آمار بازدیدکنندگان سایت

00628298
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
3644
4114
26406
81998
102859
628298

آی‌پی شما: 54.225.26.154
امروز: ساعت

فهم اقتصاد درون زا در مدیریت مناطق چهارگانه !

توسعه تصدیگری در حوزه اختیارات قانونی توجیه دارد، نه در حوزه تکلیفات قانونی ! چرا این واقعیت را نپذیریم ! که نمی شود دولا دولا شتر سواری کرد !

 

فهم اقتصاد درون زا در مدیریت مناطق چهارگانه !

توسعه تصدیگری در حوزه اختیارات قانونی توجیه دارد، نه در حوزه تکلیفات قانونی ! چرا این واقعیت را نپذیریم ! که نمی شود دولا دولا شتر سواری کرد ! 

باید واقع بین باشیم ! لازمه برونسپاری تصدیگری در اختیار قرار دادن بخشی از اختیارات به شخص ثالث است.

قانونگذار برای قائم مقام قانونی در حفظ عرصه و اعیان منابع مناطق چهارگانه فقط تکلیف قانونی منظور کرده است، با این وصف قائم مقام در مناطق چهارگانه چگونه و چه چیزی را در اختیار شخص ثالث قرار می دهد، تا برونسپاری تصدیگری انجام شود.   

باید برونسپاری تصدیگری در مناطق چهارگانه را متمایز کنیم، اگر به چنین تمایز و تقریقی تن ندهیم، گرفتار همان رفتار شرح موسع در اختیارات خواهیم شد.

با درک شرایط کشور در ناکامی به هم راستایی در مأموریت و رسالت و اهداف کلی و راهبردی و سیاست اجرایی دستگاه های مرتبط با توسعه صنعت گردشگری کشور، محضر همه عزیزان عارض به این نکته هستم، برای دستیابی به هدفگذاری ها تلاش کنند، تا برای ایجاد اجماع نظر قانون زبان مشترک قرار داده شود.

در مطلب گفتمان سازی برای جلب سرمایه گذاری در بخش صنعت توریسم ! به همین جنبه ها از ضرورت و الزام توجه کردم و نظرم در خارج از مناطق چهارگانه بهره برداری در حد توان اکولوژیک است و توسعه مدیریت را بر مباحث مطرح در جنبه تملیکی منابع ترجیح می دهم.

لهذا ضروری می دانم همه به این نکته توجه کنیم ! مادامیکه فهم اقتصاد درونزا در مدیریت مناطق چهارگانه و سایر منابع طبیعی به وجود نیاد. مدیریت حفظ و نگهداری فنی و تخصصی ارتقاء نمی یابد !!!

آنچه که از وظایف تصدیگری در مناطق چهارگانه و برونسپاری آن باید به خاطر بسپاریم، من حیث المجموع ایفای وظایف موجود است، نه ایجاد وظایف جدید !!!  با ایجاد وظایف جدید در مناطق چهارگانه، مدیریت این مناطق با دیگر منابع جنگلی و مرتعی همجوار هیچ تفاوت و تمایزی نخواهند داشت !!!

به خاطر بسپاریم ! چالش دانش جنگلبانی ناشی از اثرات ملی کردن منابع جنگلی و مرتعی ۴۰ ساله شده است و مطالبات جامعه که توسط سمن ها دسته بندی می شوند، نمایانگر آن است که تهدیدات زیستی اگر ناشی از خلاء فعالیت حرفه ای جنگلبانی و یا استمرار آن رخ داده است، در این مقاطع زمانی آن چالش در شیب فروکش کردن قرار گرفته است.

از این رو احیای فرهنگ جنگلبانی که در خود تعامل سازنده با جوامع محلی ذینفع دارد و پایه گذار بهره برداری با اهداف متنوع بوده و در عملکرد اجرایی خود، اقتصاد درونزا را با تهیه تراز مالی طرح جنگلداری و واگذاری مدیریت اجرای طرح به بخش غیر دولتی « برونسپاری وظیفه تصدیگری » را تجربه کرده است، در راستای بهینه سازی مدیریت منابع خارج از مناطق چهارگانه ضرورت جدی دارد. 

به خاطر بسپاریم ! در مناطق چهارگانه همه امور حاکمیتی هستند و هیچ امری به عنوان تصدی تعریف نشده است. لذا در چارچوب انجام امور حاکمیتی باید به تهیه طرح برای هر یک از مناطق چهارگانه ، امکان بهره برداری از تولیدات اقدام نمود. در این صورت استقرار و پیاده سازی اقتصاد درونزا و تنوع بهره برداری نیز، نافی انجام امور حاکمیتی نیست !

به خاطر بسپاریم ! تفکر جنگلبانی کلاً فراموش شده است، حتی دانشجویان فارغ شده از تحصیل در همان دانشگاه ها نیز نتوانستند، تفکر جنگلبانی را احیا و مدیریت جنگل را بر اساس سیاست جنگل ادامه دهند.

آوارهای دیوار دست به شدن از تشکیلات جنگلبانی، ناشی از ملی کردن و تغییر نظام مالکیت و ساماندهی بهره بردار و تغییر نظام بهره برداری، در منابع جنگلی و مرتعی هنوز باقیمانده است و سنگینی بار فقر منابع بر روی سر مردمی فقیر و یا غیر برخوردارِ دارای حق عرفی و ارتفاق سنگینی می کند.

گاهی شرایط مدیریت به قدری پیچیده می شود که حقوق صاحب حق نادیده گرفته شده و به این قشر محروم به جای روی خوش ترویج یعنی ابراز محبت، روی خشم و شماتت نشان داده می شود. آنها مشارکتی واضحی دارند و مدیریت باید مشارکت جویی کامل و جامع را تهیه و به اجرا بگذارد.

به خاطر بسپاریم ! دستگاه های مختلفی در کشور عهده دار امور اجرایی کشور و تولیدکننده خدمت برای مردم هستند، به غیر از سازمان اوقاف در اراضی وقفی، دیگر دستگاه ها مالک ملک طلق نیستند و اراضی ملی یا دولتی را در اختیار دارند، لهذا در اظهار نظرها برای حفظ حقوق ملی به گونه ای نظرمان را بیان نکنیم که منافع ملی مخدوش شود و به منافع دستگاه ثالث یا جریان یا شخص حقیقی رجحان ندهیم.

تعصبات جنگلبانی برای نگهداری منابع جنگلی گفته و نوشته و اجرا شده است، تعصبات جنگبانی سیاست جنگل محسوب می شوند و ناقض و ناسخ بهره برداری موجود و تقاضای بهره برداری جدید نیستند، سیاست جنگل بهره برداری را در حد استمرار تولید تعریف کرده است !!!

به خاطر بسپاریم !  حدود کمتر از ۴۰ درصد از کارکنان سازمان جنگل ها رسمی و سایر نیروها پیمانی و قراردادی و قرارداد مشخص هستند، با این حال چگونه می توانند در یک شهرستان، با جنگلدار و معاون قراردادی، یگان و مسئول حفاظت – حقوقی – عامل ذیحساب و مسئول مالی – پیمانی و قرارداد مشخص، تکلیف حاکمیتی را انجام دهند. احتمالا ماده ۴۵ قانون مدیریت خدمات کشوری را یکبار نخوانده اند !

شرایط مدیریت منابع جنگلی و مرتعی کشور پیچیده تر از آن است که در رابطه با توسعه تصدیگری و برونسپاری که به معنی عبور از خط قرمزهای معدود و محدود در مناطق چهارگانه تلقی می شود بحث شود.

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

پر بحث ترين عناوين

كاربران آنلاين

ما 93 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم