نامه ای به آنها که گفتند نظارت بر اجرای طرح جنگلداری ضعیف است !

می گفتند نظارت نیست و مجری طرح هر کاری می کند. اکنون با وصف وجود مدت قرارداد شرایط ایجاد کرده اند تا برای بهره برداری درختان شکسته افتاده پیمانکار موقت بگیرند ! 

 

 

نامه ای به آنها که گفتند نظارت بر اجرای طرح جنگلداری ضعیف است !

 

می گفتند نظارت نیست و مجری طرح هر کاری می کند. اکنون با وصف وجود مدت قرارداد شرایط ایجاد کرده اند تا برای بهره برداری درختان شکسته افتاده پیمانکار موقت بگیرند ! شأن مجریان طرح اجل بر این عبارت سخیف است اما برای روشن شدن بحث ناچاراً باید گفت و نوشت ! آفتابه لگن صد دست، شام و نهار هیچی !

در اجرای ایده تنفس کارهای عجیبی انجام شد. از خلق پدیده که حرف های زیرخاکی می زد و می گفت سی سال اشتباه کرد و دیگر نباید اشتباه کند. اما همینکه می گفت حرف فقط حرف اوست، مجدداً دچار اشتباه شده بود، چون قانون و عرف همه نوع کارهای اجرایی جنگل را هیاتی و اکیپی دیده و مقرر کرده است ! 

یکی از ضعف های نظارتی در کار جنگل که باید در دوره گذار جبران مافات می شد، همین نکته در خود توجه را داشت، که با وصف تعیین هیات توسط اداره کل، ناشی از یک کپ عارض شده بر ساختار اداری ! شیرازه کار هیاتی جنگل در دهه هفتاد پاره شد.

در گذشته سرجنگلبان و جنگلدار داشتیم که کاری با بخشدار و فرماندار شهرستان نداشتند ! پس از ادغام با جهاد سازندگی بتدریج مثلا در عنوان به رئیس اداره منابع طبیعی شهرستان ارتقا پیدا کردیم و با این عنوان بلند، رئیس را مدام درگیر جلسات شهرستانی کردیم !

در گذشته جنگلدار و سرجنگلبان در نشانه گذاری درختان طرح جنگلداری حضور فنی فیزیکی داشتند ! اما پس از ادغام و کسب این رتبه، رؤسای إدارات چه جنگلبان و چه جهادی ! یا در عنوان رشته تحصیلی غیر مرتبط بودند و یا در کار اجرایی جنگل تجربه ای نداشتند ! لاجرم مدیریت جنگل به حضور تشریفاتی تن داد ! به سبب اینکه نمی خواهم در معرض طوفان عملکرد جنگلداری را خرمن کنم از من نپرسید چرا تشریفاتی !

در هر حال انتصابات نیز با یک تغییر مسیر ملموس و محسوس از تبعیت سیاست جنگل خارج شد و تابع سیاست عمومی جامعه یعنی در هماهنگی با نماینده شهرستان، هماهنگ با فرماندار و دیگر حلقه مؤثر فعالان اجتماعی در شهرستان شد.

باید از شعر محتسب و مست بانوی شاعر ایرانی پروین اعتصامی نیز از باب تمثیلات استمساک جست! 

محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفت

مست گفت ای دوست، این پیراهن است، افسار نیست

گفت: مستی، زان سبب افتان و خیزان میروی

گفت: جرم راه رفتن نیست، ره هموار نیست

گفت: می باید تو را تا خانهٔ قاضی برم

گفت: رو صبح آی، قاضی نیمه‌شب بیدار نیست

گفت: نزدیک است والی را سرای، آنجا شویم

گفت: والی از کجا در خانهٔ خمار نیست

گفت: تا داروغه را گوئیم، در مسجد بخواب

گفت: مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست

گفت: دیناری بده پنهان و خود را وارهان

گفت: کار شرع، کار درهم و دینار نیست

گفت: از بهر غرامت، جامه‌ات بیرون کنم

گفت: پوسیدست، جز نقشی ز پود و تار نیست

گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه

گفت: در سر عقل باید، بی کلاهی عار نیست

گفت: می بسیار خوردی، زان چنین بیخود شدی

گفت: ای بیهوده‌گو، حرف کم و بسیار نیست

گفت: باید حد زند هشیار مردم، مست را

گفت: هشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست

گفتند که مست گیرند، نه آنچه هست گیرند ! چه شد که نظارت یادگاری و باقیمانده را نیز از بین برده اند !

در هر حال با قانون نادرست تنفس به نادرستی در اجرای تنفس جنگل رسیده اند !

آگهی مناقصه انجام کار توسط کارفرما جهت بهره برداری درختان شکسته افتاده، با وصف اینکه طرح جنگلداری از مجری طرح خلع ید نشده است، چه موضوعیتی دارد، اینگونه اقدامات در قوطی عطار هم نیست و این سیره و روش اجرایی واقعاً عتیقه است ! یه جورایی باید همه کمک کنند تا به موقع در گینس ثبت شود.

نتیجه این تصمیمات در هنگام بروز تخلف نیز جالب می شود. از چوبیکه پیمانکار تهیه می کند، تا چوبی که باید مجری طرح بخرد و از اقدامات ایذایی که ممکن مجری طرح نخرد و یا حتی اجازه ندهد کسی دیگری، حتی با ثمن بخس این تولیدات را بخرد ! من از دوره خدمت بازرسی خاطره ها دارم !

اگر در طرح تخلفی صورت گیرد و مجری طرح بگوید پیمانکار تخلف کرده است، فرایند بررسی تخلف غیر مشهود را چه کسی نوشته است. یا اگر عوامل مجری چوب را بدزدند و یا پیمانکار بدزدد و بگوید مجری دزدیده است !

نظارت را ارتقا می دهند نه اینکه به سمت افول بکشانند !‌ اکنون که این نامه را می خوانید ! یادتان بیاد و در ذهنتان مرور کنید که گفته بودم فروپاشی نظام نظارتی خواهید داشت !

سه ماه اول سال اعتبار نخواهد آمد و بعد آگهی مناقصه خواهید داشت و پس  از شش ماه با انتخاب پیمانکار در روزهای برفی و یخی چه کسی باید در جنگل کار کند ! سال مالی تمام می شود و قرارداد یکساله باید دو ساله شود و تخلفات مالی بر تخلفات اجرایی در کار جنگل، بر روی دوش مدیرکل استان سنگینی کند !

شاید در این گیر و دار کسی با صدای بلند بگوید ! خرمان از کره گی دم نداشت، تا شاید یکی بشنود و قضیه فیصله پیدا کند ! که در جنگل های شمال کشور، حتی هیچ درختی هم نمی افتد !