آفت شب پره شمشاد

 

چون ما قادر به انجام اقدام واکنش سریع نیستیم، نه دلمان می آید شمشاد را طی یک عملیات بهداشتی دقیق قطع و عرصه را پاک کنیم و نه دستمان به سوی سمپاشی محدود و کنترل شده می رود و نه قادر به انجام یک عملیات مستمر مکانیکی و بیولوژیکی هستیم. لهذا در عین تشویش و نگرانی

 

 

 

آفت شب پره شمشاد


چون ما قادر به انجام اقدام واکنش سریع نیستیم، نه دلمان می آید شمشاد را طی یک عملیات بهداشتی دقیق قطع و عرصه را پاک کنیم و نه دستمان به سوی سمپاشی محدود و کنترل شده می رود و نه قادر به انجام یک عملیات مستمر مکانیکی و بیولوژیکی هستیم. لهذا در عین تشویش و نگرانی باید برای بقای این گونه ذخیره گاهی به عملکرد طبیعت چشم بدوزیم.

شمشاد جنگلی با نام علمی  Buxus sempervirens نام یک گونه از جنس شمشاد است. این درختچه همیشه‌سبز در ۱۷۵۳ (میلادی) توسط کارل لینه توصیف علمی شد. زیرگونه‌ای از این گیاه با نام علمی Buxus hyrcana  در جنگل های جلگه ای شمال ایران و شرق قفقاز می‌روید. رویشگاه  این گونه در برخی از حوزه های آبخیز از جلگه تا میان بند گسترش یافته است. این گونه به سبب تبدیل اراضی جلگه ای شمال به اراضی زراعی در فهرست گونه‌های گیاهی در خطر انقراض قرار دارد.

در سال های اخیر تحت تأثیر بیماری بلایت شمشاد از سال 1390 بتدریج سطحی معادل 20000 هکتار از رویشگاه شمشاد دچار خشکیدگی شد و در سال 1395 از آفت شب پره خسارت دید. آفت شب پره شمشاد  گونه‌ای پروانه با نام علمی Cydalima perspectalis    به طور طبیعی در شرق آسیا زندگی می‌کند و نخستین بار در سال ۱۳۸۵ در آلمان و سپس در چند کشور اروپایی طغیان کرد و از نیمه دوم خرداد سال 1395  برای اولین بار در جنگل خصوصی حدود 110 هکتاری شرکت توسعه و عمران نمک آبرود گزارش شد. در اثر بی توجهی این شرکت دامنه انتشار آن به سمت باغات و جنگل های طبیعی اطراف گسترش یافت و برابر آخرین گزارش سطحی معادل 3500 هکتار از رویشگاه این گونه تحت تأثیر حمله این افت قرار گرفته است.

اینکه به طور مشخص دامنه انتشار از غرب به شرق باشد و یا اینکه طغیان این آفت باید به بحث گذاشته شود ، از جمله موارد قابل بررسی است. زیرا در خرداد ماه در جنگل های شهرستان چالوس  و در تیر ماه در جنگل های آستارا گزارش حمله این آفت ارسال شده است. در شهرستان چالوس معاون امور جنگل مستقر و قائم مقامی دفتر حفاظت در این بخش از ستاد سازمان فعالیت دارد. بنابراین امر پایش دارای رفت و برگشت های سریع تر است. از این رو استفاده از کلمه اولین بار نیز باید در حاله ابهام قرار گیرد و دامنه انتشار با دقت بیشتری بررسی شود.

باید اضافه شود سازمان برای بررسی بیماری شمشاد و خشکیدگی بلوط به منظور تهیه و اجراي یک پروژه اضطراري در زمينه مقابله با خشكيدگي بلوط و شمشاد- بر اساس تفاهم‌نامه‌، یک هي‍ئت كارشناسی فائو با تخصص هاي مختلف ، مرکب از؛ آقاي خوزه گنزالس مولينا، مشاور بين‌المللي سيلويكالچر- آقاي دن اولف آلترل مشاور بين‌المللي پايش و ارزيابي - آقاي عبدالحميد آدم حميد احمد، كارشناس ارشد جنگلداري- خانم ساتياپالا شيروما كوموديني، كارشناس ارشد حفاظت و بهداشت از جنگل های  کشور بازدید نمودند و متعاقباً مقرر شد نتايج آن با تدوين يك پروژه بزرگ مقياس در قالبutf انجام شود.

این پروژه  همکاری‌های فنی با فائو تحت عنوان تقویت سازگاری جنگل‌های زاگرس در مقابل خشکیدگی بلوط و جنگل‌های خزر در مقابل بلایت شمشاد برای تقویت ظرفیت سازمان تحت اجراست و آقای دکتر بدری پور مدیر اجرایی این پروژه هستند. ایشان بر اساس پیگیری های مدیر پروژه اضطراری و تماس با خانم دکتر شیروما ، آفت مزبور در جمهوری گرجستان در آبخازیا حاد گزارش شده است و ایشان فایل پیوست حاوی اطلاعات مربوط به این آفت را ارسال کرده اند. 

اینکه ما نتوانیم به دلایل مختلف یک تصمیم قاطع را سریعا به اجرا بگذاریم و در چارچوب علمی و تخصصی به یک هدف مشترک دست پیدا کنیم، دقیقا با کشوری مانند آلمان باید متفاوت باشیم. کشور آلمان جنگل طبیعی شمشاد پیوسته ندارد. ضمن آنکه این کشورها پایش دقیق و مستمر دارند و مانند ما درگیر یک خطر نمی شوند.

کارگروه تخصصی کشور ما حداکثر به محلول پاشی با بی تی و دیمیلین تن داد که هیچگونه آلودگی و مخاطرات زیست محیطی نداشته باشد. اما همیشه در چنین شرایطی استفاده از سموم شیمیایی مناسب و کم خطر برای محیط زیست جهت کنترل آفات و بیماری های وارداتی مرسوم است. برابر گزارشات واصله در آلمان و سایر کشورهای اروپایی و آسیایی هم از سایپرمترین استفاده کرده اند.

با تشکر از جناب آقای دکتر حسین رجائی، حشره‌شناس موزه تاریخ طبیعی اشتوتگارت آلمان با مطلبی که با عنوان رویکرد متفاوت آلمان و ایران برای نجات شمشادها در روزنامه همشهری در فضای مجازی آمده است، باید اذعان نمود که آثار حمله این آفت علاوه بر خوردن برگ‌های درخت شمشاد، به پوست این درخت نیز تسری پیدا کرده است. ممکن است در کشور آلمان فقط از برگ تغذیه کند و به ساقه و تنه صدمه نزند، چنین خسارتی به مرگ خاموش منتهی نمی شود، بلکه به میزان رویش سالیانه صدمه می زند. این آفت از برگ گونه های دیگری چون کوله خاس و خاس و پرتقال و نارنج  نیز تغذیه کرده است.


در هر حال خواستگاه اصلی این آفت در شرق آسیا و در کشورهایی نظیر چین، کره و ژاپن است. اگر انتشار را بپذیریم، ضعف قرنطینه ای در واردات انواع کالا  از جمله واردات چوب، خسارت جبران ناپذیری را به کشور تحمیل کرده است و اگر طغیان این آفت را بپذیریم، دخالت و دست اندازی های انسانی و تغییرات محیطی کنترل نشده ای در ایجاد این بحران مؤثر بوده است. در هر حال تأثیر خسارت ناشی از حمله آفات یا طغیان آفات و یا حمله انواع بیماری ها، این پیام قاطع را با خود دارد، که باید بر روی تولید داخلی متمرکز شد. تبعات واردات چوب برای حفظ و صیانت از جنگل های کشور بسیار مخرب تر است.