آمار بازدیدکنندگان سایت

01882780
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
778
780
2301
21491
59490
1882780

آی‌پی شما: 52.55.186.225
امروز: ساعت

اجرای طرح خروج دام محتاج تغییر نگرش است

بعضی از نظرات را نمی شود از سیستم اداری بیان کرد. مباحثی مانند بحث و بررسی تبعات اجرای مدیریت غیر حرفه ای !  اما در هر حال عملکرد اجرای طرح خروج دام با همه فراز و نشیب هایش در مجموع رضایت بخش است. کم لطفی است برخی از ایرادات را چنان برجسته کنیم که نیمه پر لیوان برای مردم قابل


 

 

اجرای طرح خروج دام محتاج تغییر نگرش است


بعضی از نظرات را نمی شود از سیستم اداری بیان کرد. مباحثی مانند بحث و بررسی تبعات اجرای مدیریت غیر حرفه ای و مانند آن را !  اما در هر حال عملکرد اجرای طرح خروج دام با همه فراز و نشیب هایش در مجموع رضایت بخش است. کم لطفی است برخی از ایرادات را چنان برجسته کنیم که نیمه پر لیوان برای مردم قابل رویت نباشد.  عملکرد حاصل تلاش کارشناسی و سلامت و عزت نفس کارشناسان و مدیران در این بخش  با وصف عدم همراهی دیگر دستگاه ها ستودنی است.

البته کار طرح خروج دام  نیز مانند همه کارهای دیگر کشور، دارای بحث هایی بود. چون اجرای طرح بر پایه یک ماده قانونی بر اساس دستورالعمل انجام شد. همه فرایندهای مبتنی بر دستورالعمل در هر سیستم اداری، دارای تالی فاسد است و اجرای این طرح را هم نمی توان مبری از هر عیب دانست.

اما متخصصین بخش و خارج از بخش جنگل و منابع طبیعی از این نکته غافل نشوند. اجرای طرح با شرایط خاص و ویژه در یک مدیریتی که دارای شرایط خاص و ویژه بود به اجرا درآمد. این دو شرایط کاملا  متفاوت از هم، قادر به تطبیق و هضم هم نبودند. همانطور که پرفسور اتر در سیمنار گرگان اعلام کرد.(« منقول از مهندس جباری» هنوز فرصت نکردم مقاله ایشان را بازخوانی کنم )، اجرای طرح نیاز به زمان پنجاه ساله دارد و این نظریه مایه تعجب کارشناسان در آن سیمنار شد. آن نظر مبتنی بر دانش علمی عملی جنگلداری بود. در جنگلداری برنامه ریزی زمانی مکانی بلند مدت دهساله است. اما اجرای برنامه صیانت سالی مالی است و بر حسب اعتبار تخصیص داده شده، پیشرفت فیزیکی را در همان سال می خواهد و گزارش تفریغ بودجه می گیرد. این دو شرایط متفاوت از هم در مدیریت عرصه و مدیریت اعتبار سبب شدند، تا حدودی مدیریت جنگل در رابطه با اجرای طرح خروج دام، اولویت ها کنار گذاشته و برنامه گریزی اجرای طرح در بسیاری از اقدامات نمایان گردد.

عملکرد اجرای طرح خروج را باید در عبارت تعارض جستجو کرد. کسیکه به تعارض جنگل توجه نکند، ضرورت اجرای طرح خروج دام را متوجه نشده است. در یک عرصه جنگلی دارای حقوق عرفی و فعالیت دامداری و بهره برداری تعلیف دام از یک سو و دخالت های فنی مهندسی اجرای طرح برای اصلاح جنگل از سوی دیگر، سبب ایجاد دو مدیر و در نهایت تعارض یا مدیریت دوگانه می شود. مخصوصاً اینکه اگر خود را نسبت به حقوق عرفی باقیمانده ناشی از ریشه نظام بهره برداری ارباب رعیتی ملغی شده در اجرای قانون ملی شدن بیگانه بدانیم، تعارض ها باید شدید تر تصور شود. در غیر این صورت باید اذعان کنیم به کنه کار کارشناسی اجتماعی اقتصادی جنگل وقوف نداریم !

ایکاش در دامنه نقد و بررسی تلاش کارکنان این بخش از فعالان سازمان را گم نمی کردیم و در ضرورت اجرای طرح بر اساس برنامه طرح جنگلداری، دفاع مؤثر کرده و مبتنی بر تغییر نگرش متحول شده در مدیریت، توان پذیرش پیشنهاد داشته باشیم.

عملکرد اجرای طرح خروج دام در سطح طرح های جنگلداری بالاتر از چهل درصد است. در حالیکه طرح خروج دام برای رفع تعارض دام و جنگل طرح جنگلداری به اجرا گذاشته شد، نه برای کل جنگل و جنگل های خارج از طرح !. آمار تعداد دام در جنگل های شمال نباید ملاک تحلیل عملکرد طرح خروج دام باشد. بلکه باید از آمار  تعداد دام موجود در طرح های جنگلداری استفاده و استناد شود.

برای رساندن یک پیام در یک مطلب نباید دولا پهنا کنیم. باید واقعیت ها را برای هدایت هر چه بهتر امور اجرایی گفت. قطعاً واقعیت های طرح خروج دام چیز دیگری است. اجازه دهیم مدیریت حرفه ای که توان آنالیز اطلاعات تخصصی بخش را دارد، برای جامعه اطلاعات مدقن و قابل اعتنا تولید کند.

478طرح جنگلداری داریم که تعداد  66 طرح حفاظتی است و در تعداد 171 طرح جنگلداری(حدود 42 %) تعارض دام و جنگل رفع شد و 44درصد از دامسرا ها نیز تخریب شدند و سطحی معادل 17000 هکتار در فرایند احیا قرار گرفته است. در کل تعداد  208 طرح دارای مشکل است.

با ملاحظه بر روی تصویر GISکه اطلاعات تولید شده  را مبتنی بر تعارض در طرح جنگلداری را بیان می کند، نشان می دهد،


اقدام منسجم و مبتنی بر طرح در رفع تعارض اثر بخش بوده است. اکنون بسیاری از طرح های جنگلداری مشکل تعارض دام و جنگل ندارند.

با وصف عملکرد قابل اعتنا که سازمان در عین تنهایی به اجرا گذاشته و در کارنامه خود دارد. باید در تهیه و تدوین و تصویب طرح ها با تغییر نگرش، بر اساس نظام فنی اجرایی و ضوابط ملی آمایش سرزمین که در اجرای قانون طرح و برنامه کشور مصوب 51 ، برای تهیه و اجرای هر طرحی الزامی است. طرح ها را با طی مراحل پدیدآوری ، اجتماع محور تهیه و اجرا نمود.

بر این اساس می توان به یک آسیب جدی در چارچوب اقدامات اجرایی گذشته در طرح رسید. تعارض اساسا با بهره برداری شروع و در شیوه معیشت دامدار و شیوه اجرای طرح آشکار می شود. بنابراین می توان از لحاظ اجرایی به حذف دام گردانی رسید، اما با دام بسته « دامپروری» مخالفت نداشت و از لحاظ شیوه معیشت دامدار به تغییر معیشت رسید، اما با جابجایی و خروج دامدار بر خلاف تعادل بخشی در پهنه سرزمینی برنامه ریزی نکرد.

اصول مبتنی بر تغییر که به سمت تحول گام بردارد، نه تنها برای جنگل بلکه برای مدیریت مناطق روستایی کشور یک اقتضا و ضرورت و مصلحت و الزام است و همه ما باید برای نیل به این خواسته با گام های استوار حرکت کنیم. از این جهت به تمامی طرح ها و پروژه ها که اجتماع محور تهیه نمی شوند و با مشارکت مردم اجرا نمی گردند، هزینه های تمام شده نگهداری و مراقبت و صیانت از طرح ها نیز سنگین است.

اگر بهبود و ارتقاء معیشت جنگل نشینان دردستور کار مدیریت علمی عملی جنگل قرارنگیرد، به حل مسئله رفع فقر جنگلنشینان بی توجهی شده است. مادامیکه جنگلنشینان فقیر باشند هرگز فقر پوشش جنگلی بهبود نمی یابد  افزایش تاج پوشش مرهون توجه دولت به این قشر کم تر برخوردار است. باید برای برخورداری این قشر محروم تلاش کرد و از میزان وابستگی معیشتی جنگلنشینان به بهره برداری مستقیم از تولیدات جنگل کاست. به کرات دیده شده است، یک خانواده برخوردار که در قلب جنگل های شمال زندگی می کند، نوع نگاه مدیریتی متفاوت با یک خانوار فقیر دارد.

باید سامانه مدیریت جنگل را برای رفع فقر عدم تحرک آماده کرد و در طرح ها و پروژه ها برای ایجاد تحرک اقتصادی و افزایش تولید داخلی برنامه ریزی نمود. تغییر یک ضرورت است.!


نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 28 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم