساده و حفاظت و بهداشت با درجه اطمینان بالاتر !

مدیریت کشور بر حسب سیاست عمومی کشور، قانون فضای حفظ و گسترش فضای سبز را در همان روزهای اول پیروزی انقلاب اسلامی ملغی کرد، کسی نپرسید چرا ؟

این قانون چند مورد نفوذ و تسری منافع ملی و رجحان بر منافع فردی داشت. از اثر اجرای این قانون می نویسم ! اکنون که منافع به چالش افتاده را می توان در رابطه با تبدیل باغات محاط در محدوده و حریم شهرها نوشت ! آحاد جامعه در این مورد خیلی بهتر و بیشتر از بنده شنیده اند و اما البته در چرایی این مسئله با اهمیت در حفظ باغات هرگز آشنا نیستند تا در جای خودش مقابله کنند !

آحاد جامعه از تبدیل و تفکیک و افراز و ساخت و ساخت قطعات موسوم به ده هکتاری در غرب مازندران می گویند و نگرانند و البته نمی دانند چرا چنین اتفاقی افتاد !

توسعه کشت درختانیکه مقاومت بسیار بالایی در برابر باد دارند و قامت نه چندان بلندی در ممانعت از ایجاد شبکه برق و نظایر آن دارند و میوه گوشتی که موجب احتمال لغزندگی و سقود افراد و آسیب دیدگی شود و با طول فصل رویش سالیانه ناحیه رویشی منطبق و طولانی تر به لحاظ شرایط محیط شهری ! به لحاظ رنگ برگ ها و گل ها همگن تر و در برابر تهدیدات یا تنش های محیطی مقاوم تر و توقع اکولوژیکی در حد انتظار ! 

آنچه داریم در فضای سبز شهری هزینه بر و نا متجانس و میزبان انواع آفات و امراض که هر از گاهی با جهشی، به سرعت تکثیر و به گونه های بومی حمله می کنند و...

چه باید کرد !

چه باید گفت !

یک دنیا حرف است از حبس منافع موجودی که در منابع طبیعی می توان با رعایت اصل استمرار تولید برای مصرف نسل حاضر نوشت، بدون آنکه سرمایه اصلی کاهش یابد.

برای حفاظت از منابع ژنتیکی کشور ما، هیچ فیلتر مؤثری در کنترل ناحیه به ناحیه درون مرزی هم ندارد. شاید بتوان در حد استانداردهای داخلی و ابزار و تکنیک های کنترل، به عملکرد سازمان حفظ نباتات اعتماد نمود، اما قاچاق بسیاری از اقلام نباتی به وضعیت تبادل مبادلات مرزی مرز نشینان فاقد تمهیدات حفاظتی است .

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 53 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم