صنایع کوچک و خدمات مختلف جنگل

روز صنایع کوچک را گرامی داشته و برنامه ریزی برای توسعه صنایع کوچک را باید در چارچوب مسئله اصلی کشور یعنی مسئله اقتصادی جدی گرفت. طبعاً بستر توسعه صنایع کوچک روستا های کشورند و اگر مطالعات آمایش سرزمین به سرانجامی می رسید و مدیریت کلان کشور بر این اساس ساماندهی می شد، برای توسعه


 

صنایع کوچک و خدمات مختلف جنگل


روز صنایع کوچک را گرامی داشته و برنامه ریزی برای توسعه صنایع کوچک را باید در چارچوب مسئله اصلی کشور یعنی مسئله اقتصادی جدی گرفت. طبعاً بستر توسعه صنایع کوچک روستا های کشورند و اگر مطالعات آمایش سرزمین به سرانجامی می رسید و مدیریت کلان کشور بر این اساس ساماندهی می شد، برای توسعه روستایی مداخله موازی هم بوجود نمی آمد، نمی از آشفتگی مدیریت کلان صرف نظر نمود، قطعاً باید به برای یک هدف مقدس با باور علمی اجرایی برنامه ریزی کرد و مدیریت یکپارچه را از فضای ذهنی و مباحث نظری به اقدام و عمل رساند.

به عنوان یک کارشناس در مباحث عرصه و اعیان منابع طبیعی توقع دارم ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی آستین همت خود را برای زایش اراده مدیریت یکپارچه بالا بزند. خواهشم این است که این عبارات را سخیف تلقی نکنند. باید تجسمی از زایده فکر به عمل در بین همه تصمیم سازان و تصمیم گیران بوجود آید.

اگر بر حسب مدیریت یکپارچه عمل کنیم، در جنگل و مرتع از تک محصولی به سمت چند محصولی گام برداشتیم و منابع طبیعی و منابع انسانی در خدمت تولید داخلی قرار خواهند گرفت و از عوامل تولید بهره برداری مناسب تری خواهیم داشت و ضریب چسبندگی معیشت جوامع محلی در بهره برداری های  مستقیم کاهش داده می شود و به بهره برداری غیر مستقیم اهمیت و سهم بیشتری داده می شود.

در چنین شرایطی مدیریت منابع طبیعی بهانه حفاظت و صیانت از منابع جنگلی و مرتعی ندارد و همه با درک اهمیت حفظ منابع طبیعی فعالیت های مختلف را انجام می دهند و مدیریت منابع طبیعی از بازی کردن با اسناد مالکیت در جیب خودش فاصله می گیرد و ظرفیت های موجود در منابع طبیعی می تواند به فرصت تبدیل شود و مدیریت منابع طبیعی می تواند فارغ از انواع دغدغه های ناشی از دست اندازی در طبیعت  به توسعه مدیریت بپردازد.

ظرفیت­ های موجود در منابع طبیعی بسیار متنوع هستند. برخی کارکردها بازاری هستند و برخی کارکردها هنوز در زمره کارکردها غیر بازاری محسوب می شوند. در هر حال اگر دیدگاه های نظری خود را در مدیریت تغییر دهیم، می توانیم جهت بهره برداری غیر مستقیم از همه کارکردها برنامه ریزی کرده و جوامع محلی ذینفع در بهره برداری سنتی را برای تغییر معیشت آماده کنیم. در الگوی مدیریت چند محصولی و بهره برداری غیر مستقیم جوامع محلی ذینفع نباید به بهره برداری عرفی و سنتی ادامه دهد. مدیریت منابع طبیعی نیز باید بر حسب حقوق ناشی از عرف، از بهره برداری یک محصول از یک یا چند ظرفیت شناخته شده به سمت بهره برداری چند محصول از یک یا چند ظرفیت موجود گام بردارند. با اجرای این الگو قطعاً تعادل بخشی در پهنه سرزمینی حفظ خواهد شد و مدیریت یکپارچه می تواند بر حسب وظیفه مندی خود از انواع تولیدات خام به سمت توسعه صنایع کوچک مختلف گام بردارد.

صنعت کوچک توریسم  - صنعت کوچک غذایی - صنعت کوچک معدنی - صنعت کوچک دستی و... بسته به اینکه از طریق دوره­های آموزشی تا چه حدی در افزایش مهارت­های فردی می رسیم و در هر روستا به عنوان یک سایت در بهبود مهارت کسب موفقیت می شود، به توسعه روستایی دست پیدا کنیم. با درک ظرفیت­های مختلف پوشش جنگلی- رودخانه ها وچشمه های آب - مهارت های خانگی صنایع دستی چوبی و غیرچوبی- خانه­های گردشگری- ایجادآمادگی دامداری بسته- پرورش انواع ماکیان و تولیدات مختلف گیاهان دارویی و قارچ و تولید علوفه ، مدیریتی متغیر و تحول یافته در مدیریت یکپارچه اجرا خواهیم کرد.

سنجش میزان وابستگی تولید در بخش­ های مختلف اقتصادی به سرمایه گذاری نشان می دهد، در بین بخش­ های مختلف اقتصادی بخش کشاورزی و گردشگری می تواند در رونق اقتصادی موتور محرکه محسوب شود. از این رو در ترسیم نقشه راه بهبود کسب و کار این تأمل لازم است که به روستاها به عنوان بستر توسعه نقش بیشتر و بهتری داده شود و برای معکوس کردن نرخ جمعیت شهری به روستایی اقدام شود، تا منابع مالی اعتباری برای افزایش تولید اختصاص داده شود و برای دستیابی به این هدف بزرگ باید به سمت ایجاد صنایع کوچک رفت و توزیع منابع طبیعی و منابع انسانی و منابع مالی اعتباری دقت کرد.

بسیاری از کشورها برای رفع رکود اقتصادی از الگوی تولید ارزان استفاده کردند. مانع تبدیل فرصت به تهدید شدند و با استفاده منابع مالی اعتباری برای تولید بیشتر، از هرز رفتن نیروی کار و ایجاد خسارت ناشی از ناهنجاری جلوگیری کردند، تلاش کردند هزینه ها را هر چه بیشتر به هر طریق کاهش دهند. از این رو در این بازه زمانی برای مدیریت منابع طبیعی اجتماع محور کردن مطالعات برای بهبود و ارتقای مدیریت مشارکتی و یکپارچه ضرورت دارد. تلفیق اطلاعات و یکپارچه کردن مدیریت اجماع نظر در پی دارد و فاصله ها را در مدیریت کاهش  می دهد.