فرصت های در اعماق تهدید

کرارا شنیده ایم که باید از تهدید فرصت ساخت. اما در این یادداشت می خواهم بر روی این نکته تصریح

 

 

فرصت های در اعماق تهدید 

 

کرارا شنیده ایم که باید از تهدید فرصت ساخت. اما در این یادداشت می خواهم بر روی این نکته تصریح و تامل داشته باشم که تهدیدات حتی برخی از انواعِ تهدیدات طبیعی آن ! عملاً منشاء رفتار انسانی دارند. اگر انسان ها تحول و توسعه و تغییر کنند، با نتیجه بسیار متفاوت تر از قبل مواجه می شوند.

به یاد داشته باشیم ما تنها کشوری نیستیم که به ما دیکته می شود ! چه کاری بکنیم و چه کاری نکنیم و یا همانطور که آنها می بینند ! ببینیم و هرگز اجازه نمی دهند، طور دیگری ببینیم، اما جامعه ما واقعا نیاز دارد تغییر کند و طور دیگری ببیند   !

با این مقدمه باید به واقعیت غیر قابل کتمان گنده لات های شمال اروپا ! مردمی از نسل جنگجویان وایکینگ‌ ها که در زمان‌های بسیار دور، به سرزمین‌های مختلف حمله و مایملک آنها را غارت می‌کردند، اشاره کنم و سپس ایران هراسی و نسبت غیر واقعی تروریستی تشکیک پذیر ! را یادآور شوم و با پاراگراف زیر از تجربه کشورهای اسکاندیناوی برای تاکید بر لزوم تغییر کمک گرفته باشم

""بعداز جنگ جهانی دوم که اروپا تقریباً کامل ویران شده بود صندوق جهانی پول اقدام به پرداخت وام به کشور های اروپایی کرد تا کشور های خود را بازسازی کنند. در این میان کشورهای اسکاندیناوی با این پول اقدام به ساخت کتابخانه و ترویج فرهنگ کتابخوانی بین مردم پرداختند، تا جاییکه چندین بار باعث اعتراض و تذکر صندوق بین‌المللی پول به این کشورها شد، اما مردم این کشورها اطمینان خاطر دادند که از این وام برای توسعه زیرساخت های فرهنگی اجتماعی استفاده می‌کنند.

حالا نوادگان‌ آنان تفاوت‌های فاحشی با پدربزرگانشان دارند که به نوردیک‌ها معروف هستند و به عنوان آدم‌هایی آرام و صلح طلب و در عین حال متفکر در امور اقتصادی شناخته می‌شوند"" که مقایسه چنین مصرف منابع مالی را می توان در اداره بازرسی عمومی آمریکا برای بازسازی افغانستان (سیگار) جستجو نمود و علت عقب ماندگی مردم کشور افغانستان را تجزیه و تحلیل کرد.

اگر برای رفع تهدیدات نوع و دریچه نگاهمان را تغییر دهیم و متحول شویم، استخراج فرصت ها از دل تهدیدات را قطعا بالاصاله و فرصت بالقوه ای برای بالفعل کردن فرصت های نهفته و پنهان محسوب می کنیم.

کرارا از تغییر آب و هوا سخن گفته اند و کشور ما را متاثر می دانند، اما تهدید انتشار ریزگردها چه با منشاء خارجی و چه با منشاء داخلی، عموما متاثر از رفتار دولت ها و انسانهاست  

در بهترین شرایط آب هوایی کشور در شمال با تهدید جدی تغییر کاربری اراضی - سد سازی در قلب جنگل و انتقال آب مواجه هستیم و در بهترین پوشش جنگلی با بیشترین نسبت سرانه سبز در استان، برنامه توقف بهره برداری را به بهانه استراحت جنگل به اجرا گذاشتیم، که هیچیک از بهانه های استراحت جنگل دارای برنامه مهار و رفع تعارض نیستند و عملا مدیریت جنگل فشل و رها شد. در مراتع کشور بدترین حالت ممکن تعلیف دام و برداشت گیاهان دارویی در حال اجراست و طرح و برنامه ی مهار عوامل تخریب و رعایت بهره برداری در حد توان اکوژیکی نیست. در قلب بیابان ها و در مظهر انتشار ریزگردها بیشترین ظرفیت انرژی خورشیدی و بادی را توامان داریم، اما برنامه عملیاتی ما صرفا مالچ پاشیِ انتقاد پذیرِ هزینه بر شده است و تهدیدات را با چالش های محیط زیستی دیگری گره زدیم و انباشته شد.

 فرصت ها در قلب تهدیدات نهفته اند، همانجاییکه وایکینگ ها خود را مجاب ندیدند و نخواستند به توصیه صندوق بین المللی پول عمل کنند و برای حل مسئله پیش روی جامعه خود، تلاش کردند تغییر کنند و لاجرم طور دیگری نگاه کردند و به راه حل مسئله اصلی جامعه خود رسیدند، وضعیت جامعه ایرانی خوش بین به امید ! اما سرشار از یاس و ناامیدی در تحقق وعده های انتخاباتی این دولت و آن دولت، نتیجه مدیریت متداول و سنتی تحول نیافته است و هرگز قادر به کسب درآمد لازم و کافی برای انجام وعده ها نخواهد شد.  

تمرکز بر فرصت های در اعماق تهدیدات، فقط به تغییر و تحول نیاز دارد، تا بر حسب استانداردهای ملی و جهانی بهره برداری از ظرفیت های موجود را ساماندهی کرده و به افزایش بهره وری برسد و از طریق راه حل مسئله اول جامعه، مسائل مختلف پیش روی جامعه را حل کند.

 

نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد
  • هیچ نظری یافت نشد.