جدی باش ! دیگر نمی توان زندگی کرد !

دوران استفاده از تعارفات آن اصطلاح ''داری زندگی می کنی'' که برآیندش رفاه و آسایش از نوع ''جدی نبودن'' یا ''بی قید بودن'' بود، گذشت !

 

 

جدی باش ! دیگر نمی توان زندگی کرد !

دوران استفاده از تعارفات آن اصطلاح ''داری زندگی می کنی'' که برآیندش رفاه و آسایش از نوع ''جدی نبودن'' یا ''بی قید بودن'' بود، گذشت ! دوران مواجهه با شدائد ناپایداری های طبیعت است و انسان باید با تدبیر زندگی کند و تنها روش نجات بخش زندگی استفاده از دانش برای ادامه حیات است.

بخشی از تهدیدات زیستی در طبیعت که رخ می دهد طبیعی است. اگر اکوسیستمی فکر کنیم، ما انسان ها جزء مهم این اکوسیستم هستیم. بنابراین ملاحظه به این رخدادهای طبیعت نیز باید برایمان طبیعی باشد، زیرا قبلاً به طور طبیعی این رخدادها را دیده ایم و به همین جهت نباید نسبت به همه رخدادها بر آشفته شویم.

استفاده از تجربه یعنی نگاه کردن به گذشته و درس گرفتن برای انتخاب راه آینده، این ملاحظه را به انسان می دهد که با تأمل بررسی و با تحمل و بردباری برای انتخاب راه آینده جدی باشد و اساسا '' جدی نبودن'' در سیره و روش زندگی ایرانی متضاد اصطلاح ''داری زندگی می کنی'' می شود.

انسان در طول عمر کوتاه خود هر آنچه را که دیده باشد، در ذهن و خاطرش به تصویر می کشد و برای تعیین شایستگی استفاده از برخی مشاهدات، آن را با برخی اطلاعات تولید شده علمی منطبق می کند و در رد یا قبول شایستگی آن به تصمیم می رسد. دانش بومی من در مورد پس رفت و پیشرفت آب در ساحل با استفاده از نمودار اختلاف ارتفاع سطح آب دریای هیرکانی دو بندر آستاراخان و انزلی شکل گرفته است. من در سنین نو جوانی در ساحل هیرکانی در زمین  فوتبال استاندارد بازی کردم و با جمعیت کثیری کشتی محلی تماشا و کشتی گرفتم و دیده بانی نا جی غریق با فاصله حدود ۱۰۰ متری از پلاژ تا محدوده شنا ۲۰۰ متر فاصله داشت و پیشرفت آب در ساحل را دیدم که پلاژ را نیز در خود غرق کرد و اکنون در محدوده سنی شصت سالگی با وضعیت پس رفت ساحل مواجهم ! این استنباط و برداشت از پس رفت و پیش رفت طبیعی ساحل مرا هراسان نمی کند.

آب عنصر حیات بخش و عامل توسعه و رفاه در اقلیم خشک تا نیمه خشک ایران. دارای یک دانش بومی منحصر به فرد بود و مردمی که در زندگی کردن جدی بوده اند،با میراث آفتخار آمیز این کشور یعنی قنات ادامه حیات  پایدار را برای خود نوشتند.

دانشی که از حفاری افقی را به حفاری عمودی سوق یافت، دانش توام با تدبیر نبود، دانش بازاری و سوداگری بود، دانشی با برد اجرایی همان اصطلاح ''داری زندگی می کنی'' بود ! دانشی وارداتی و غیر بومی بود.

دانش کمپلکسی از تجارب حاصله نسل بشری است، نگاه به گذشته برای انتخاب چراغی برای راه آینده، ایجاب می کند که نسبت به رخداد اُفت سطح آب در ذخایر زیر زمینی دشت های ایران بر آشفته شویم. جدی باشیم دیگر نمی توان در آن دشت ها زندگی کرد !

چرا به مشاهدات مضبوط در ذهن و خاطر خود توجه نکنیم که در طول سفرهای گذشته دور خود مناطق شرقی و یا مرکزی کشور، با روستاها و آبادی های متعدد مواجه بودیم و اکنون مسرهایی متروکه و خاموشی شبانه در آن  آبادی ها، آنچه که فعلا نداریم آب و عامل آبادی است و آنچه که از دست دادیم دانش بومی بود و آنچه که به کار نگرفتیم تدبیر و چگونه زندگی کردن و جدی نبودن بود.

گفته می شود ذخایر منابع آب تجدید پذیر کشور در دهه ۳۰ در حدود ۱۳۷ میلیارد متر‌مکعب بوده و اکنون در نیمه دهه ۹۰ به حدود ۱۱۴ میلیارد متر‌مکعب تنزل یافته است.

اما نکته ایکه همه باید به آن توجه کنند این است که مساحت اراضی کشور در طول این سال ها افزایش نیافته است، افزایش مساحت اراضی مشهود هر فرد از جامعه در مناطق کوهپایه باید با کاهش مساحت اراضی اراضی در محدوده و حریم شهرهای کشور مقایسه شود. نکته تأسف آور این است که ما اراضی آبی دارای خاک های مرغوب را با توسعه شهری از دست دادیم و حقابه زراعی را از طریق سد سازی به حقابه مصارف عمومی تبدیل کردیم و برای اراضی و باغ های ایجاد شده فاقد آب و دیم ، حقابه طبیعت را به حقابه کشاورزی تبدیل کردیم و روند تجدید پذیری منابع آب را مختل کرده ایم !

توجه کنیم یک خانوار در یک باغ شهر دارد زندگی می کند، فقر جامعه را نباید با فقر فرهنگی جمع نمود و در مدیریت منابع نقش داد و تصمیم گرفت، حل چنین بحرانی، بحران آفرینی است.

نظام بهره برداری را باید با افزایش بهره وری مواجه نمود، منابع محدود است و توان تجدید پذیر امکان پذیر است و افزایش توان تجدید پذیری نیز دور از ذهن نیست اما در هر حال جدی بودن در تعیین روش و استفاده از دانش بومی همه رمزهای رفع تهدید زیستی و دستیابی به آسایش و رفاه پایدار خواهد بود.