آمار بازدیدکنندگان سایت

00414502
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
1056
2878
18597
59898
89429
414502

آی‌پی شما: 54.162.132.134
امروز: ساعت

آتش فقر بر جنگل های کشور – ۵

آتش فقر است که مشت بر سندان را به مدیریت محیط زیست کشور تجویز می کند!

 

 

آتش فقر بر جنگل های کشور – ۵

آتش فقر است که مشت بر سندان را به مدیریت محیط زیست کشور تجویز می کند!

پس از گذشت حدود ۵۰ سال از تاریخ ملی شدن جنگل ها و متعاقب آن قانون حفاظت و بهره برداری در سال ۴۶ که در هر حال به الغای مالکیت خصوصی جنگل ها منتهی شد، هیچگاه بر اساس سیاست جنگل تصور این نبود که جایگزینی نظام مالکیت و نظام بهره برداری، اگر به موازات هم به اجرا گذاشته شدند مشابه هم هستند !!!

این همه بهره بردار دارای حقوق عرفی در منابع مختلف جنگلی و مرتعی وجود داشت، بلاتشبیه صاحبان حق عرف سندان هستند، مشت بر سندان هرگز به جنگلبانان توصیه نشده بود !!!

سیاست جنگل نظام بهره برداری را بر پایه ساماندهی استوار کرده بود، هیچیک از مفاد مواد قانون مرتبط دایر به ممنوعیت مطلق مقرر نشد. متأسفانه دست به دست کردن های ساختار سازمانی سبب شد، پایه های ساماندهی بهره برداری سست شوند و اثر بخشی لازم را نداشته باشند.

اگر فرهنگ مدیریت محیط زیستی در کشور اصلاح نشود ! فرهنگ مدیریت منابع طبیعی اصلاح نمی شود !!!

کسانیکه فکر می کنند می توانند با مشت نشان دادن به ذینفعان در منابع جنگلی و مرتعی، مشکلات محیط زیستی کشور را حل کنند، دچار توهم عمیقی هستند و باید مشت بر سندان بکوبند !!!

مديريت منابع طبيعي را با تابلوهاي ايست تعریف نکنید، ذینفعان در منابع جنگلی و مرتعی در غیاب مأمورین و در حضور آنها هستند، معنا و مفهوم این بیان این است که اگر فرهنگ مدیریتی هيست « یعنی عبور با احتیاط » را به جریان بیاندازند، درجه موفقیت حداکثری را با کمترین مبالغ هزینه خواهند داشت.

اصلاح جنگل و مرتع را در طول دو دهه گذشته به بازی گرفته اند و از آسیب ها و خسارتی که توده مرده می تواند از طریق بروز آفت و امراض و خسارت ناشی از حریق غافل شده اند، اگر در منابع جنگلی و مرتعی به میزان رویش سالیانه « توان بالفعل هر عرصه از منابع جنگلی و مرتعی » برداشت نشود، توده مرده به نحو دیگری به منابع خسارت حیاتی را تحمیل می کند.

مقامات کشور کافی است مساحت سطوح خسارت دیده را در موجود حجمی ضرب کنند، آنگاه متوجه می شوند با منافع ملی کشور در منابع ملی کشور چه کرده اند.

نگهداری توده مرده آینده جنگل را به مخاطره می اندازد و نگهداری تا حدی ضرورت دارد و مازاد آن مخاطره آمیز و هزینه زا است، در حالیکه خروج توده مرده درآمدزا و تعدیل کننده است،

بی آبی و کم آبی و آلودگی زیست محیطی شهرها هیچ ارتباط فنی تخصصی با بهره برداری توده مرده در منابع جنگلی و مرتعی ندارد، حتی مناطق دارای آلودگی محیطی مانند تهران با دیوارهای بلند البرز مرکزی متنعم از نعمت منابع جنگلی و مرتعی شمال نیستند، اگر آن موقعیت از نعمت رطوبت شمال برخوردار بود، جهت های جنوبی رشته کوه های البرز از سر سبزی برخوردار بودند

اکنون مردم در تهران غرق در انواع آلودگی های محیطی هستند و منابع طبعی جنگلی و مرتعی و دریایی شمال کشور باید دست کم جور سیزده میلیون تهرانی را بکشد، نصب تابلوی ایست در ورودی جاده های کندوان و هراز و رشت و سوادکو نمی تواند مانع این مردم به شدت نیازمند به آب و هوای سالم شود و البته با تعطیلی طرح های جنگلداری هیچ تابلوی ایستی نیز مانع ورود آنها در قلب جنگل و مرتع گردد، تنها فرهنگ بهره برداری است که می تواند مدیریت را ارتقاء و حوادث را تنزل دهد.

تنها تجویز عبور با احتیاط  « هیست » می تواند به مدیریت منابع جنگلی و مرتعی کمک کند.

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

پر بحث ترين عناوين

كاربران آنلاين

ما 63 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم