آمار بازدیدکنندگان سایت

01343400
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
879
2307
5684
53447
106919
1343400

آی‌پی شما: 54.162.121.80
امروز: ساعت

امیدهای برباد رفته در اجرای الگوی کشت و توسعه پایدار !

سال ها در پس هم سپری می شوند و امیدهای موجود در بین جامعه چون شمع می سوزند، کاندیداتورهای انتخابات ریاست جمهوری و یا پیروز در رقابت ها و تشکیل دهنده دولت ها نیز نیک می دانند،

 

امیدهای برباد رفته در اجرای الگوی کشت و توسعه پایدار !

سال ها در پس هم سپری می شوند و امیدهای موجود در بین جامعه چون شمع می سوزند، کاندیداتورهای انتخابات ریاست جمهوری و یا پیروز در رقابت ها و تشکیل دهنده دولت ها نیز نیک می دانند، بدون تغییر الگوهای جاری موجود جامعه نمی توان قدم از قدم برداشت، اما مردم پیوسته نیک می دانند مسئولیتی که به دولت ها داده اند از جنس مقاومت کردن بود ، نه از جنس چون شمع سوختن و روشنایی بر فروختن !

از وعده های یک دهه نفس گیر در کنترل پدیده ریزگرد، تا کنترل خشکیدگی تهدیدآمیز دریاچه ارومیه و احیای بسیار ضروری آن به جهت اقدامات پیشگیرانه برای انتشار نمک، تا توقف روند توسعه و احیای جنگل و بهانه ناشی از توهم تنفس جنگل که به توقف بهره برداری و تعطیلی طرح های جنگلداری منتهی شد، کلاً نشانگر یک واقعیت است که کسی صدر مأموریت های خود را، ارتقاء منافع ملی کشور قرار نداده است.

این همه تخریب و تهدید زیستی نتیجه استمرار بهره برداری سنتی و با انحراف افکار عمومی مانند آنچه که در ایده تنفس جنگل دنبال شده است و امشب در گفتگوی خبری همان وعده های تکراری کلیشه ای تا بلف های توامان با ژست علمی، اما تهی از تحقیق و پژوهش که حتی اجازه نمی داد، نتیجه یک پژوهش میدانی در این گفتگو مطرح شود، اصرار بر ادامه همان روش بهره برداری سنتی در انواع منابع و فعالیت های اقتصادی دارد و برای فعالیت جنگلداری طرح ها را تعطیل کرده است و در مراقبت و نگهداری با اهمیت ترین منابع جنگلی، نه اعتبار دولتی دارد نه طرح جایگزین و ایدهِ مخالف با قانون او نیز ! البته بس گران و خسارت بار خواهد بود.

هیچ مسئولی را نمی توان در ساماندهی بهره برداری سنتی و اجرای الگوی کشت و افزایش بهره وری مصمم دید و یا او را با نگاه تخصصی جنگلبان ها در جهت توسعه فعالیت جنگلداری و نگهداری جنگل در همراهی دید !

مقامات محلی و ملی همیشه جنگلبانان را مانع پیش پای خود دیده اند و به دور از چشم انداز و راهبردها به روزمرگی افتادند و این همه تهدید زیستی را می توان به توجهی به افزایش بهره وری و ادامه بهره برداری فاقد توجیه اقتصادی دانست !

اینکه کسی بگوید ''من هیچ مردمی را ندیده ام که این قدر با طبیعت و تاریخ خود دشمن باشند'' ناشی از این است که این دسته از افراد اساساً فاقد تجربه میدانی هستند و نتوانستند به شناخت آسیب ها برسند و با تهیه و تصویب طرح های اجتماع محور در جهت برون رفت اقدام کنند، آنها قطعاً اگر به تجربه میدانی برسند می توانند همراهی تمام قد مردم با نمایندگان دولت را در طرح های اجتماع محور ببینند.

توسعه با هر اقدام دولتی که در چارچوب امور حاکمیتی انجام شود، در خواستگاه های مردمی محکوم به ناپایداری است، چون هزینه نگهداری طرح های به بهره برداری رسیده در این چارچوب بسیار بالاتر خواهد بود. از طرف دیگر انجام فعالیت احیا و توسعه با هر نوع اقدام در چارچوب حکمرانی، قرین به خواستگاه های مردمی است و هم مسیر و هم جهت با توسعه پایدار خواهد بود، چون هزینه مراقبت و نگهداری بسیار نازلتری خواهد داشت.

رد پای این حکم مستتر در قوانین جاری مختلف را حتی در سال های خیلی قبل از انقلاب شکوهمند اسلامی دید و البته ناکامی ها را إحصاء نمود. هدفگذاری در چشم اندازها همیشه متناسب و درست بوده اند ! اما ناپایداری در سیاست های جاری و اثرگذاری حاشیه های سنگین بر متن احکام مندرج در قوانین و چشم اندازها، سبب چنین شکست ها در دستیابی به هدفگذاری ها شده است.

در این روزها که جنگلانه در یک پویش اجتماعی سابقه سه ساله پیدا کرده است، بیش از همراهی فراگیر، تقابل فراگیر چشم نواز است. یعنی حکومتی کردن بیشتر از حکمرانی در نظام اداری کنونی برجسته است. اما ماهیت نظام اداری برای اجرای طرح ها و پروژه ها، حکمرانی و اجتماع محور است.

در مورد جنگلانه به گونه ای دیگر باید گفت :

برای فعالیت احیا و توسعه جنگل به میرانی که عوامل تولید به کار گرفته می شود، باید به افزایش بهره وری توجه داشت و الگوی کشت را رعایت نمود. با این توصیف زمین انتخاب شده برای جنگلانه یا زون جنگلی است یا اکوتون یا زون مرتعی است، یا اراضی محاط در بافت شهری و حریم شهر و یا روستا و حریم روستاست. علاوه بر انتخاب زمین باید در انتخاب گونه تخصصی و بر مبنای مطالعه عمل نمود و علاوه بر این دو مؤلفه مهم پیش گفته باید، سرمایه به کار رفته را محاسبه کرد و ضمن آن، انتظار بر گشت سرمایه را مدنظر قرار داد و از این رو باید از هزینه تمام شدهِ و البته مقرون به صرفه، در حفاظت و نگهداری برنامه محور عمل کرد، تا بتوان از طریق کارایی و اثربخشی، عملکرد جنگلانه در احیا و توسعه را به عنوان دارایی قابل تملک نسل بعدی محسوب نمود.

نشستن در پشت خانه بی خبری و انتقاد نمودن به این حرکت به معنای تقابل با پویش اجتماعی است و من البته با نگاه نظام جامع مدیریت عملکرد، اعتقاد دارم که متخصصین باید آستین همت بالا زنند و طرح تهیه کنند و با فراخوان جنگلانه همراه شوند و کم و کاستی های آن را اصلاح کنند.

تقابل دولتی ها به هر شکل و صورتی با اجتماع محور شدن فعالیت های جاری کشور - اجرای الگوی کشت – افزایش بهره وری، حتی امید به همراهی متخصصین با پویش های اجتماعی را مضمحل می کند و امیدها را بر باد می دهد.

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 32 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم