آمار بازدیدکنندگان سایت

01118005
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
3932
6229
35333
80470
125574
1118005

آی‌پی شما: 54.91.16.95
امروز: ساعت

توسعه روستایی وام محور، توسعه ای به زور سرمایه است.

این یک واقعیت محض و غیر قابل کتمان است که بپذیریم، توسعه روستایی به زور سرمایه، قطعاً توسعه پایداری نخواهد بود.

 

 

توسعه روستایی وام محور، توسعه ای به زور سرمایه است.

این یک واقعیت محض و غیر قابل کتمان است که بپذیریم، توسعه روستایی به زور سرمایه، قطعا توسعه پایداری نخواهد بود.
منصوری معاون وزیر محترم  کار با اذعان به این نکته که '' برای ایجاد اشتغال پایدار مطالعات و بررسی درست کارشناسی نیاز است و در کنار تولید باید به موضوع فروش و بازاریابی کالای تولیدی هم توجه داشته باشیم''  ایشان در بخش دیگری از صحبتشان اشاره کردند '' در بحث اشتغال روستایی تنها میزان جذب تسهیلات ملاک نیست بلکه داشتن طرح خوب و میزان ایجاد اشتغال نیز باید مورد توجه قرار گیرد.''

اینگونه است که می توان استنباط کرد، توسعه روستایی فعلی کشور نیز محور معینی ندارد و قرار است به زور تسهیلات ایجاد شود، در اینصورت چگونه می توان چنین توسعه ای را پایدار نامید ؟

چرا بدون ارزیابی یا بدون توجه به نتیجه ارزیابی عملکرد دولت نهم در پرداخت تسهیلات خود اشتغالی سال۹۰ همان راه یا مشابه همان راه ، نقشه راه توسعه روستایی کشور شد ؟ دولت نهم دولت جمهوری اسلامی مگر یکی از ارکان نظام و دولت دوازدهم دولت جمهوری اسلامی نیز، همان رکن از ارکان نظام نیست ؟

چرا منابع مالی اعتباری دولت جمهوری اسلامی را بدون تعیین محور برای توسعه روستایی اختصاص می دهند ؟

کشور هلند با حدود ۱۷ میلیون جمعیت به میزان دو استان گلستان و مازندران وسعت دارد، با وصف تشابه نسبی این دو استان با کشور هلند، چرا این کشور ۹۴ میلیارد دلار صادرات دارد و ما در خارج شدن از رکود اقتصادی شهرک های صنعتی و حتی کشاورزی خود، در مشکلات شناخته و ناشناخته دست و پا می زنیم ؟

چرا ما حتی در قطب تولید چوب کشور قادر به نگهداری صنایع چوب و و فرصت شغلی آن نیستیم ؟ چرا نمی توانیم منابع جنگلی را حتی حفظ کنیم و یا مردمی که در جنگل زندگی می کنند و معیشت وابسته دارند، با رفع تعارض رفتاری آنها از طریق مشارکت ، به سمت بهبودی معیشت فاقد تعارض سوق دهیم ؟

چگونه یک کشور کوچک مانند هلند از لحاظ مساحت می تواند، با تولیدات کشاورزی به قدرت اقتصادی و نقش آفرین تبدیل شود و ما با این منابع سرشار جنگلی در این دو استان، که سرانه جمعیت مردم بیش از ۳۰۰۰ مترمربع و نسبت پوشش جنگلی دو استان در حدود ۴۰ درصد وسعت است و ۲۰ درصد مساحت این دو استان را مراتع سرسبز پوشش می دهد، نمی توانیم حتی از طریق توسعه گردشگری یا دامداری و یا حفظ حیات وحش نقش اقتصادی مؤثری از این طریق برای مردم ایجاد کنیم ؟

چرا به تبع تفکر چند نفر در کشور با ایده تنفس جنگل که سعی می کنند مشق ننوشته خودشان را اثبات کنند، تمام این فرصت های موجود در این دو استان را حبس کردیم و مردم در فقر و عدم تحرک هستند ؟

مردم در مشکلات معیشتی دست و پا می زنند و کشور در بحران مالی اعتباری ناشی از اقتصاد بیمار نفتی دست و پا می زند و مدیریت کشور ناشی از سوء مدیریت و فساد اداری مدیران فاقد تجربه اجرایی قادر به ارائه خدمت ارزان و استاندارد به مردم نیست !

در حالیکه قوانین لازم برای برونسپاری تصدیگری و تسهیل امر سرمایه گذاری در کشور تصویب شد. اما ضعف مدیریت دولتی به قدری عیان شده است که بگوئیم، قادر به استفاده از توان بخش غیر دولتی نیست ! و دولت نمی تواند از حکومت کردن سنتی به سمت حکمرانی و تنظیم گری برود و خود نظارتی مردم را بهینه سازی کند.

در بحث توسعه روستایی برنامه ریزی توسعه و تحول، به این جهت به سمت ناپایداری سوق می یابد، که برنامه ریزان برنامه توسعه را اجتماع محوری تهیه نکرده اند و به همین دلیل بخشی از برنامه به واگذاری منابع ذخیره ارزی صندوق ذخیره ارزی و بخشی از برنامه واگذاری اراضی منابع ملی شده موکول شده است.

در حالیکه مکرر دیدیم که برنامه ریزی بر پایه اختصاص اراضی جدید و واگذاری به دانش آموخته یا کارافرین، همیشه در روستاها تعارض زا بوده و مانند هر ایرانی ۱۰۰۰ متر مربع باغ مصوب دولت نهم غیر قابل اجرا و در حال به سبب عدم سکونت و تبعات ناشی از افزایش قیمت تولید و ناتوانی در رقابت بازار، غیر اقتصادی است.

در حالیکه مکرر دیدیم که برنامه ریزی بر پایه اختصاص تسهیلات مالی اعتباری، نتوانسته از دیگر عوامل تولید درست استفاده نماید و افزایش بهره وری ایجاد کند و واحد مدیریت را نیازمند به افزایش بهره برداری می کند و جامعه خود را با تهدید مواجه می بیند و در نهایت برنامه غالبا اجرا نمی شود.

اگر برنامه اجتماع محور تهیه نشود، هرگز به توسعه پایدار نخواهد رسید. در جامعه هدف هر یک از آحاد جامعه به عنوان ذینفعان آن محسوب می شوند و تنها آنها که در همه عوامل تولید و منابع ملی و فردی دارای حق مالکیت و حق ارتفاق هستند، می توانند بگویند برای توسعه روستای خود چه می خواهند، این خواسته آحاد جامعه روستایی را می توان خواسته مبتنی بر فرامین توسعه پایدار دانست.

از با اهمیت ترین جنبه توسعه پایدار این نکته است که بدانیم برنامه توسعه روستایی ما در این صورت نیازی به منابع آب و تغییر کاربری اراضی ندارد و همه افزایش تولید از طریق افزایش بهره وری پیش بینی می شود. بدین ترتیب تجربه سنتی آحاد جامعه از کارگر عادی و سنتی به کارگر ماهر و تولید کننده باغی و زارعی با استفاده از آموزه های ترویجی ارتقا می یابند و به دانش آموخته همان روستا نقش بیشتری داده خواهد شد و به این ترتیب در یک عبارت فصیح تر می توان گفت: برنامه توسعه روستایی برای تولید سرمایه انسانی هدفگذاری می کند و دیگر عوامل تولید را با افزایش بهره برداری مواجه نمی کند و به این لحاظ می تواند پایدار تصور شود.

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

پر بحث ترين عناوين

كاربران آنلاين

ما 45 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم