آمار بازدیدکنندگان سایت

00867025
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
860
4477
5337
82400
129703
867025

آی‌پی شما: 54.162.166.214
امروز: ساعت

انتخابات و پاشنه آشیل تولیدات داخلی در بخش کشاورزی - ۱

 

مسائل مختلفی می تواند به عنوان پاشنه آشیل بخش کشاورزی معرفی شود.

 

انتخابات و پاشنه آشیل تولیدات داخلی در بخش کشاورزی - ۱

مسائل مختلفی می تواند به عنوان پاشنه آشیل بخش کشاورزی معرفی شود. اما اضمحلال همیاری - سایه سنگین حقوق مالکیت بر حقوق مدیریت اراضی– دانش بنیان نشدن فعالیت ها – خطرپذیری بالا و عدم حمایت مناسب دولت – عدم صرفه اقتصادی با قیمت تمام شده – سرمایه گذاری ناچیز دولت و...  می تواند حساس ترین نقاط ضعف این پیکره محسوب شود !

در این بخش به تناسب فضای سیاسی اجتماعی انتخابات، برای برای تنویر افکار عمومی نوشت تا در شناسایی اصلح به مردم کمک شود. بدانند در بخش کشاورزی و زیر بخش های آن چه نکاتی می تواند وجه تمایز یک کاندیدا نسبت به سایرین باشد.

در این بخش باید ابتدا از همیاری بحث را شروع کنم، که در بین این صنف نیست و علت دارد !

آنچه با رنگ باختگی نمایان شده بر روی تولیدات بخش کشاورزی سایه انداخته است، همیاری در جامعه روستایی ایران است همیاری جای خود را به خودیاری داده است و خودیاری بیش از همیاری نمایان است و به چشم می‌خورد.

همیاری تعاون است و رنگ باختگی تعاونی بر همگان آشکار است و مقررات تشکیل صنف هم نتوانسته به نحویکه باید به داد همیاری و تعاون برسد. هر یک از مراحل تولید با معایبی تحت اجرا هستند، اما در مرحله عرضه تولیدات، خودیاری روستایی را برجسته تر می کند.

خودیاری مدیریت ناشی از التهاب و ترس از شکست است و موجب رشد و تقویت فردگرایی و خود محوری تولید کننده می شود، ترس از تهدیدات طبیعی - ترس از سختی تأمین نیروی کار - ترس از رفتار بازار در تعیین قیمت و ...

پدرم در روستای ما و حتی اطراف، در زمره اولین افرادی بود که در سال زراعی ۵۲ و ۵۳ خزانه گرفتن برنج را در زیر پلاستیک شروع کرد. او کشاورز کم سواد ولی فنی[1]بود. استدلال او در استفاده از پلاستیک از ابتدا مسئله تأمین نشاگر و وجین گر بود که باید از روستاهای اطراف می آمدند، بعدها مسئله برداشت محصول قبل از حمله سن دوم کرم ساقه خوار و جمع کردن محصول در فصل خشک و قبل از باران بود.

از مراحل کاشت و داشت و برداشت باید در این بحث عبور کرد و به بازار رسانی پرداخت، رفتار بازار سبب شده است تا زارعین مخصوصا در سبزی و صیفی و میوه یک شرایط توام با خسارت جدی را، از سر حس خودیاری به خود تحمیل کنند. اگر تولید کننده با شرایط خوش شانسی[2] مواجه شود، با دامنه قیمت بالا جبران می کند و اگر خوش شانس نباشد، باید با دامنه قیمت پایین و در شرایط بد تر خسارت را تحمل کند.

بازار میوه های نوبر را می پذیرد، اما چرا باید نارس را بپذیرد و هیچ استانداردی ندارد. گپ اطلاعاتی سبب شده تا فرهنگ خودیاری در زراعت و باغداری تقویت شود.

وظیفه خودم می دانم به این نکات اشاره کنم، چون زارع نسل دوم هستم. ما یک رقم برنجی به نام دادرس داشتیم که زودتر می رسید، یعنی در شهریور ماه ! اما اکنون در مرداد ماه، درو و برداشت محصول تقریبا پایان می یابد. آبیاری اراضی زراعی پس از مشاهده رنگ گرفتگی نوک خوشه قطع می شود، تا زمین خشک شود، اما دم خوشه هنوز کاملا پر نشده و تنها  مزیت این رفتار زراعی این است که برای جمع کردن محصول می توان با تیلر محصولات را با نیروی کارگری کمتر جمع کرد و یا با کمباین چید !

صنعت نتوانسته منطبق با نیاز گیاه برنج به آب، ماشین آلات مناسبی تولید کند. ! پس رمز تحول و توسعه صنعتی شدن فقط این نیست که از ماشین استفاده کنیم. علم باید به کمک زارع بیاید و هزینه ثابت و جاری او را بنویسد و اقتصادی مدیریت کند و صندوق توسعه کشاورزی باید بیاید به او سرمایه در گردش بدهد و تحقیقات باید بیاید به او رقم استاندارد معرفی کند و... اما زارع باید بداند نباید محصول نارس برداشت کند و در خرمن کردن با انبوهی از دانه های پوچ مواجه شود. یا به دلیل پر نشدن دانه، نیم دانه از کارخانه برنجکوبی داشته باشد !

تصور کنید در یک برداشت محصول گوجه سبز نارس که در سایز فندق است تا سایز واقعی اش که باید در حد گردو باشد، چه تفاوت وزنی می توان برآورد نمود. اینکه مصرف کننده هرگز به طعم و مزه و ارزش غذایی گوجه سبز کیوی زردآلو نمی رسد مسئله مهمتری است که مصرف کنندگان با قدرت خرید دامنه بالا این تلاطم را در بازار ایجاد می کنند .

وقوف بر این مسائل می تواند به ما کمک کند که ما یکی از پاشنه آشیل های تولیدات کشاورزی را در برداشت محصول و عرضه بازار ببینیم و برای بهینه سازی مدیریت در هر نوع محصول، محوریت بحث را به سمت تولید اطلاعات سوق دهیم و تولید اطلاعات را ظرفیت درونی بدانیم.

راه مدیریت کشاورزی کشور این است که کشاورزی را باید دانش بنیان نظارت کنیم. نه با صنعتی کردن ! از نوع استفاده از ماشین آلات متفاوت ! که هزینه های ثابت کشاورزان بدون توجیه افزایش می دهد و او همیشه بدهکار بانک ها باقی می ماند. علاوه بر ان اگر با صنعتی شدن نیروی کار کمتری به کار گرفته شود، دانش کار اجرایی و یا حتی توانایی های فردی نیز تدریجاً تحلیل می رود.

یکی از اولویت های بخش کشاورزی استفاده از دانش هواشناسی است. زیرا بیشترین خسارت را از این ناحیه دارد و بنابراین باید برای مدیریت خطرات در حوزه تهدیدات طبیعی مانند سرمای زودرس و دیر رس و طوفان و سیل و... به تولید اطلاعات هواشناسی بپردازد و هزینه آن را از محل افزایش درامد تأمین کند. ایران کشوری با اقلیم متفاوت است با دامنه برودتی و حرارتی بیش از ۳۰ درجه سلسیوس و این مسئله بسیار مثبتی برای بهینه سازی مدیریت است.



[1] - خدا همه رفتگان را غریق رحمت کند، پدرم واقعاً استادکار محلی خوبی بود . او کلیه کارهای ساختمانی و ابزار و آلات کشاورزی را در حد خود مصرفی می ساخت و من از او آموختم. در دوران ابتدایی یادم هست که نصب تخته لت ساختمان به یک شغل فرعی او تبدیل شده بود و بعدها بنایی نیز شغل دومش شد. روزی من با یک ابزاری به نام بَلُو همراه او در زمین برنجکاری مرزبندی می کردم. برای اینکه با گل مرز محکمی درست کنم، گل را می آوردم بالای سرم می کوبیدم بر زمین ! ‌سر و کله ام پر گل بود، او گفت پسرم دسته بلو را نگاه کن ! در انتهای دسته بلو، این زائده اریب برای این کار پیش بینی شد ! مانند کات دادن به راکت بود ! بعد دیدم اگر با فاصله بیست سانتی متری با کات دادن گل را برای مرز بندی بگذارم، محکم تر از حالت قبلی می شود،

[2] - موفقیت بدون اتکا به اطلاعات، به معنای خوش شانسی است.

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

پر بحث ترين عناوين

كاربران آنلاين

ما 121 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم