آمار بازدیدکنندگان سایت

01882758
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
756
780
2279
21469
59490
1882758

آی‌پی شما: 52.55.186.225
امروز: ساعت

ایران خشک بود و هرگز ﺍﺯ ﺑﯽ ﺁﺑﯽ ﻭ ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﯽ ﻧﺎﺑﻮﺩ نمی شود

 

در پاسخ به مطلب "ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺧﺸﮏﺷﺪ "  در ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﺗﺎﯾﻤﺰ !  ﮐﻪ نوشته است" ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻫﻔﺖ ﻫﺰﺍﺭﺳﺎﻟﻪ ﺗﺎ ۲۰ ﺳﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺑﯽ ﺁﺑﯽ ﻭ ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﯽ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺑﺠﺎﯼ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ، ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﮔﯿﺎﻩ ﻭ جاﻧﺪﺍﺭﯼ توان ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ"نباید در دام دشمنان گرفتار شویم . واقعیت این است که سوء مدیریت


 

ایران خشک بود و هرگز ﺍﺯ ﺑﯽ ﺁﺑﯽ ﻭ ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﯽ ﻧﺎﺑﻮﺩ نمی شود

در پاسخ به مطلب "ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺧﺸﮏﺷﺪ "  در ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﺗﺎﯾﻤﺰ !  ﮐﻪ نوشته است" ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻫﻔﺖ ﻫﺰﺍﺭﺳﺎﻟﻪ ﺗﺎ ۲۰ ﺳﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺑﯽ ﺁﺑﯽ ﻭ ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﯽ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺑﺠﺎﯼ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ، ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﮔﯿﺎﻩ ﻭ جاﻧﺪﺍﺭﯼ توان ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ". نباید در دام دشمنان گرفتار شویم . واقعیت این است که سوء مدیریت داریم، اما این به این معنی نیست که تا 20 سال یا 200 سال دیگر همه چیز را از دست بدهیم.  اکولوژی علم اضداد است و اکولوژیست ها گرفتار یک رفتار چه کنم چه کنم هستند.! عبارت نابودی نیز عبارت درستی نیست.

اگر در مدیریت کشاورزی کشور ما فقط الگوی کشت رعایت شود، مشکل بهره برداری از منابع آب هم حل می شود. ما به علت فقر فرهنگی و مالی گرفتار یک کورس حرکت هستیم و در خود رفتار چپو کردن پنهان و آشکار داریم،  از همین جهت است که هر فرد از ما در قالب تشکل ها و تعاونی ها یک کارنامه ضعیف دارد.

توجه کنیم می گفتند دریاچه ارومیه نابود شد و اکنون دریاچه ارومیه نسبت به سال مشابه بیش از 20 سانتی متر افزایش سطح آب دارد. یعنی ظرف یک سال همزبانی و همدلی و همگرایی سطح آب به میزان 20 سانتی متر به سمت بهبود وضعیت دریاچه ارومیه حرکت کرد.

 اقلیم ایران خشک تا نیمه خشک است ، ولی تنوع اقلیم داریم و این موهبتی است که خدای متعال به ما داد. تراکم جمعیت کشور ما پایین است و این هم فرصتی است که کشور ما دارد. تصور بفرمایید  اگر توسعه مدیریت رژیم غذایی پایه مبتنی  بر نان مردم ما را با رژیم غذایی مبتنی بر پایه سیب زمینی جابجا کند، تولید در هر هکتار را حتی با روش تولید سنتی تا حدود 40 برابر عملکرد فعلی اراضی آبی کشور ارتقا می دهد  و یا اگر توسعه مدیریت در پخت نان صنعتی حاکم شود و از پخت سنتی  دست بردارد، به بهبود مصرف و کاهش ضایعات بیش از 30 درصد مواجه خواهد شد و توان تغذیه در موضوع نان را 30درصد افزایش می دهد.

مشکل کشور ما مشکل مدیریت است. آنگاه که رهبری مسئله اول را اقتصادی اعلام می کنند و به تحرک اقتصادی و افزایش تولید داخلی و کاهش نرخ بیکاری تأکید می کنند  و چند مسئول روی طبل استراحت جنگل می کوبند و رکود اقتصادی ایجاد می کنند و به تولید داخلی چوب اهمیت نمی دهند و برایشان بیکاری 9000 شاغل مهم نیست. آنها بر روی افزایش واردات غیر ممکن تأکید می کنند، چون تشخیص  متخصیصین فاقد تجربه انها  این است که می گویند باید جنگل را حفاظت کرد و بهره برداری چوبی راهبرد درستی نیست و از این رو می گویند باید به جنگل استراحت بدهیم تا ببینیم چه می شود ( یعنی آزمون و خطا ) اما اهل تخصص و تجربه می گویند لازم نیست چرخ توسعه مدیریت را از کار بیاندازید.

 اگر در یک میلیون هکتار جنگل تحت مدیریت طرح وضعیت بهتری نسبت به سطوح جنگل های فاقد طرح دارید، خود را مکلف به افزایش سطح در قالب طرح کنید و ظرف مدت پنج سال همه سطوح جنگل را زیر پوشش طرح ببرید. اگر مطالعات شما کمی از حیث دقت رنگ باخته کمی سطح نظارت را ارتقا دهید و عیب ها را رفع کنید. اگر در مطالعه جامع نگر نبودید سعی کنید جامع نگر باشید. با  استراحت دادن به جنگل فقط بر روی حدود 600  هزار متر مکعب حجم برداشت تمرکز می کنید و این درست نیست که حجم برداشت حدود 4 میلیون متر مکعبی عرفی و سنتی و بر خلاف قانون را فراموش کنید.

در تأسی از فرمایش مقام معظم رهبری، به نظر من مسئله اول جنگل ، حل مسئله سوخت جنگل نشینان است که اکنون تا حدود 3.5 میلیون متر مکعب در جنگل مصرف دارد. این حجم می تواند مشکل صنعت کشور را حل و فصل کند. به طور واضح می توان گفت که مساحت اراضی تحت تصرف مردم در حوزه شهری و روستایی و زراعت در ناحیه رویشی هیرکانی در حدود 1.5 میلیون هکتار است و میزان تولید چوب بخش خصوصی در هر هکتار 150 تن در هر 5 سال در هر هکتار است. مساحت 160 هزار هکتار در شمال کشور تحت زراعت چوب است. اگر در هر سال به میزان  20 درصد یعنی 32000 هکتار برش بخورد و نوسازی شود، میزان تولید چوب در حدود 4.800.000 تن خواهد بود این سقف برداشت می توان در کف 4 میلیون متر مکعب برآورد شود و اگر در سایر سطوح 1.5 میلیون هکتار به ازای هر 300 متر 10 درخت داشته باشیم ، در نتیجه یک تن تولید چوب خواهیم داشت و بدین ترتیب حدود 4000.000  تن ظرفیت تولید در فضای سبز محاوط و معابر  و تولید در روش بادشکن باغات و یا آگرو فروستری داریم و در حدود 800 هزار تن در هر سال امکان برداشت داریم.

شمال کشور قطب تولید چوب است، می گویند چرا صنایع چوب در شمال کشور مستقر شده است تا در بلعیدن جنگل های طبیعی نقش داشته باشد. باعث تأسف است که مدیریت علمی عملی جنگل را بهره برداری می دانند کسی از بخش های نظارتی کشور باید بر روی این مسئله تمرکز داشته باشد  و بر فعالیت های درون طرح تأمل کند. مدیران جنگل هرگز متعهدانه به صنعت، مدیریت طرح جنگلداری را ننوشته اند .

برای استقرار صنعت چوکا با ظرفیت 150.000 تن، مساحت 10.000 هکتار زراعت چوب در جلگه ایجاد شد و هر دهسال با  1000 هکتار محوطه برش میزان 150.000 تن چوب برداشت می شد ولی با دخالت های ناروا مانند استراحت جنگل فعلی ، اکنون صنوبر 40 ساله و توخالی و سرخشک برای کشور به ارث گذاشتند.

ایران خشک بود، قطعاً خشک بود !  اما نابود نمی شود . من با عبارت نابودی همیشه مشکل دارم. این وهم برخی افراد است. اگر ایران خشک نبود مردم ما در قرون گذشته با ناخن قبر نمی کندند و قنات خلق نمی شد. قنات اکنون یک اثر افتخار آمیز و یک میراث فرهنگی است . آنهایی که به راز و رمز مقاومت و سرسختی ایرانیان دست نیافته اند، در حلقه  وهم گرفتارند و استکبار جهانی آنها را مدیریت می کند و برایشان منافع ملی و تولید ثروت ملی اهمیت ندارد.



نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.

كاربران آنلاين

ما 33 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم