آمار بازدیدکنندگان سایت

01980014
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
323
923
2048
23721
34729
1980014

آی‌پی شما: 54.174.43.27
امروز: ساعت

اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی و قاچاق چوب – ۲

 

گفتمان سازی مورد تأکید مقام معظم رهبری در چارچوب سیاست های اقتصاد مقاومتی به این جهت با اهمیت که ما می توانیم به جای ایجاد شکاف در بخش های مختلف به سمت همسو سازی اقدامات جاری کشور گام برداریم و فرصت هایی از ظرفیت های موجود ایجاد کنیم.

 

اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی و قاچاق چوب – ۲

 

گفتمان سازی مورد تأکید مقام معظم رهبری در چارچوب سیاست های اقتصاد مقاومتی به این جهت با اهمیت که ما می توانیم به جای ایجاد شکاف در بخش های مختلف به سمت همسو سازی اقدامات جاری کشور گام برداریم و فرصت هایی از ظرفیت های موجود ایجاد کنیم.

اگر با وجود مشکلاتی چون ریز گردها نیاز به اقدامات احیایی در عرصه های منابع طبیعی داریم. ضرورت دارد برنامه ریزی بلند مدت دارای تجربه اجرایی خود را به کار بگیریم و به لحاظ اینکه حداقل تا سه دهه آتی منابع مالی اعتباری مناسبی نداریم، همسو شدن با مأموریت وزارت اقتصاد دارایی در جمع کردن نقدینگی کشور و سوق دادن آنها به سمت تولید برایمان مزیت دارد.[1] باید با رعایت خطوط قرمز ایجاد جنگل، در مناطق مستعد جنگلکاری را بدون ایجاد حقابه ترجیحاَ با انتخاب گونه هاییکه دارای محصولات فرعی بازاری هستند، در قالب ماده ۳ به جریان بیاندازیم. اگر هریک از بخش ها بتوانند در راستای مأموریت های ذاتی ساختار تشکیلاتی خود ظرفیت های درونزا را معرفی و اقدامات همسویی انجام دهند، در مقاوم سازی اقتصاد ملی ایفای نقش کرده اند.   

می گویند ایجاد شغل جزء وظایف ما نیست، خوب جزء وظایف وزارت کار هم نیست و شاید هیچ دستگاهی مسئولیت مستقیمی برای ایجاد شغل ندارد، اما سازمان جنگل ها مراتع و آبخیزداری نیز این حق را ندارد که اسناد اراضی ملی را در جیبش نگهدارد و در مصداق نه خود خورم و نه کس دهم عمل کند ! فقر جامعه سبب افزایش سطح اتکا به طبیعیت می شود و فقر طبیعت در پی خواهد داشت.

اگر به تحرک اقتصادی باور داشته باشیم، حتی با ایجاد فرصت های شغلی فصلی و غیر دایم می توانیم دامنه فقر جامعه و فقر طبیعت را کنترل کنیم. اگر در جنگل های تاغ عملیات پرورشی به موقع انجام می گردید، خشکیدگی درختان تاغ اتفاق نمی افتاد و اگر درختان خشکیده تاغ به موقع بهره برداری می شدند، چشم طمع و سوداگر به دنبال تبدیل این درختان خشکیده نمی افتاد، تعلل و قصور در رابطه با جنگل های دست کاشت تاغ قطعی است، ولی بهره برداری غیر مجاز و تبدیل و حمل ذغال از جنگل های زاکرس، عمدتاَ ناشی از فقر است.

شناخت محدود انسان و محدودیت ها سبب ساز این اقدامات می گردد. مردم در جنگل های زاکرس به موجب قانون حفاظت و بهره برداری با ممنوعیت بهره برداری مواجه هستند و دولت در زمینه بهره برداری هیچ دستور مشخصی ندارد و  هیچیک از جنگل ها حتی برای بهره بردای محلی ساماندهی نشدند و مردم سال های بعد ملی شدن جنگل ها را کلا با موانع قانونی پشت سر گذاشتند و هر روز رنگ اجرای قانون بی رنگ تر شد.

حتی ظرفیت های تولید ذغال از درختان خشکیده بلوط، دارای یک مقررات منسجم و دارای سیستم نیست. هر روز اخبار قاچاق ذغال در خارج از شمال و قاچاق چوب از جنگل های شمال پر تعداد تر گزارش می شود، اینک پدیده های آفات و امراض نیز مزید بر علت خشکیدگی، شاید آتش بیار معرکه ذغالگیری در سال های آتی شوند.

توسعه مدیریت جنگل به ما می گوید، اگر بهره برداری از جنگل های زاکرس را به دلیل ضعف اکولوژیکی تجویز نمی کنیم، باید از دل جنگل های خود اطلاعاتی داشته باشیم که به دلیل همین ضعف اکولوژیکی تعدادی از درختان شاخه های خشکیده دارنر و در هر هکتار می توان نیم استر در هر سال هیزم جمع آوری کرد. اگر در ۶ میلیون هکتار در هرسال می توان ۳ میلیون استر هیزم «معادل ۳۰۰۰۰ تن ذغال» جمع آوری کرد، بنابراین اگر به موجب دیگر برنامه های دولت جایگزینی سوخت هیزمی انجام شده باشد و این میزان سرشاخه های خشکیده محل مصرف نداشته باشند ، خود منبع خطر تشدید حریق اتفاقی خواهند شد. چرا یک امر ممکن را به سمت یک فعلی نا ممکن سوق دهیم و بنویسیم مطلقاً ممنوع !



[1]  - گفتم شما هر چه علم دارید و هر چه درس خوانده‌اید، امروز آن را به کار بیندازید برای اینکه این نقدینگی عظیمِ سنگین را هدایت کنید به سمت تولید، یعنی همه‌ هنرتان این باشد؛ این کار اگر انجام بگیرد -که به نظر من کاری است ممکن؛ یعنی برای آقایانی که در رأس کار هستند، کاری است ممکن- مهم است



نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 26 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم