آمار بازدیدکنندگان سایت

02340755
امروز
دیروز
هفته جاری
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
270
1046
11026
9792
34798
2340755

آی‌پی شما: 18.207.254.88
امروز: ساعت

در حسرت حفاظت بهینه جنگل

  دستیابی به حفاظت بهینه جنگل باید از جمله نگرانی های آحاد جامعه محسوب شود. روند حفاظت معمول در حفظ جنگل ها نشان صفر و صد کردن روش ها و شیوه های اجرایی دارد و  فرایندحصول به دستیابی بهینه سازی حفاظت جنگل با ابهام  و نگرانی مواجه می کند  

 در حسرت حفاظت بهینه جنگل


در دو سال اخیر یک تجربه گرانسنگ مدیریت دوره انتقال، به اجرا گذاشته شد. بسیاری از زوایای نا گفته و نا نوشته از چگونگی تهیه طرح و تدوین و تصویب و اجرای طرح جنگلداری گفته و نوشته شد. در هر حال از نکات قوت که بیشتر از نکات ضعف است و نکات ضعفی که ناشی از سوء مدیریت افراد غیر متخصص و یا فاقد تجربه اجرایی بروز کرده است. هیچ ارتباط موضوعی با ماهیت فعالیت جنگلداری ندارد.

سال های مدیدی است در هدایت مدیریت علمی عملی جنگل، در رفتارهای مدیریتی جنگل جنگلداری رها شد و به جنگلشناسی بیشتر توجه شد. جنگلشناسی شیوه اجرایی و برش ها را در طرح ساماندهی می کند و از این رو جنگلشناسی نمی تواند برای روش مدیریت جنگل مانند؛ دانه زاد همسال دانه زاد ناهمسال و... اقدام کند. جنگلداری همان ابعاد مدیریت پایدار را در خود دارد. یعنی هرگز یک کتابچه طرح بدون ملاحظه مباحث اقتصادی یا بدون ملاحظه مباحث اجتماعی برنامه ریزی سنتز نشد. ضعف های مباحث اجتماعی در کتابچه به دلیل اینکه تهیه طرح بیشتر حاکمیت محور دنبال شد و با اجتماع محور شدن فاصله داشت.

فکر می کنم آقای دکتر بنان در کتاب مدیریت علمی عملی جنگل با چنین مضمونی به این نکته اشاره کرده اند. انتخاب روش دانه زاد همسال با برش تدریجی پناهی بیشتر به دلیل دور شدن از مشکل دامدارای سنتی بود. آنها با انتخاب دانگ، دامدار را در سطوح اصلاحی جنگل شیفت داده و برای اجرای طرح در سطح دانگ مشکلی نداشتند و جنگل را همسال اصلاح می کردند. اما متأسفانه برداشت جامعه این بود که آنها دنبال بهره برداری متمرکز سودآور بودند. بنابراین بهره برداری چوب هیچگاه هدف اولیه نبود !

در هر حال باید به اصلاح روش­ها و شیوه­ها در جنگلداری برای دستیابی به یک مدیریت پایدار واقعی تن داد. اما در عین حال صلاح نیست ضعف های طرح های جنگلداری را نیز در معرض طوفان خرمن کنیم، در کارنامه فعالیت جنگلداری و جنگلداران یک نقطه عطف برجسته وجود دارد. جنگلداری همیشه یک فعالیت اقتصادی بوده است و جنگلداران یک کارشناس مقتصد بوده اند و اقتصاد وجه بارز اعتدال و میانه روی است و جنگلداران همیشه در روش و شیوه اجرایی طرح جنگلداری انعطاف به خرج دادند.

رها کردن روش شاخه زاد- رها کردن شیوه اجرایی قطع یکسره - تدریجی پناهی و... توانایی و انعطاف جنگلداران شمرده می شود. چرا مشاهدات خودمان را نادیده می گیریم و تجزیه تحلیل نمی کنیم. مساحت کمر بند سبز و جنگل های در حدود 197000 هکتار است. چرا آنها که آن سطوح جنگلی مخروبه را دیده اند و تلاش جنگلبانان در احیای این سطوح را دیده اند و اکنون با یک سطوح احیا شده مواجه هستند و در جنب همین سطوح احیا شده فعلی، همان سطوح مخروبه را مشاهده می کنند و می دانند برخی موانع اجتماعی مانع از انجام عملیات احیایی شده است به مدیریت جنگل کمک نمی کنند.

امروز نزد یکی از مقامات محترم مهمان بودم و از غربت و تنهایی جنگلبانان گفتم و در پیرامون سئوال واضح ساخت و ساز غیر مجاز عرض کردم انکار نمی کنم ولی انگار را نمی پذیرم . نباید جنگلبان را مقصر بدانیم !

افراز ملک یک وظیفه ذاتی ثبتی است کاربری یک وظیفه ذاتی در مدیریت زمین است . احداث بنا یک امر منوط به دریافت پروانه احداث بنا می باشد. چرا این همه قصور و تقصیر در انجام وظایف ذاتی دستگاه های مختلف نا دیده گرفته می شود و انگشت ابهام در انجام وظیفه  به سمت جنگلبانان نشانه رفته می رود.

صدای جنگلبانان به کجا تا کجا می رسد !

کسی بپرسد حامیان جنگلبانان در زمان اجرای مقررات ملی کردن کدام یک از مقامات بودند !

منافع عمومی و ملی ایجاب می کند به تأسی از فرمایشات مقام معظم رهبری به سمت بهینه سازی مدیریت برویم

در این دوسال اتفاقات عجیبی افتاد. همه افراد دارای قلم و کاغذ و میکروفن دنبال قطع بهره برداری بودند. در حالیکه بر فضای حقیقی و مجازی استیلا داشتند، قانون قاچاق اصلاح شد و دیگر نمی شود قطع و تبدیل کنندگان درخت عنوان قاچاقچی داد. بدترین شکل بهره برداری درخت توسط قاچاقچیان چوب انجام می شود. آنها به گزینی می کنند، یعنی بهترین گونه جنگلی را انتخاب  می کنند و بهترین پایه در هر گونه جنگلی را انتخاب و قطع می کنند و به بدترین شکل نیز آن را تبدیل می کنند یعنی فقط شانه ماهی را می خورند.

مازاد مقطوعات را رها می کنند و برایشان استحصال بیشترین حجم صنعتی از درخت اهمیت ندارد. عنوان قاچاق چوب در برابر چشم همگان و با این همه حساسیت های حفاظت زیست محیطی، از جایگاه قاچاق به جایگاه تعزیر تنزل یافت، سکانداران حقوق محیط زیستی جامعه خسته نباشید !  حفاظت جنگل چند جانبه است ! 

کسی می تواند به فکر حفاظت از جنگل باشد که درد جنگل را بداند. آنگاه که گفته ام من حق جنگل را خواهم گرفت، از این باب بود و هست که در تعطیلات نوروزی قدرت تصمیم گیری مالی چند میلیاردی برای حفاظت و نظارت بر طرح­ها را به واسطه برنامه ریزی بلند مدت در طرح ها دارم.

کسی بیاید به معاون امورجنگل کشور بگوید نگران نباشید توقف بهره برداری بپذیرید، اعتبارات مورد نیاز جنگل مثل حقوق معاون امور جنگل هر ماهه پرداخت می شود !

 آیا با اجرای توقف بهره برداری و تخصیص  اعتبارات تملک دارایی دولتی می توان مدیریت جنگل را بهینه سازی قلمداد کرد و در تعطیلات نوروزی به معاون امور جنگل، چنین ابتکار عملی اعطا نمود.

رئیس اداره حفاظت بودم پیشنهاد برج دیده بانی دادم و نقشه برج دیده بانی ترسیم کردم و امکان سنجی اجرا را انجام دادم . اما اعتبار اجرایی نداشتم . مدیرکل منابع طبیعی شدم احداث برج دیده بانی را در سفر دوم رئیس جمهور پیشنهاد دادم، اما به دلیل اینکه عضو شورای برنامه ریزی نبودم از طرح دفاع مؤثر نشد و به کمیسیون ماده 32  ارجاع شد و هیچ نتیجه نداد. معاون امور جنگل هستم و باید کار کارشناسی شده را اهمیت ورجحان دهم. نمی توانم نظر 15 ساله خودم را اجرا کنم ! 

امروز گفتم بزرگترین آفت در مدیریت و برنامه ریزی، مداخله و موازی کاری است. !

من در حسرت حفاظت بهینه می سوزم آنها که دلشان به حال جنگل می سوزد. اجازه مداخله موازی در مدیریت جنگل ندهند!


نظر خود را اضافه نمایید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما بعد از تایید مدیریت در سایت منتشر خواهد شد

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

  • مهمان - صادقیان

    عرض سلام و ارادت،در نیم قرن اخیر عملکرد سازمان بعد از ملی شدن جنگلها ابندا در تثبیت مالکیت دولت بر عرصه های ملی، و تحولات فکری و فنی چند دهه گذشته در مدیریت جنگل (جنگلداری) بیشتروابسته به تصمیم گیری تعدادی افرادخاص در شرایط زمان اتفاق افتاده است،( نمونه بارز دکتر کریم ساعی بانی علم جنگل) .لازمه مدیریت جنگل یا جنگلداری شناخت جنگل است که این اواخر تعداد افراد خاصی اثرگذار(چکمه پوش) در بخش مدیریت جنگل سازمانی سیر نزولی پیدا کرده است. بطور مثال چند نفر از معاونین فنی ادارات کل شمال چکمه پوش و جنگلی هستند؟ درجه تخصص کارشناسان بخش جنگل ستاد و اداره کل چه اندازه است؟مدیران کل شما چند نفر مثل جنابعالی دلشون به حال جنگل می تپد و دلسوز جنگل هستند؟ شورای عالی جنگل در سالهای اخیر چه نقشی در مدیریت جنگل ایفا کرده است ؟ روسای سازمان جنگلها و مراتع در طول دهه اخیر چقدر زمان مدیریتی خود را اختصاص به مدیریت جنگل دادند؟بنابراین افراد تاثیر گذار بخش جنگل نقش خود را بخوبی ایفا نکردند.. ( روند پیگیری مدیریت جنگلهای دست کاشت را پیگیری بفرمائید آنوقت مطالب بنده را تائید می فرمائید. امروز شنیدم رئیس سازمان قصد عزیمت به استان را دارد و تنها به منظور گزارش کار جلسه ای در استان در مورد شرح خدمات که درست یکسال پیش تهیه شده بود برگزار می گردد ) .بنابر این در برخی موضوعات انتظارات و خواسته های جامعه از بخش فنی و تخصصی جنگل بجا و درست است. دروازه که خالی شد انتظار برد خیلی عجیب خواهد شد.

كاربران آنلاين

ما 19 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم