آمار بازدیدکنندگان سایت

01528872
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
1365
2141
13130
44379
50755
1528872

آی‌پی شما: 54.224.60.122
امروز: ساعت

از حکمرانی و توسعه مدیریت تا اقتصاد درونزا !

فکر کنیم، بیشتر از گذشته ! قطعاً درک درستی از بودجه ریزی بر مبنای عملکرد نداریم و از نادرستی استنباط خود در مورد اقتصاد درون زا در اداره امور جامعه رنج می بریم !

 

از حکمرانی و توسعه مدیریت تا اقتصاد درونزا !

فکر کنیم، بیشتر از گذشته ! قطعاً درک درستی از بودجه ریزی بر مبنای عملکرد نداریم و از نادرستی استنباط خود در مورد اقتصاد درون زا در اداره امور جامعه رنج می بریم !

برخی در مقطعی یک خطی روی یک ورق کاغذی کشیدند و گفتند، وسط زمین اینجاست و ما سال های سال است که نشستیم تا ادعای این افراد را رد کنیم ! اکنون به موجب حکم حکومتی، اقتصاد مسئله اول کشور است و کاهش وابستگی به اقتصاد نفتی، به هر اندازه افتخار اقتصاد دانان محسوب می شود، قطعاً حکومت جمهوری اسلامی برای دستیابی به چنین هدف کلان و با اهمیتی، به سیاست ها - ساز و کارها - اتخاذ روش های اجرا نیز اهمیت می دهد و در مصرف منابع مالی اعتباری بر اساس قانون اساسی عمل می کند.

از این رو بررسی و تصویب بودجه سنواتی ۹۷ و اجرای قانون برنامه ششم توسعه اجتماعی اقتصادی، نقطه عطف توجه ارکان نظام ، نسبت به پرداختن به این مهم، یعنی اقتصاد به عنوان مسئله اول کشور است.

همه دستگاه ها باید بر مبنای نظام جامع مدیریت عملکرد، بودجه ریزی عملیاتی داشته باشند.

همین نظام آموزش و پرورشی که در باره آن می گویند '' آموزش و پرورش یک دستگاه آموزشی پژوهشی است و درآمد خاصی ندارد'' باید به آنها گفت: این چه آموزشی و پژوهشی هست که محصول قابل فروش در بازار کار ندارد ! مگر آبی را که وزارت نیرو تحت شبکه به ما مردم می فروشد، از ما مردم خریداری کرده است ؟  آگر نظام آموزش و پرورش مدعی است که سرمایه انسانی تولید می کند، ساز و کار فروش محصول خود را از طریق بودجه ریزی عملیاتی بگیرد.

چرا فکر می کنیم برای فرار مغزها به هیچ شکلی نمی توان، هدر رفت منافع ملی را جبران نمود ؟

هر دستگاهی که نتواند بر مبنای نظام جامع مدیریت عملکرد، بودجه ریزی کند، قطعاً می خواهد واقعیت ها را از مردم پنهان کند و با گران فروشی خدمات، هزینه های مردم را افزایش دهد. مدیران و کارشناسانی که نتوانند در راستای بودجه ریزی بر مبنای عملکرد، بودجه خود را عملیاتی پیشنهاد دهند، حق استفاده از دارایی ها و ثروت ملی تجدید پذیر یا تجدید ناپذیر و سایر درآمدهای عمومی را ندارند.

باید بتوانیم شکاف بین نظام آموزشی و نظام اداری را بر طرف کنیم،. چرا یک دانش آموخته در مقاطع تحصیلات تکمیلی در دستگاه اجرایی مختلف، چیزی از امور اجرای و جاری نمی داند و به آنچه خوانده است، در انجام امور قابل استفاده نیست ؟

اگر در نظام جامع مدیریت عملکرد به درستی به تهیه یک برنامه عملیاتی بپردازیم و به برنامه عملیاتی ریخت دهیم، آنگاه خواهیم توانست، تعداد کثیر معلمان وزارت آموزش و پرورش را به تعداد قلیل تقلیل دهیم ! یعنی در مقطع تحصیلی متوسطه، فقط برای علوم پایه دبیر داشته باشیم و به جای چند دبیرستان یک دبیرستان در یک شهر کمتر از بیست هزار نفر جمعیت و برای دروس تخصصی هر فعالیت مرتبط با هر دستگاه اجرایی، اگر لازم می داند درسی در صفحات یک کتاب و یا یک کتابی را برای تدریس در یک سطحی تحصیلی و یا دوره ای در تمام سال های تحصیلی داشته باشد، یا باید هزینه تشکیل کلاس و تدریس را بدهد و یا در کلاس اختصاصی که در دستگاه خود برای یک حرفه و یا کار عملی و آزمایشگاهی تدارک دیده است، دانش آموزان را بپذیرد.

اگر در نظام آموزشی کشور امکانات دستگاه های مختلف را با امکانات دستگاه آموزش و پرورش جمع کنیم، در همان شهر بیست هزار نفری برای بیش از دویست هزار نفر امکانات آموزشی خاک می خورد و مستهلک می شود و هزینه ها چه نوع جاری یا عمرانی و هزینه ای یا تملک دارایی از محل اعتبارات دولتی تأمین و هزینه شده و به همین جهت دولت خدمات را مجموعاً گران برای مردم اداره می کند.

به نظر می رسد آنچه در مورد حکمرانی و تنظیم گری گفته می شود، نمی تواند به دور از نظام جامع مدیریت عملکرد بیان شود و از چهارچوب نظام فنی اجرای کشور فراتر رود و ضوابط ملی آمایش سرزمین را رعایت نکند !

می خواهم بگویم ! آیین حکمرانی خوب به سیاست گذاری نیاز ندارد، بر حسب قوانین موجود به تهیه و تدوین برنامه عملیاتی نیاز دارد.

در هر برنامه عملیاتی که برای انجام هر فعالیتی نوشته می شود، لاجرم دانش بنیان و لزوماً با استفاده از توان و سرمایه بخش غیر دولتی تدوین و تنظیم خواهد شد، با این وصف نهادهای عمومی غیر دولتی مانند سندیکا یا اتحادیه و یا شورا و یا تعاونی، تنظیم گرانی کم هزینه تر نسبت به انجام فعالیت دولتی خواهد بود.

مبنای اختصاص یک یا دو درصد درآمد عوارض '' متداول '' برای آموزش بسیار بی مبنا و بی معناست، باید در دستگاه اجرایی آموزش و پرورش کشور از طریق تعیین قیمت تمام شده مشخص شود، چه سهمی از درس یک کتاب و یا یک کتاب در سال های متوالی تحصیلی، متعلق به یک فعالیت و مرتبط با چه دستگاه یا دستگاه های اجرایی است. 

چرا یک متخصص در یک فعالیت نباید وقت آموزشی داشته و دستگاه ها او در مورد تدریس جبران خدمت کند ؟ آموزش و پرورش کشور بیش از انکه تصور کند درآمد نیست، باید تصور کند به درک درستی از بودجه ریزی بر مبنای عملکرد ندارد و از نادرستی استنباط خود در مورد اقتصاد درون زا بیشتر رنج می برد و در ک کند که تاکنون استنباط درستی از تحصیل رایگان نداشته است، که به انحاء مختلف، از جمله به طریق شیفت دادن کمبودهای تحصیلی به اولیا و تحمیل لا ینقطع هزینه های تحصیلی به خانوارها، تأمین هزینه می کند.

نقش مربی پرورشی در یک دهه از نظام آموزش به قدری حاشیه دار دنبال شد، که منجر به حذف گردید، در حالیکه باید در دوره متوسطه بر حسب ذوق فردی گرایش تحصیلی به سمت بورسیه کردن سوق یابد و هر دستگاه مرتبط بداند، در آینده از نظام آموزشی کشور، چه سرمایه انسانی تولید می شود و برای این سرمایه انسانی برنامه ریزی کند و پشت کنکور یا در انتظار بازار کار، انرژی جوشان یک جوان به یأس منتهی نشود.

مجبوریم آیین حکمرانی را بیاموزیم و با فرامین آن امور اجتماعی و اقتصادی جامعه را اجتماع محور و مبتنی بر نظام جامع مدیریت عملکرد و با اقتصاد درونزا بنویسیم و از تحمیل هزینه به مردم پرهیزکنیم و اداره کشور را گران ننماییم.

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 69 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم